سایت تابناک / ۱ ساعت قبل
چرا وارداتیها میآیند، اما قیمت خودرو پایین نمیآید؟
قرار بود واردات خودرو یک ترمز برای بازار باشد؛ رقیبی از بیرون وارد شود، انحصار را بشکند، خودروساز داخلی را مجبور به رقابت کند و در نهایت بخشی از فشار قیمتی ا...

به گزارش خبرنگار خودرو تابناک، ماشین کلیک ؛سالهاست هر بار بحث واردات خودرو مطرح میشود، یک تصویر ساده در ذهن مردم شکل میگیرد؛ کشتیهایی که در بندر پهلو میگیرند، خودروهای صفر کیلومتر از گمرک خارج میشوند و بعد از مدتی قیمت خودرو در بازار پایین میآید. این تصویر از نظر اقتصادی قابل فهم است. افزایش عرضه معمولاً باید فشار روی قیمت را کم کند، مخصوصاً وقتی محصول وارداتی بتواند جایگزین بخشی از تقاضای موجود شود. اما بازار خودرو ایران مدتهاست آن بازار سادهای نیست که بتوان فقط با فرمول عرضه و تقاضا رفتار قیمت را توضیح داد. اولین مسئله، حجم واردات است. اگر بازار یک کشور میلیونها دستگاه خودرو در سال جذب کند، ورود چند هزار یا حتی چند ده هزار دستگاه خودرو الزاماً نمیتواند تعادل کل بازار را تغییر دهد. واردات خودرو زمانی میتواند اثر قیمتی گسترده ایجاد کند که حجم آن به اندازهای باشد که عرضه واقعی را افزایش دهد و بخش قابل توجهی از تقاضا را پوشش دهد. در غیر این صورت، خودروهای وارداتی تبدیل به یک لایه جدید در بازار میشوند، نه عاملی که کل بازار را پایین بکشد. این نکته بسیار مهم است. وقتی تعداد خودروهای وارداتی محدود باشد، آنها معمولاً خودشان تبدیل به کالاهای خاص میشوند. مشتری برای خریدشان صف میکشد، بازار درباره قیمتشان گمانهزنی میکند و گاهی فاصله قیمت کارخانه، قیمت واردکننده و قیمت بازار آنقدر زیاد میشود که خودرو از وسیله نقلیه به یک دارایی سرمایهای تبدیل میشود. در چنین شرایطی، واردات نهتنها الزاماً قیمت خودرو را پایین نمیآورد، بلکه میتواند یک بازار جدید برای معامله و سرمایهگذاری ایجاد کند. مسئله دوم، نرخ ارز است. خودرو کالایی است که قیمت آن به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با ارز ارتباط دارد. حتی اگر قیمت جهانی یک خودرو ثابت بماند، افزایش نرخ ارز میتواند قیمت تمامشده آن را در ایران بالا ببرد؛ بنابراین ممکن است همزمان با افزایش واردات، نرخ ارز نیز بالا برود و اثر افزایش عرضه را خنثی کند. در چنین شرایطی مردم میبینند خودرو وارداتی بیشتر شده، اما قیمتها نهتنها پایین نیامده، بلکه افزایش هم پیدا کرده است. این همان نقطهای است که بعضی تحلیلهای ساده درباره بازار خودرو اشتباه میکنند. نمیتوان فقط گفت «واردات افزایش پیدا کرده، پس قیمت باید کاهش پیدا کند». باید پرسید واردات با چه ارزی، چه تعرفهای، با چه هزینهای و در چه مقیاسی انجام شده است. اگر هزینه ورود خودرو همزمان افزایش پیدا کند، عرضه بیشتر لزوماً به معنای کاهش قیمت نهایی نیست. تعرفه نیز یکی از مهمترین قطعات این پازل است. خودرو زمانی که وارد کشور میشود، فقط قیمت کارخانه یا قیمت فروش در کشور مبدأ را با خودش نمیآورد. عوارض و تعرفه واردات، مالیات، هزینههای استاندارد، حملونقل، بیمه، ترخیص، شمارهگذاری و سایر