جورجیوا در سخنرانی اخیر خود در بانک تسویههای بینالمللی، تصویری از اقتصادی ارائه کرد که برخلاف بحرانهای گذشته، تنها با یک شوک منفرد مواجه نیست. از یک سو، جنگ و اختلال در بازار انرژی فشار هزینهای ایجاد کردهاند؛ از سوی دیگر، سرمایهگذاری عظیم شرکتها در زیرساختهای هوش مصنوعی تقاضا برای سرمایه و انرژی را افزایش داده و همزمان دولتها پس از چند سال حمایت مالی گسترده، با بدهیهای سنگینتری روبهرو هستند.
در چنین شرایطی، مسئله برای بانکهای مرکزی دیگر فقط بازگرداندن تورم به هدف نیست؛ بلکه این است که چگونه میتوانند این کار را بدون ایجاد بیثباتی مالی و در شرایطی که هزینه تامین مالی دولتها نیز رو به افزایش است، انجام دهند. شوک نفتی که هنوز تمام نشده است
یکی از مهمترین متغیرهای این معادله، انرژی است. اقتصاد جهانی تاکنون توانسته است بخش قابل توجهی از اختلال ایجادشده در جریان انرژی را جذب کند. مسیرهای جایگزین صادرات نفت، افزایش تولید برخی کشورها، کاهش واردات نفت چین، استفاده از ظرفیتهای پالایشی و آزادسازی ذخایر استراتژیک باعث شده شوک انرژی برخلاف برخی سناریوهای بدبینانه، اقتصاد جهان را وارد رکود شدید نکند.
اما از نگاه صندوق بینالمللی پول، این به معنای پایان بحران نیست.
حملونقل نفت از مسیر تنگه هرمز به حدود یکدهم سطح پیش از جنگ رسیده، قیمت نفت و گاز همچنان بالاست و ذخایر اضطراری کشورها نیز نامحدود نیست. ذخایری که در ماههای گذشته برای جبران اختلال عرضه مورد استفاده قرار گرفتهاند، در نهایت باید دوباره پر شوند؛ موضوعی که میتواند تقاضای بیشتری را روانه بازار انرژی کند.
در همین حال، یک مصرفکننده جدید و بزرگ نیز در حال ورود به بازار انرژی است: هوش مصنوعی. …



































































































































































