آنها مانند پزشکیان فکر میکنند و میگویند اکنون ایران در موضعی قدرتمند قرار دارد زیرا با مقاومت در برابر تهاجم خارجی توانست هم تنگه هرمز را بسته نگه دارد، هم دچار فروپاشی نشد و هم آنکه بسیاری از پایگاههای منطقه را مورد هدف قرار داد که چنین شرایطی باعث شد تصور عمومی در عرصه بینالمللی نه تنها حمایت از شکست ایران نداشته باشد بلکه بسیاری از رسانهها، تحلیلگران و حتی برخی دولتها آمریکا را بازنده این جنگ بدانند. حالا با وجود این شرایط بهترین فرصت است که از موضع قدرت جنگ را پایان دهیم.
پزشکیان چه گفته بود؟
پزشکیان در سیویکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران، گفته بود: «بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید میکنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم. امروز باور ما این است که تمام فرماندهان و نیروهای مسلح ما با تمام وجود و گرفتن جان خود در کف دست، برای دفاع از کشور آمادگی کامل دارند.
آنها نیز باور دارند که دولت با تمام وجود به دنبال خدمت به مردم است. باید سلایق متفاوت را بپذیریم و بپذیریم که اگر با هم باشیم، قدرتمندیم و اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد. دشمن در اختلاف طمع کرده است و هنر این است که نگذاریم آتش اختلاف شعلهور شود. ما پیرو امیرالمؤمنین امامعلی(ع) هستیم که برای حفظ وحدت امت پیامبر(ص) ۲۵ سال سکوت کرد».
منتقدان چه میگویند؟
در مقابل اما برخی افراد در رسانهها سخنان پزشکیان را به شدت مورد نقد قرار دادند. محور اصلی نقد آنها آن بود که نگاه پزشکیان غیرواقعبینانه است زیرا اصلا شرایط پایان دادن به جنگ وجود ندارد و آمریکا همچنان در حال تجهیز نظامی خود در منطقه است. آنها باور دارند که ابراز چنین سخنانی باعث میشود این پیام به آمریکا مخابره شود که ایران در شرایط سختی قرار دارد و نیازمند پایان فوری جنگ است.
در همین زمینه سیدمحمود نبویان، نایبرئیس سابق کمیسیون امنیت ملی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «آقای رئیس جمهور، منظورتان از اینکه الان باید جنگ را پایان دهیم،چیست؟! مگر ما جنگ را آغاز کردیم؟ آیا به ترامپ و نتانیاهو التماس کنیم که جنگ را تمام کنند و به ما حمله نکنند؟ آیا اعلام کنیم که تسلیم شدیم تا جنگ پایان یابد؟ آیا با سیگنال ضعف فرستادن، دشمن جسورتر نمیشود؟»
روزنامه «کیهان» هم به تندی نقد کرد و در گزارش اصلی خود با عنوان «راهحل مشکلات اقتصادی تلاش و تدبیر است، نه اظهار ضعف» رئیسجمهور، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره کننده ایران را «در حال تکمیل پازلی» خواند «که برآیند نهایی آن، تداعی تصویر تسلیم و القا ضرورت عقبنشینی است. کیهان مقامات ارشد کشور را به «تضعیف و مخدوش کردن اقتدار نظامی به بهانه مشکلات اقتصادی» و ارسال «پالس ضعف و انفعال به دشمن» متهم کرد.
این روزنامه نوشت: «متأسفانه شاهد اظهارات تأملبرانگیز برخی مسئولان کشور هستیم که پالس ضعف و انفعال به دشمن مخابره میکند. ساخت دوگانههای کاذب و غیرواقعی از جمله جنگ-مذاکره و معیشت-موشک دقیقا پازل دشمن را تکمیل کرده و به عبارتی برای دشمن کوچه باز میکند. اینکه بگوییم بهتر است امروز جنگ را پایان دهیم و یا اینکه بگوییم هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اما اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم در همین راستا قابل تعریف است. آیا اگر ما جنگ را پایان دهیم، دشمن آمریکایی- صهیونی نیز به جنگ پایان میدهد؟! یا با این پیام ما گستاختر شده و جنگ دیگری را به ما تحمیل میکند؟ چرا باید با ادعاهای بدون سند از جمله فقدان گردش مالی و گرسنگی در مردم، علت این موارد را قدرت نظامی کشورمان جا بزنیم؟»
خبرگزاری «فارس» هم مطلبی با محتوایی نسبتا مشابه منتشر کرده و نوشته است: «این روزها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانهای، از لزوم پایان جنگ سخن میگویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیسجمهور هم تکرار شده است. پرسش ساده اما اساسی اینجاست؛ مگر ما شروعکننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟ جنگ را دشمن تحمیل کرد. دشمن حمله کرد، دشمن ترور کرد، دشمن تأسیسات ما را زد و دشمن بود که پیمانها را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران در مقام دفاع مشروع و با اقتدار کامل پاسخ داد و دشمن را شکست خورده به عقب راند.