هزینههای قانونی و عملیاتی به قیمت آن اضافه میشوند. در نهایت خودرویی که در بازار جهانی ممکن است محصولی اقتصادی یا متوسط باشد، در ایران میتواند به کالایی چند میلیارد تومانی تبدیل شود. اینجا همان تناقض بزرگ شکل میگیرد؛ خودرویی که قرار بود رقیب باشد، خودش به کالای گران تبدیل میشود. فرض کنید یک خودروی خارجی در بازار جهانی در محدودهای قیمتگذاری شده که برای طبقه متوسط آن کشور قابل خرید است. همان خودرو وارد ایران میشود و بعد از عبور از تمام مراحل قانونی و هزینههای مرتبط، به قیمتی میرسد که بخش بزرگی از مردم توان پرداخت آن را ندارند. در این شرایط، خودرو وارد شده، اما رقابت واقعی ایجاد نشده است، چون مشتری هدف آن دیگر همان مشتری اولیه نیست. از طرف دیگر، بازار خودرو ایران سالهاست با تورم بالا زندگی میکند. در چنین اقتصادی، خودرو فقط وسیله حملونقل نیست و بخشی از جامعه آن را به چشم دارایی حفظکننده ارزش پول نگاه میکند. این رفتار باعث میشود کاهش قیمت خودرو بسیار دشوارتر شود. وقتی مردم انتظار دارند قیمت ارز و تورم افزایش پیدا کند، ممکن است حتی کاهش موقت قیمت خودرو را فرصت خرید ببینند و تقاضا دوباره بالا برود. در چنین بازاری، افزایش عرضه باید بسیار بزرگ باشد تا بتواند انتظارات تورمی را شکست دهد. چند هزار خودروی وارداتی در برابر بازاری که میلیونها خودرو در آن وجود دارد، قدرت کافی برای تغییر این ذهنیت ندارد. مشکل بعدی، فاصله میان قیمت رسمی و قیمت بازار است. در ایران بارها دیدهایم که یک خودرو با قیمت مشخص وارد میشود، اما زمانی که به بازار آزاد میرسد، قیمت آن فاصله زیادی پیدا میکند. دلیل این اتفاق میتواند محدودیت عرضه، تقاضای بالا، انتظار افزایش قیمت، هزینههای جانبی و رفتار دلالی باشد. وقتی عرضه محدود باشد، حتی یک خودروی وارداتی نیز میتواند تبدیل به کالایی شود که بازار برای آن قیمت جداگانه تعیین میکند. به همین دلیل است که «واردات» بهتنهایی کافی نیست. بازار به واردات مستمر و قابل پیشبینی نیاز دارد. اگر مشتری بداند خودروهای جدید هر ماه یا هر فصل وارد خواهند شد، انگیزه سفتهبازی کاهش پیدا میکند. اما اگر خودرو در یک دوره محدود عرضه شود و بعد مشخص نباشد مرحله بعدی چه زمانی خواهد بود، خودرو به کالای کمیاب تبدیل میشود و کمیابی نیز یکی از عوامل افزایش قیمت است. این مسئله درباره خودروهای برندهای معروف اهمیت بیشتری دارد. نامهایی مانند تویوتا، نیسان، مزدا، کیا و بیوایدی برای مشتری ایرانی جذاب هستند و همین جذابیت باعث میشود تقاضا برای آنها بالا باشد. وقتی تعداد خودروهای موجود محدود باشد، بخشی از خریداران نه برای مصرف، بلکه برای حفظ ارزش سرمایه یا فروش در آینده وارد بازار میشوند. در نتیجه، حتی خودروی وارداتی نیز میتواند همان مسیر خودروهای داخلی را طی کند و به کالای سرمایهای تبدیل شود. اینجاست که باید به هدف اصلی واردات برگردیم. اگر هدف، کاهش قیمت و افزایش رقابت است، واردات باید در مقیاس و ساختاری انجام شود که واقعاً رقابت ایجاد کند. اگر هدف فقط افزایش تنوع بازار باشد، ورود تعداد محدودی خودرو کافی است. اما این دو هدف با