قیمت طلا امروز




 جنگ تحمیلی ایران

 سایت تابناک / ۱ ساعت قبل

بازخوانی تاریخ/ داستان مردی که خرمشهر را از ایران گرفت

سال‌ها پیش از آنکه اسمش را روی نقشهٔ جنگ بشناسند، اسمش را روی سکوی مسابقه شنیده بودند. جوانی از دیالی که با نیزه از زمین کنده می‌شد و در آلمان رکورد می‌زد، ت...
 بازخوانی تاریخ/ داستان مردی که خرمشهر را از ایران گرفت

به گزارش تابناک، ایاد شعبان عیسی رمزی، ملقب به «الداغستانی» به‌واسطهٔ ریشهٔ خانوادگی‌اش، سال ۱۹۳۶ در استان دیالی عراق چشم به جهان گشود. تحصیلات نظامی را در کلیهٔ نظامی عراق گذراند؛ همان مؤسسه‌ای که در دوران پادشاهی عراق، درخشان‌ترین دانشجویانش را برای دوره‌های تکمیلی روانهٔ بریتانیا می‌کرد. او هم یکی از همین اعزامی‌ها بود و راهی آکادمی نظامی ساندهرست شد، یکی از معتبرترین مراکز تربیت افسر در جهان، و از آن فارغ‌التحصیل شد. در همان سال‌ها بود که ملک فیصل دوم، آخرین پادشاه عراق، شخصاً به دیدار دانشجویان اعزامی به ساندهرست می‌رفت؛ رسمی که نشان می‌دهد این افسر جوان از همان ابتدا زیر ذره‌بین دربار بغداد بود.   اما چیزی که در جوانی نام او را سر زبان‌ها انداخت، میدان جنگ نبود، میدان مسابقه بود. او قهرمان پرش با نیزهٔ عراق شد و در یک مسابقهٔ آزاد پرش در آلمان، عنوان نخست جهان را از آن خود کرد. ملک فیصل دوم شخصاً او را برای این افتخار تقدیر کرد؛ برای افسر جوانی از دیالی، آن روز بیشتر شبیه نقطهٔ اوج یک زندگی ورزشی بود، نه سرآغاز مسیری که قرار بود او را به یکی از شناخته‌شده‌ترین فرماندهان میدانی جنگ ایران و عراق بدل کند.   ترقی‌اش در ارتش عراق، آرام، اما بی‌وقفه پیش رفت. سال ۱۹۷۵ فرماندهی مدرسهٔ نیرو‌های ویژهٔ عراق را بر عهده گرفت، جایی که نسل تازه‌ای از کماندو‌های این کشور تربیت می‌شدند. شش سال بعد، در ۱۹۸۱، به فرماندهی صنف نیرو‌های ویژهٔ عراق رسید؛ یعنی بالاترین ردهٔ سازمانی این نیرو در کل ارتش عراق. اما پیش از آنکه به این جایگاه برسد، نامش قبلاً روی یکی از خونبارترین صفحات جنگ ایران و عراق ثبت شده بود.   جنگی که از اروندرود آغاز شد   جنگ هشت‌سالهٔ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) با یورش گستردهٔ ارتش عراق به مرز‌های غربی و جنوبی ایران و بمباران چند فرودگاه آغاز شد. چند روز پیش از آن، صدام حسین در نطقی تلویزیونی، پیمان ۱۹۷۵ الجزایر را که مرز دو کشور را در امتداد خط تالوگ اروندرود تعیین کرده بود، پاره کرد و یکجانبه اعلام کرد که کل این رودخانه به عراق تعلق دارد. پشت این ادعای مرزی، محاسبه‌ای بزرگ‌تر نهفته بود: عراق کشوری تقریباً محصور در خشکی بود که تنها از دهانهٔ کم‌عمق همین رودخانه به خلیج فارس راه داشت، و تصرف خوزستان می‌توانست این تنگنا را برای همیشه حل کند. صدام همچنین امیدوار بود با یک ضربهٔ سریع، انقلاب نوپای اسلامی ایران را که هنوز دو سال از پیروزی‌اش نگذشته بود، در همان نطفه خفه کند.   خرمشهر، نخستین و بزرگ‌ترین بندر ایران در آن دوران، درست در نقطه‌ای نشسته بود که خاک ایران به پایان می‌رسید و خلیج فارس آغاز می‌شد؛ شهری با دو رودخانهٔ آب شیرین، دسترسی مستقیم به دریا، و اهمیتی اقتصادی که آن را از همان روز نخست به یکی از نخستین هدف‌های ارتش عراق بدل کرد.   