حالا با این واقعیت روشن، «پایان دادن به جنگ» یعنی چه؟ یعنی چه کنیم که جنگ تمام شود؟ یعنی برویم و از دشمن متجاوز خواهش کنیم که آتشبس کند؟ یعنی با پذیرش خواستههای او، سازش کنیم تا او راضی شود دست از تجاوز بردارد؟ این رویکرد، نه تنها هیچ نسبتی با واقعیت میدان ندارد، بلکه دقیقاً همان حرفی است که برخی جریانات سیاسی ورشکسته و بیاعتبار در روزهای اخیر مطرح کردهاند.
دشمن همچون گرگی است که بوی ضعف را حس میکند و به جای عقبنشینی، حملهای سختتر را آغاز میکند. ادبیات پایان جنگ از موضع خواهش و التماس، به دشمن این پیام را میدهد که ایران از میدان خسته شده و برای خروج شتابزده است؛ این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای افزایش فشار و طراحی حملهای جدید، از آن بهرهبرداری خواهد کرد».
پایان جنگ نگاهی واقعبینانه نیست
محمدکاظم انبارلویی، فعال سیاسی اصولگرا در پاسخ به این پرسش که سخنان مسعود پزشکیان را چه طور ارزیابی میکنید، به «هفتصبح» گفت: «یک روایت از این سخن، روایت پیروزی است و یک روایت، روایت شکست. روایت پیروزی این است که ما در موضع قدرت قرار داریم؛ سه بار آمریکا به ما حمله کرد و هر سه بار به التماس افتاد و ما همچنان در موضع قدرت هستیم.
بنابراین در شرایطی که همگان بر شکست آمریکا اذعان دارند باید جنگ پایان یابد. یک نگاه دیگر این است که اکنون که در موضع قدرت هستیم، چرا باید بنشینیم و جنگ را پایان دهیم. بر اساس این دیدگاه آمریکا در موقعیت پایان دادن به جنگ نیست و تجهیزاتش در منطقه حتی از دوران جنگ رمضان نیز بیشتر شده است؛ بنابراین معنی ندارد بگوییم صلح کنیم؛ زیرا صلحی در کار نیست. طرف مقابل بنای جنگ دارد و آغازگر جنگ نیز بوده است. ما در کشور خودمان بودیم و آنها آمدند و جنگ را آغاز کردند. اکنون در چنین موقعیتی، صلح معنا ندارد؛ چه صلح با شرافت باشد و چه بیشرافت».
او درباره اهداف راهبردی آمریکا که به هیچ یک به نتیجه نرسید، مطرح کرد: «این جنگ با هدف نابودی ایران، تجزیه ایران و تغییر رژیم در ایران آغاز شد، اما آمریکا به اهداف خود نرسید. در جنگ ۱۲روزه به آتشبس رسید و در جنگ رمضان نیز همین اتفاق افتاد. ما امروز در موقعیتی هستیم که نه آتشبسی وجود دارد و نه گفتوگویی. پایان جنگ، با شکست کامل آمریکا همراه است و خداوند اراده کرده است متجاوزان را مجازات کند تا ملت ایران بتواند به پیروزی برسد».
پزشکیان با روحیه و سرحال حرف میزند
این فعال سیاسی درباره رویکرد پزشکیان در حوزه جنگ بیان کرد:«آقای پزشکیان خواهان پایان جنگ است اما به هیچ وجه از سر استیصال این موضوع را مطرح نمیکند. ما در دیدار رئیسجمهور با فعالان سیاسی و احزاب، ملاقاتی با آقای پزشکیان داشتیم و واقعا آقای رئیسجمهور بسیار با روحیه و سرحال بود و میگفت که بزنیم دکوپوز آمریکاییها را پایین بیاوریم!
احزاب و گروههایی هم که آمدند، همین روش و رویکرد را داشتند و در مقابله با تجاوز آمریکا هیچ اختلافی میان آنها وجود نداشت. همانطور که گفتم، طرف مقابل بنای آشتی ندارد. حملهای میکند، به آتشبس میرسد و وارد گفتوگو میشود، اما در آن گفتوگو قرار نیست امتیازی به ما بدهد. در تفاهمنامه اسلامآباد دیدیم که آنها به ذلت رسیدند و مجبور شدند امتیازاتی بدهند، اما با وجود امضای رئیسجمهور ایران و آمریکا، آمریکا زیر آن زد».
