قیمت طلا امروز




 اهداف

 سایت رویداد‌ ۲۴ / ۲ ساعت قبل

آخرین کارت ایران | چه چیزی سرنوشت جنگ تهران-واشنگتن را تعیین می‌کند؟

شش ماه پس از آغاز جنگ، نه واشنگتن و تل‌آویو توانستند اهداف حداکثری خود را محقق کنند و نه تهران توانست خود را پیروز میدان معرفی کند. جنگی که با وعده تغییر معادلات منطقه آغاز شد، اکنون به نبرد فرسایشی بر سر هزینه‌ها، انرژی و میز مذاکره تبدیل شده است؛ جایی که هر طرف تلاش می‌کند شکست نخورده از میدان خارج شود.
 آخرین کارت ایران | چه چیزی سرنوشت جنگ تهران-واشنگتن را تعیین می‌کند؟
رویداد۲۴ | هانی صباغان- شش ماه پس از آغاز جنگ، تصویر روشن‌تر از روز‌های نخست است. آمریکا و اسرائیل توانستند بخش‌هایی از زیرساخت نظامی ایران را تخریب کنند، شماری از فرماندهان ارشد را شهید کنند و هزینه‌ای به کشور تحمیل کنند؛ اما نتوانستند این برتری عملیاتی را به نتیجه سیاسی تبدیل کنند. ایران نیز به معنای متعارف پیروز نشده است؛ اقتصاد، جامعه و توان نظامی آسیب دیده‌اند. دستاورد تهران این بوده که شکست را نپذیرد و زمان پایان جنگ را از انحصار واشنگتن و تل‌آویو خارج کند.

گزارش‌های تازه درباره آسیب پایگاه دریایی آمریکا در بحرین، انتقال تدارکات به دیه‌گو گارسیا و انهدام رادار سامانه تاد در اردن، نمایی از این بن‌بست را نشان می‌دهند. ایران با موشک‌ها، پهپاد‌ها و واحد‌های پراکنده، شبکه‌ای از پایگاه‌ها و سامانه‌های بسیار گران‌قیمت را درگیر کرده است. آمریکا قدرت تخریب بسیار بیشتری دارد، اما حفظ ناوها، پایگاه‌ها، خطوط تدارکاتی و ذخایر رهگیر برایش هزینه سنگینی ایجاد می‌کند. همین فرسایش، توان واشنگتن برای پشتیبانی از اوکراین و آمادگی در برابر بحران احتمالی تایوان را نیز محدود کرده است.

تنگه هرمز به مرکز این نبرد نامتقارن تبدیل شده است. دولت ترامپ از بازبودن تنگه و «کنترل کامل» آمریکا سخن می‌گوید، اما داده‌های مستقل از واقعیتی متفاوت حکایت دارند. پیش از جنگ، حدود ۹۸۰ کشتی در هفته از هرمز عبور می‌کردند؛ در یکی از هفته‌های اخیر این رقم به ۹۵ کشتی رسیده و برآورد عبور نفت نیز نزدیک پنج میلیون بشکه در روز است، در برابر حدود ۲۰ میلیون بشکه پیش از جنگ. تهران هنوز می‌تواند عبور کشتی‌ها را پرهزینه، نامطمئن و گزینشی کند و از همین نااطمینانی برای مطالبه رفع محاصره، کاهش تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها و دریافت امتیازات اقتصادی استفاده کند.

بیشتر بخوانید:

میراث نفتی شاه برای بن سلمان | خط لوله پهلوی چگونه می‌تواند عربستان را از تنگه هرمز نجات دهد؟

آیا بن سلمان می‌تواند تنگه را دور بزند؟ درباره پروژه پایانه یَنبُع چه می‌دانیم؟

این اهرم دائمی نیست. عربستان خط لوله شرق به غرب را تا ظرفیت هفت میلیون بشکه در روز فعال کرده، کشور‌های خلیج فارس مسیر‌های جایگزین و شرکای امنیتی تازه می‌سازند و پیمان عربستان، ترکیه و پاکستان نشانه همین تغییر است. انتقال صادرات به دریای سرخ نیز آن را در معرض تهدید حوثی‌ها قرار می‌دهد، اما هر ماه اختلال در هرمز سرمایه‌گذاری برای دورزدن ایران را جذاب‌تر می‌کند. هم‌زمان، ادامه خرید نفت ایران از سوی پالایشگاه‌های مستقل چین و فعالیت ناوگان سایه، به تهران امکان تنفس می‌دهد؛ حمایتی اقتصادی و سودمحور که جای یک تضمین راهبردی نامحدود را نمی‌گیرد.