سه لشکر برای یک شهر   طبق متن عربی مورد استناد، عملیات اقتحام خرمشهر زیر نظر میدانی و عملیاتی سرلشکر ایاد شعبان رمزی هدایت می‌شد؛ او آن روز‌ها فرماندهی لواء ۳۳ نیروی ویژهٔ دریایی را بر عهده داشت و همزمان نظارت میدانی بر دو لواء دیگر، یعنی لواء ۳۱ و لواء ۳۲ نیروی ویژه را نیز اعمال می‌کرد. این سه لواء ویژه، ستون فقرات نیرویی بودند که ارتش عراق برای درهم‌شکستن مقاومت خرمشهر به کار گرفت.   پژوهش‌های ایرانی دربارهٔ همین نبرد، تصویری کامل‌تر از ترکیب نیروی مهاجم به دست می‌دهند. به گفتهٔ محمد درودیان، پژوهشگر حوزهٔ دفاع مقدس، فرماندهی عراق در آغاز کار، تصرف خرمشهر را چنان ساده می‌پنداشت که تنها دو گردان از نیرو‌های ویژه را برای این مأموریت اختصاص داده بود. اما در برابر مقاومت مدافعان شهر، این برآورد اولیه به‌کلی نادرست از آب درآمد و بغداد ناچار شد بیش از دو لشکر کامل را وارد میدان کند: لشکر سوم زرهی، گردان‌های هشتم و نهم از لواء ۳۳ نیروی ویژه، گردان تانک‌الحسن، واحد‌هایی از لشکر پنجم مکانیزه و لشکر دوم پیاده، چهار گردان کماندو از فرماندهی نیرو‌های کماندویی خالد، و گردان‌های دوم و سوم لواء ۳۱ نیروی ویژه، همگی در جریان این سی‌وچهار روز به میدان خرمشهر فرستاده شدند.   سی‌وچهار روزی که یک شهر را به نماد بدل کرد   آنچه در ادبیات نظامی عراق «فتح الفتوح» خوانده می‌شد، در سوی دیگر مرز، سی‌وچهار روز جنگ خیابانی خانه‌به‌خانه بود؛ نبردی که ارتش، سپاه پاسداران تازه‌تأسیس، و مردم عادی شهر، هر سه شانه به شانهٔ هم در آن ایستادند. فرماندهانی، چون محمد جهان‌آرا، سرهنگ شریف‌النسب و اقارب‌پرست، هدایت نیرو‌های پراکنده و بی‌سازمان -نظامی و مردمی- را در روز‌های نخست هجوم بر عهده گرفتند. سرهنگ شریف‌النسب، همراه با روحانی شهید شریف قنوتی، در خیابان چهل‌متری خرمشهر هدف گلولهٔ نیرو‌های عراقی قرار گرفت. در بخشی از شهر، شماری از نیرو‌های سپاه پاسداران در محاصرهٔ دشمن گرفتار آمدند که با یورش تکاوران نیروی دریایی از آن محاصره بیرون کشیده شدند.   روز دوم آبان‌ماه، نیرو‌های عراقی ساختمان فرمانداری را اشغال کردند و با استقرار در ضلع شمالی پل خرمشهر، مدافعانی را که در سمت غربی پل تا مسجد جامع ایستادگی می‌کردند، در محاصره گرفتند؛ اما رزمندگان همان شب توانستند دشمن را عقب برانند و فرمانداری را دوباره پس بگیرند. دو روز بعد، بامداد بیست‌وهشتم مهرماه، نیرو‌های عراقی با تهاجمی گسترده خود را دوباره به پل رساندند، این‌بار به کمک عناصر ستون پنجم که در مسجد جامع، آخرین پایگاه مهم مدافعان، رخنه کرده بودند. مقاومت همچنان ادامه داشت تا سرانجام در عصر روز سوم آبان، نیرو‌های عراقی به پای پل خرمشهر رسیدند و در چهارم آبان ۱۳۵۹ (۲۶ اکتبر ۱۹۸۰)، پس از سی‌وچهار روز پایداری، شهر به‌طور کامل به اشغال ارتش عراق درآمد.   مطبوعات عراقی پس از سقوط شهر نوشتند که «محمره» سرزمین اجدادی عراق است و برای همیشه بازپس گرفته شده. اما در سه ماه پس از آن، از مهر تا دی همان سال، ارتش، سپاه و نیرو‌های مردمی چند عملیات پیاپی برای آزادسازی شهر انجام دادند که هیچ‌کدام به نتیجهٔ قطعی نرسید. خرمشهر برای نزدیک به نوزده ماه در اشغال باقی ماند.   