تیم مذاکره برای آشتی با آمریکا به اسلامآباد نرفته بود
انبارلویی درخصوص عملکرد هیئت مذاکره نیز تشریح کرد: «کسانی که از طرف ایران به مذاکرات رفتند، تصورشان این نبود که برای آشتی رفتهاند. رویکرد ما در اسلامآباد، تثبیت پیروزیهای ملت ایران بود. آمریکاییها در تاکتیک کارهایی انجام دادند، اما در راهبرد شکست خوردند. در حوزه تاکتیک کودکان مظلوم میناب را هدف قرار دادند یا چند لانچر را زدند اما در اهداف راهبردی موفق نبودند و نتوانستند نظام را ساقط و ایران را تجزیه کنند.
آنها دیدند که ملت ایران هر شب در خیابان با جنگ نرم دشمن مقابله میکند. اگر با همین آهنگ جلو برویم، یک همگرایی ملی و وحدت و انسجام ملی به وجود میآید و قطعا پیروز میشویم. اینطور نیست که جنگ اخیر فیصله یافته باشد. اگر قرار باشد جنگ پایان یابد، این ایران است که با پیروزی خود جنگ را تمام میکند. ملت ایران از خون شهدای هستهای، فرزندان میناب و فرماندهان نظامی و صد البته از خون رهبر شهید خود نمیگذرد و قطعا نهایتِ این نبرد، پیروزی ملت ایران و شکست آمریکا خواهد بود. اکنون نیز رئیسجمهور، مجموعه دولت، نیروهای مسلح و مردم در کنار هم قرار دارند و آنچه میبینیم پیام انسجام و اتحاد است».
پزشکیان، قالیباف و عراقچی نگران وضعیت موجودند
مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاحطلب نیز درباره رویکرد پزشکیان نسبت به جنگ و صلح، به «هفت صبح» گفت: «اگر سخنان آقای پزشکیان را کنار سخنان قالیباف در عراق بگذاریم، در مییابیم که هر دوی آنها از آماده شدن فضا برای تفاهمنامه و جلوگیری از محاصره سخن میگویند. میتوان گفت یک مثلث وجود دارد که در یک ضلعش آقای پزشکیان، در ضلع دیگر آقا قالیباف و در ضلع سوم آقای عراقچی قرار دارد.
این سه نسبت به خطر محاصره اقتصادی احساس نگرانی میکنند و تصورشان این است که ادامه محاصره اقتصادی میتواند امنیت ملی را به خطر بیندازد. در مقابل اینها، افرادی قرار دارند که رویکردی تند دارند و جلوی مثلث مذکور میایستند. آقای محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز بعضا مواضعی میگیرد که خلاف رویکرد آقایان پزشکیان، قالیباف و عراقچی است. افرادی هم مانند آقایان نبویان، رسایی و ثابتی مواضعی به شدت تند اتخاذ میکنند. این افراد از خطر محاصره اقتصادی خبر ندارند و نمیدانند که محاصره اقتصادی میتواند موجودیت نظام را به خطر بیندازد».
تندروها صرفا بر اساس احساس سخن میگویند
او درباره نقدهای تندی که به پزشکیان و قالیباف میشود، بیان کرد: «آقای قالیباف در عراق گفت اگر نتوانیم مسئله اقتصادی را حل کنیم، دچار خطر میشویم. تندروها این مسئله را متوجه نیستند. در نتیجه، این دو تفکر در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. آن تفکر تندرو متکی بر صداوسیما و خیابان است، در حالی که این مثلث، که احساس خطر برای امنیت ملی میکند و میخواهد راهی برای تفاهم باز کند و مخاطبانش بیشتر تحصیلکردهها، روشنفکران و اهالی مطالعه هستند. تندروها صرفا بر اساس احساس سخن میگویند.
شعارهای خیابانی و میدانی آنها مبتنی بر عدد و رقم و مسائل عقلانی نیست. مدام اشعار حماسی سر میدهند و بعضا مردم را به جنگ تحریک میکنند. آنها صرفا احساسات مردم را تحریک میکنند. وقتی از عقلانیت سخن میگوییم، باید درباره اولویتها با عدد و رقم سخن گفته شود. صداوسیما صبح تا شب مشغول برانگیختن احساسات حماسی مردم است.
کجا خطر حفظ نظام در بحثهای اینها مطرح میشود؟ چرا آقای رضایی بعضا سخنانی شبیه این طیف میزند؟ مگر خود آقای رضایی در پایان جنگ هشتساله، در نامهای به آقای هاشمی که به امام داده شد، نگفت تجهیزات لازم برای ادامه جنگ وجود ندارد و باید جنگ تمام شود؟ با این اوصاف آنهایی که به سخن آقای پزشکیان مبنی بر ضرورت پایان جنگ به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقد میکنند، شرایط موجود را در نظر ندارند».