یکدیگر تفاوت دارند. برای کاهش قیمت، خودرو باید در تیراژ قابل توجه وارد شود. باید در بازههای مختلف قیمتی محصول وجود داشته باشد. باید واردات استمرار داشته باشد و سیاستها دائماً تغییر نکنند. همچنین باید هزینههای جانبی به شکلی مدیریت شوند که خودرو از یک محصول مصرفی به کالایی لوکس تبدیل نشود. در غیر این صورت، ممکن است واردات فقط شکل بازار را تغییر دهد، نه منطق آن را. یک مسئله مهم دیگر، وضعیت تولیدکنندگان داخلی است. اگر واردات محدود و گران باشد، فشار چندانی روی خودروساز داخلی وارد نمیکند. یک خودروی خارجی هشت میلیارد تومانی نمیتواند الزاماً رقیب مستقیم یک خودروی داخلی دو یا سه میلیارد تومانی باشد. مشتری این دو خودرو یکسان نیست. اما اگر همان خودروی خارجی با قیمت منطقی و در تیراژ بالا وارد شود، داستان تغییر میکند. آن وقت مشتری واقعاً میتواند انتخاب کند و خودروساز داخلی دیگر نمیتواند به راحتی کیفیت پایین یا طراحی قدیمی را توجیه کند. این شاید مهمترین اثر واردات باشد؛ نه اینکه الزاماً قیمت همه خودروها را پایین بیاورد، بلکه اینکه قدرت انتخاب مشتری را افزایش دهد. وقتی انتخاب افزایش پیدا کند، کیفیت اهمیت بیشتری پیدا میکند. خودروساز باید بداند مشتری میتواند برند دیگری بخرد. واردکننده هم باید بداند اگر خدمات مناسبی ارائه نکند، مشتری سراغ رقیب میرود. این رقابت در نهایت میتواند کیفیت کل بازار را افزایش دهد. اما در شرایط فعلی، یکی از مشکلات اصلی این است که واردات هنوز آنقدر گسترده نیست که چنین فشار رقابتی را ایجاد کند. از طرف دیگر، خودروهای وارداتی جدید عمدتاً از نسلهایی هستند که فناوری بالاتری دارند. موتورهای هیبریدی، سیستمهای کمکراننده، دوربینها، رادارها، نمایشگرهای پیشرفته و سامانههای ایمنی متعدد، ارزش فنی بالاتری ایجاد میکنند، اما همین فناوریها هزینه خدمات و تعمیرات را نیز بالا میبرند؛ بنابراین واردات باید همراه با ایجاد شبکه خدمات پس از فروش باشد. اگر قطعه یک خودروی وارداتی به سختی پیدا شود یا تعمیرکار متخصص آن وجود نداشته باشد، مالک خودرو در نهایت هزینه بیشتری پرداخت خواهد کرد. این موضوع نیز روی قیمت اثر میگذارد. واردکننده باید هزینه ایجاد شبکه خدمات، انبار قطعات و آموزش نیروها را در نظر بگیرد و این هزینهها نیز بخشی از قیمت نهایی خودرو خواهند شد. در این میان، خودروهای هیبریدی داستان جالبتری دارند. از یک طرف مصرف سوخت پایینتر آنها میتواند برای ایران بسیار جذاب باشد، مخصوصاً در شرایطی که مصرف بنزین و ناترازی انرژی به یکی از مسائل مهم کشور تبدیل شده است. از طرف دیگر، اگر یک خودروی هیبریدی با قیمت بسیار بالا وارد شود، تعداد خریداران آن محدود خواهد بود و اثر واقعی آن بر مصرف سوخت کشور ناچیز میماند. خودروی کممصرف زمانی میتواند در کاهش مصرف ملی اثر بگذارد که هزاران و حتی میلیونها دستگاه از آن در خیابانها تردد کنند، نه اینکه فقط در پارکینگ چند هزار نفر قرار داشته باشد؛ بنابراین اگر سیاستگذار واقعاً به دنبال کاهش مصرف سوخت است، باید واردات خودروهای کممصرف را از یک کالای لوکس خارج کند و به یک سیاست صنعتی