مسیر اهداف آمریکا نیز معنای زیادی دارد اهداف آمریکا در طول جنگ مدام کوچک‌تر شده‌اند. جنگ با سخن از تغییر حکومت آغاز شد، اما اولویت‌ها به مهار برنامه هسته‌ای، نابودی توان موشکی و بازگشایی هرمز محدود شدند. اکنون دولت ترامپ کاهش قیمت بنزین برای رأی‌دهندگان آمریکایی را «هدف شماره یک» می‌خواند. نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، کاهش ذخایر مهمات و نبود یک گزینه نظامی تعیین‌کننده، ترامپ را به حفظ آتش‌بسی شکننده سوق داده است. رژیم صهیونیستی همچنان بر بی‌ثبات‌کردن ساختار قدرت ایران تأکید دارد و دولت‌های خلیج فارس مهار درگیری را ترجیح می‌دهند. اختلاف این بازیگران بر سر هدف و زمان، شکل‌گیری راهبردی مشترک را دشوار کرده است.

در تهران نیز هسته قدرت تغییر کرده است. ‎ برجسته‌شدن محسن رضایی، احمد وحیدی، حسین طائب و دیگر فرماندهان نشان می‌دهد مدیریت کشور نظامی‌تر شده است. ‎ الگوی در حال شکل‌گیری می‌تواند نوعی عمل‌گرایی نظامی باشد؛ مذاکره برای بازگرداندن منابع مالی و کاهش انزوا، همراه با حمله و تهدید برای واداشتن آمریکا به اجرای تعهدات. ‎

رقابت درون ایران میان جنگ و صلح نیست.

هزینه اصلی این وضعیت را جامعه ایران می‌پردازد. ‎ جنگ، اعتراضات و جامعه مدنی را به حاشیه برده، دست ساختار امنیتی را برای بازداشت و اعدام بازتر کرده و طبقه متوسط را زیر فشار تورم، بیکاری و تخریب زیرساخت‌ها فرسوده است. ‎ اقتصاد موازی نیز اجازه می‌دهد حکومت منابع محدود را به نهاد‌های حافظ قدرت اختصاص دهد، حتی هنگامی که اقتصاد عمومی رو به تحلیل می‌رود. ‎ به همین دلیل، فشار اقتصادی می‌تواند زندگی مردم را ویران کند بی‌آنکه فوراً به فروپاشی حکومت بینجامد؛ همان خطایی که در محاسبات اولیه تغییر رژیم دیده می‌شد. ‎

محتمل‌ترین چشم‌انداز، صلح پایدار یا بازگشت فوری به جنگ تمام‌عیار نیست؛ آتش‌بسی مدیریت‌شده با نقض‌های مقطعی، عملیات سایبری، حمله به کشتیرانی و چانه‌زنی بر سر انرژی محتمل‌تر است. ‎ نقطه تعیین‌کننده این است که تهران بتواند پیش از فرسوده‌شدن کارت هرمز، آن را به امتیاز سیاسی تبدیل کند و هسته نظامی قدرت به این جمع‌بندی برسد که بقای نظام از مسیر بازگشت محدود به اقتصاد جهانی می‌گذرد. ‎ توافق پایدار نیز باید هرمز، تحریم‌ها، پرونده هسته‌ای و امنیت منطقه‌ای را در یک چارچوب مرحله‌بندی‌شده و قابل راستی‌آزمایی جمع کند. ‎ در این جنگ هیچ بازیگری اراده خود را کامل تحمیل نکرده است؛ قدرت پراکنده‌تر شده و صورت‌حساب آن همچنان برای مردم منطقه صادر می‌شود. ‎







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026