امام برای حفظ نظام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت
این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که مشخصا دیدگاه پزشکیان ناظر به چه شرایطی است، تشریح کرد: «اینکه آقای پزشکیان میگوید در موضع عزت و قدرت هستیم، در جای خود قابل توجه است، اما قسمت دوم حرف او مهمتر است؛ اینکه میگوید باید به جنگ پایان دهیم و به توافق دست یابیم. او این حرف را میزند، چون واقعا فقط یک گزینه وجود دارد و آن، شکستن محاصره اقتصادی است.
اکنون همه فهمیدهاند و آمریکا و اروپا نیز فهمیدهاند که با حمله نظامی نمیتوانند نظام را ساقط کنند، اما با محاصره اقتصادی، احتمال فروپاشی را در نظر دارند. اکنون خطر بسیار بالاست. امام خمینی(ره) قدرت بسیار بالایی داشتند، اما اعلام کردند که قطعنامه ۵۹۸ را برای حفظ نظام میپذیریم؛ زیرا در نگاه امام، حفظ نظام از اوجب واجبات بود. اگر منتقدان صلح، خود را پیرو امام میدانند، باید بدانند که در نگاه ایشان، حفظ نظام از همه چیز مهمتر بوده است. واقعیت نشان میدهد جنگ به صلاح ما نیست.
غیر از جنگ، فقط مذاکره وجود دارد. در نتیجه، فرمول روشن است و چند گزینه وجود ندارد. این، به زعم مثلث عراقچی، قالیباف و پزشکیان، راه موجود برای حل مسئله است. در آن سمت، اما، باور دارند که حفظ نظام در جنگ و در عملیات نظامی است؛ یعنی میتوانیم جمهوری اسلامی را حفظ کنیم و آمریکا را وادار به تسلیم کنیم اما باید بررسی کرد که این نگاه چه قدر واقعبینانه است».
کسی جسارت سخن گفتن از مذاکرات را ندارد
آیتی در پایان در پاسخ به این پرسش که آیا اصلا در شرایطی که آمریکا همچنان بر تجهیزات نظامیاش میافزاید، امکان مذاکره و برقراری صلح وجود دارد، گفت:«در بدترین مناقشات بین کشورها نیز همیشه راهی برای مذاکره وجود دارد. در جنگهای تاریخی نیز همینطور بوده است اما چرا گاهی مذاکره رخ نمیدهد؟ چون طرفهای مذاکره احساس میکنند مذاکره به نفعشان نیست.
اکنون ایران نیز احساس میکند مذاکره به نفعش نیست. کشورهای مختلفی حضور دارند که به دنبال میانجیگری برای ایجاد صلح و آشتی هستند اما ما آمادگی مذاکره را نداریم. اینکه ترامپ میگوید اکنون آمریکا دنبال مذاکره نیست، یک ژست تبلیغاتی است. اتفاقا آمریکا بهشدت به مذاکره احتیاج دارند و میخواهد هرچه سریعتر تنگه هرمز باز شود. ما بر اساس تفاهمنامه اسلامآباد باید تنگه هرمز را باز کنیم، اما تندروها تصور میکنند باز شدن تنگه هرمز برای ایران شکست است؛ در حالی که زمانی میتوان این حرف را زد که گزینههای دیگری وجود داشته باشد، اما امروز یک گزینه وجود دارد و آن، حفظ نظام است.
حفظ نظام نیز ابزارهایی میطلبد؛ از جمله باز کردن تنگه هرمز و پایان دادن به محاصره اقتصادی. واقعیت این است که حتی اگر جنگ نظامی دیگری رخ ندهد، همین جنگ اقتصادی میتواند کشور را با بحران شدید روبهرو کند. ما هنوز به اختلال شدید در شبکههای اقتصادی نرسیدهایم؛ در صورت وقوع چنین حالتی، احتمال بروز اعتراضات وجود دارد و در چنین شرایطی، بحران بسیار بزرگی را در پیش خواهیم داشت. شرایط فعلی نشان میدهد تندروها میتوانند احساسات مردم را تحریک کنند؛ به همین دلیل است که آقای قالیباف حرف خود در عراق را پس میگیرد و میگوید سخنانش تقطیع شده است.
او حرف صریحی زده بود. چرا آن را پس میگیرد؟ چون اکنون احساسات مردم تحت تأثیر هدایت تندروها بر شرایط حاکم است و عراقچی، قالیباف و پزشکیان از احساس خشم تودهها میترسند. اکنون تندروها بیشتر سوار بر کار هستند. اگر مثلث مذاکره قدرت بیشتری داشت، باید همین امروز باب مذاکره را باز میکرد، اما شاید کسی جسارت لازم را ندارد که صریحا از ضرورت شروع دوباره مذاکرات سخن بگوید».







































































