تبدیل کند. مسئله دیگر، انتظارات بازار است. بازار خودرو ایران به شدت تحت تأثیر خبر قرار دارد. کافی است خبر ورود یک برند معروف منتشر شود تا قیمت خودروهای مشابه در بازار تغییر کند. گاهی حتی قبل از ورود خودرو، بازار بر اساس شایعات قیمت جدید تعیین میکند. این رفتار نشان میدهد که بازار فقط بر اساس عرضه واقعی حرکت نمیکند؛ انتظارات نیز نقش بسیار مهمی دارند. وقتی مردم انتظار دارند واردات محدود باشد، خودرو گرانتر شود یا نرخ ارز افزایش پیدا کند، ممکن است حتی ورود خودروهای جدید نیز نتواند قیمت را پایین بیاورد. برعکس، اگر بازار مطمئن باشد واردات مستمر و گسترده خواهد بود، حباب قیمتی راحتتر تخلیه میشود. پس مسئله اصلی فقط تعداد خودروهای واردشده نیست؛ مسئله، قابل پیشبینی بودن سیاست واردات است. بازار خودرو برای تصمیمگیری به ثبات نیاز دارد. واردکننده باید بتواند برای چند سال آینده برنامهریزی کند، قطعه سفارش دهد، شبکه خدمات ایجاد کند و سرمایهگذاری انجام دهد. مشتری هم باید بداند اگر امروز یک خودروی خارجی خرید، فردا ناگهان مسیر واردات آن بسته نخواهد شد و قطعات آن در بازار باقی خواهد ماند. اگر هر سال مقررات تغییر کند، تعرفهها دگرگون شوند و محدودیتهای جدید ایجاد شود، طبیعی است که هزینه ریسک نیز وارد قیمت خودرو شود؛ بنابراین پاسخ سؤال اصلی چندان پیچیده نیست؛ وارداتیها میآیند، اما قیمت خودرو پایین نمیآید، چون واردات هنوز به اندازهای بزرگ، مستمر و رقابتی نشده که بتواند ساختار بازار را تغییر دهد. واردات محدود در بازاری که تورم، نرخ ارز، تعرفه و تقاضای سرمایهای همگی فعال هستند، نمیتواند معجزه کند. اگر قرار است قیمتها واقعاً تحت تأثیر واردات قرار بگیرند، باید عرضه آنقدر افزایش پیدا کند که خودرو دیگر کالای کمیاب نباشد. در غیر این صورت، واردات فقط یک اتفاق خبری جذاب خواهد بود؛ هر چند وقت یکبار نام چند برند معتبر روی تیترها میآید، خودروها وارد میشوند، مردم درباره قیمتشان صحبت میکنند و بعد بازار دوباره به همان مسیر قبلی برمیگردد. مسئله این نیست که خودرو خارجی وارد نشود؛ اتفاقاً بازار ایران به رقابت واقعی نیاز دارد. مسئله این است که واردات باید برای ایجاد رقابت طراحی شود، نه صرفاً برای ثبت چند هزار دستگاه در آمار واردات. اگر روزی خودروهای خارجی در تعداد بالا و قیمت منطقی وارد بازار شوند، آن وقت اتفاق واقعی آغاز خواهد شد. آن روز خودروساز داخلی مجبور میشود درباره کیفیت، مصرف، ایمنی و خدمات پس از فروش پاسخ جدیتری بدهد. واردکننده نیز مجبور خواهد شد برای فروش خودرو فقط روی نام برند حساب نکند؛ و مهمتر از همه، مشتری برای اولین بار در سالهای طولانی میتواند واقعاً انتخاب کند. تا آن روز، اما نمیتوان انتظار داشت صرفاً با دیدن چند تویوتا، مزدا، نیسان یا BYD در خیابان، قیمت کل بازار خودرو ایران سقوط کند. واردات وقتی میتواند قیمت را پایین بیاورد که از «خبر ورود خودرو» به «واقعیت رقابت در بازار» تبدیل شود. در غیر این صورت، خودروهای خارجی میآیند، اما بیشتر از آنکه قیمت بازار را پایین بیاورند، فقط ویترین بازار ایران را شیکتر میکنند.