
محسن مسعودیان، پژوهشگر و مدرس دانشگاه: این ترکیب از تهدید امنیتی و فشار معیشتی، پرسشی جدی را پیش روی جامعهشناسان سیاسی و سیاستگذاران قرار داده است: آیا انسجامی که در بزنگاههای بحرانی شکل میگیرد، میتواند در دوران پسابحران نیز تداوم یابد و دولت در این میان چه نقشی ایفا میکند؟
انسجام اجتماعی؛ از واکنش هیجانی تا سرمایه پایدار
در ادبیات جامعهشناسی کلاسیک، تهدید خارجی معمولاً یکی از قویترین محرکهای همبستگی درونی جوامع شناخته میشود؛ آنچه دورکیم آن را همبستگی مکانیکی برخاسته از احساس مشترک خطر مینامید. نظرسنجیهای انجامشده توسط نهادهایی نظیر مرکز افکارسنجی خبرگزاری دانشجویان ایران در فاصله جنگ ۱۲روزه سال ۱۴۰۴ و جنگ رمضان نشان دادهاند که برخلاف پیشبینی برخی تحلیلگران مبنی بر تشدید قطبیشدگی اجتماعی، آنچه در عمل رخ داد بازگشت به ارزشهای مشترک هویتی و افزایش همدلی میان اقشار مختلف بود؛ روندی که پژوهشگران عمدتاً ریشه آن را در احساس میهندوستی، همبستگی انسانی و پیوندهای مذهبی و فرهنگی جستوجو کردهاند. با این حال، نکته کلیدی در ادبیات جامعهشناسی بحران این است که همبستگی برخاسته از تهدید، ماهیتی موقت و واکنشی دارد و تنها در صورتی به سرمایه اجتماعی پایدار بدل میشود که نهادهای رسمی، بویژه دولت، آن را در قالب سیاستگذاریهای ملموس تثبیت کنند.
رویکرد دولت چهاردهم: پرهیز از دوقطبیسازی
مسعود پزشکیان از آغاز دولت چهاردهم بارها بر ضرورت انسجام داخلی به عنوان پیششرط عبور از فشارهای بیرونی تأکید کرده و اختلاف نظر کارشناسی را امری طبیعی دانسته، اما هشدار داده که این اختلاف نباید به شکاف و رویارویی اجتماعی بدل شود؛ رویکردی که در گفتمان رسمی دولت با عنوان وفاق ملی شناخته میشود.
رئیسجمهوری در سخنان اخیر با اشاره به اینکه دولت از همان آغاز کار خود همزمان با جنگ، تحریم، ترور و ناترازیهای ساختاری در حوزههای آب، برق، گاز و نظام بانکی روبهرو بوده، بر ضرورت حفظ همدلی میان مردم و حاکمیت تأکید کرده است. در سطح سیاستگذاری نیز تلاشهایی …