بازگشت به آغوش وطن   نقطهٔ عطف در خرداد ۱۳۶۱ فرا رسید. عملیات بیت‌المقدس، که در چند مرحله طراحی شده بود، از شانزدهم اردیبهشت با هجومی گسترده از دو محور جنوب و شمال آغاز شد. نیرو‌های عراقی در یک پاتک سنگین توانستند بخشی از مواضع ازدست‌رفته را پس بگیرند، اما با دیدن مسیر پیشروی رزمندگان ایرانی به‌سوی مرز، فرماندهی عراق ناچار شد لشکر‌های پنجم و ششم خود را عقب بکشد تا از محاصره و نابودی‌شان جلوگیری کند و همزمان خطوط دفاعی بصره و خرمشهر را تقویت کند.   حلقهٔ محاصره روزبه‌روز تنگ‌تر شد. سرانجام در ساعت دوازدهم ظهر سوم خرداد ۱۳۶۱، نیرو‌های ایرانی از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند. نیرو‌های عراقی که بیش از بیست‌وچهار ساعت در محاصرهٔ کامل مانده و توان تحمل گرمای هوا و فشار محاصره را از دست داده بودند، گروه‌گروه تسلیم شدند؛ برخی هم در همان لحظات آخر تلاش کردند بگریزند یا در آخرین درگیری‌ها کشته شوند. ساعت دو بعدازظهر همان روز، خرمشهر به‌طور کامل آزاد شد و پرچم جمهوری اسلامی ایران بر فراز مسجد جامع و پل تخریب‌شدهٔ شهر برافراشته شد. شهری که پس از سی‌وچهار روز مقاومت به اشغال درآمده بود، این‌بار پس از پانصدوهفتادوپنج روز اسارت -نزدیک به نوزده ماه- به میهن بازگشت.   عملیات بیت‌المقدس برای ارتش عراق هزینهٔ سنگینی داشت: نزدیک به نوزده هزار اسیر و شانزده هزار کشته و مجروح، بخشی از بهایی بود که بغداد برای جاه‌طلبی اشغال خرمشهر پرداخت.   پایان راه سه لواء ویژه   سرنوشت همان سه لواء ویژه‌ای که زیر نظر سرلشکر ایاد شعبان رمزی، عملیات تصرف خرمشهر را در سال ۱۳۵۹ رقم زده بودند، در همان معرکه‌ای رقم خورد که آنها را از میدان بیرون انداخت. در جریان نبرد دوم محمره -یعنی همین عملیات بازپس‌گیری خرمشهر در سال ۱۹۸۲- محاسبات نادرست فرماندهی سپاه سوم عراق باعث شد لشکر سوم زرهی در برابر هجوم ایران عقب‌نشینی کند؛ لشکر نهم زرهی هم که پیش‌تر آسیب سنگینی دیده بود، از میدان بیرون رفت. در پی این شکست، لواء ۳۱ نیروی ویژهٔ چترباز، لواء ۳۲ نیروی ویژهٔ کوهستانی، و همان لواء ۳۳ نیروی ویژهٔ دریایی که شعبان رمزی دو سال پیش از آن فرماندهی‌اش را بر عهده داشت، به دلیل تلفات سنگین منحل شدند. نیرو‌های باقی‌مانده از این سه لواء، که تا واپسین لحظات با سلاح سرد و در نبرد تن‌به‌تن جنگیده بودند، بعد‌ها هستهٔ اولیهٔ لواء‌های تازه‌ای شدند که ارتش عراق در باقی سال‌های جنگ از آنها بهره برد.   نامی که با یک شهر گره خورد   ایاد شعبان عیسی رمزی، افسری که در جوانی به‌جای میدان جنگ در پیست پرش با نیزه شناخته می‌شد، سرانجام سال ۲۰۱۶ در عراق درگذشت؛ هشتاد سال پس از تولدش در دیالی و سی‌وشش سال پس از روز‌هایی که نامش با خرمشهر گره خورد. ایران سرانجام این شهر را پس گرفت و اشغال نوزده‌ماهه‌اش به تاریخ پیوست، اما در روایت نظامی عراق نام او همچنان به‌عنوان فرمانده‌ای باقی ماند که طرح‌ریزی و هدایت میدانی نخستین حملهٔ سنگین به خرمشهر را بر عهده داشت. بغداد آن عملیات را بزرگ‌ترین پیروزی روز‌های آغازین جنگ می‌دانست؛ تهران آن را نقطهٔ آغاز یکی از حماسی‌ترین مقاومت‌های شهری تاریخ خود به یاد می‌آورد، مقاومتی که شهری با نام خونین‌شهر را برای همیشه در حافظهٔ خودش ثبت کرد.







پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - 27 August 2026