این روایت در حالی منتشر شده که همزمان فشار اقتصادی آمریکا علیه تهران وارد مرحله تازهای شده، مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز در جریان است و سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران نیز بار دیگر نقش میانجیگری اسلامآباد را برجسته کرده است. مجموعه این تحولات تصویری دوگانه از وضعیت فعلی ارائه میدهد: جنگ از فاز حملات گسترده فاصله گرفته، اما پایان واقعی بحران هنوز در دسترس نیست. واشنگتن فعلاً بمب را کنار گذاشته، تحریم را جلو کشیده است
بر اساس گزارش اختصاصی آکسیوس، روبیو در تماس با وزیران خارجه کشورهای متحد آمریکا توضیح داده که دولت ترامپ در مقطع فعلی به دنبال آغاز عملیات نظامی تازه نیست و در عوض میخواهد فشار بر ایران را از مسیر تحریمها و محاصره دریایی افزایش دهد.
این تغییر رویکرد را باید در کنار اقدام تازه وزارت خزانهداری آمریکا دید. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روزهای اخیر از آغاز کارزاری با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» خبر داده که هدف آن قطع مسیرهای مالی و درآمدی ایران و فشار بر کشورها و شرکتهایی است که همچنان با تهران همکاری اقتصادی دارند. بیش از ۶۰ فرد، شرکت و کشتی در نخستین مرحله این تحریمها هدف قرار گرفتهاند و واشنگتن تهدید کرده است که فشار بر شبکههای نفتی، مالی، کشتیرانی و سایر بخشهای اقتصاد ایران را افزایش خواهد داد.
فایننشالتایمز در تحلیلی درباره این سیاست، نقطه ضعف اصلی راهبرد جدید واشنگتن را وابستگی آن به همکاری چین دانسته است؛ کشوری که همچنان مهمترین خریدار نفت ایران است. به نوشته این روزنامه، اجرای واقعی تحریمهای ثانویه علیه چین میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای دولت ترامپ داشته باشد.
به همین دلیل، آنچه اکنون در واشنگتن در حال شکلگیری است بیشتر از آنکه پایان فشار بر ایران باشد، تغییر ابزار فشار از حمله نظامی به فشار اقتصادی است. چرا انتخابات آمریکا اهمیت پیدا کرده است؟
مهمترین بخش گزارش آکسیوس همینجاست. یک مقام آمریکایی گفته است که رویکرد فعلی دستکم تا بعد از انتخابات میاندورهای آمریکا ادامه خواهد داشت و پس از آن، گزینه یک عملیات نظامی تازه میتواند دوباره مطرح شود.
این گزاره البته با یک نکته مهم تفاوت دارد: آکسیوس از احتمال بازگشت گزینه نظامی صحبت میکند، نه تصمیم قطعی برای حمله بعد از انتخابات.
با این حال، ارتباط دادن سیاست ایران با انتخابات میاندورهای چندان بیمعنا نیست. گزارشهای تحلیلی اخیر نشان میدهند که طولانی شدن جنگ، افزایش هزینههای اقتصادی و نارضایتی افکار عمومی آمریکا از ادامه درگیری، برای دولت ترامپ به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. الجزیره نیز به نقل از تحلیلگران نوشته است که پایین بودن محبوبیت جنگ و نزدیک شدن انتخابات میاندورهای میتواند تمایل واشنگتن به آغاز یک درگیری نظامی بزرگتر را کاهش دهد.
از این زاویه، توقف حملات لزوماً به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی نیست؛ بلکه میتواند به معنای خریدن زمان باشد: زمانی برای افزایش فشار اقتصادی، بازسازی توان نظامی، ارزیابی واکنش ایران و البته عبور از یک مقطع حساس سیاسی در داخل آمریکا. هرمز؛ از میدان جنگ به میز چانهزنی
در این میان، تنگه هرمز همچنان مهمترین نقطه اختلاف میان تهران و واشنگتن است.
دولت آمریکا مدعی است که نیروی دریایی این کشور بخش عمدهای از مینهای تنگه را پاکسازی کرده و با افزایش عبور نفتکشها از مسیر جنوبی، توان ایران برای استفاده از هرمز به عنوان اهرم فشار بر بازار انرژی کاهش یافته است. آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی حتی نوشته است که پاکسازی مینها یک «نقطه عطف» بوده و بخش مهمی از اهرم ایران را خنثی کرده است. اما روایت تهران کاملاً متفاوت است.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه ایران، گفته است که تنگه هرمز همچنان بسته است و بازگشایی آن منوط به تحقق شروط ایران است. او همچنین ادعای آمریکا درباره پاکسازی کامل مینها را زیر سؤال برده است. در همین حال، تهران تأکید کرده است که هرگونه ورود شناورهای مینروب آمریکایی به منطقه با واکنش ایران روبهرو خواهد شد.
بنابراین، حتی درباره یک واقعیت میدانی مشخص نیز دو روایت کاملاً متفاوت وجود دارد: واشنگتن میگوید کنترل و امکان عبور در حال بازگشت است؛ تهران میگوید هرمز همچنان تحت کنترل ایران قرار دارد. توافق ایران و عمان؛ روزنهای برای کاهش تنش یا یک اختلاف تازه؟
در همین فضای پرتنش، ایران و عمان روز سهشنبه درباره ایجاد یک ممر موقت مشترک کشتیرانی در تنگه هرمز گفتوگو کردند. بر اساس بیانیه دو کشور، قرار است همزمان پروژهای برای پاکسازی مینها نیز دنبال شود و مذاکرات فنی برای ایجاد یک مسیر دائمی ادامه پیدا کند.
این تحول از این جهت اهمیت دارد که هرمز را از یک موضوع صرفاً نظامی به موضوعی برای مذاکره منطقهای تبدیل میکند.
با این حال، هنوز اختلاف اصلی حل نشده است. ایران میگوید توافق با عمان به معنای بازگشایی فوری تنگه نیست و بازگشت کامل به وضعیت عادی را به اجرای تعهدات آمریکا، رفع محاصره و تغییر شرایط جنگ مرتبط میکند.
فایننشالتایمز نیز گزارش داده است که تهران برای بازگشت کامل آزادی کشتیرانی خواهان رفع محاصره دریایی آمریکا و بازگشت معافیتهای صادرات نفت است؛ خواستهای که واشنگتن تاکنون با آن موافقت نکرده است.
در واقع، هر دو طرف هرمز را همچنان یک اهرم مذاکره میدانند؛ واشنگتن میخواهد نشان دهد که میتواند بدون رضایت تهران جریان نفت را حفظ کند و تهران میخواهد نشان دهد که بازگشت کامل کشتیرانی بدون توافق سیاسی امکانپذیر نیست. پاکستان هم وارد مرحله تازهای از میانجیگری شده است
در کنار عمان، پاکستان نیز در تلاش برای باز کردن دوباره مسیر گفتوگو میان ایران و آمریکا است.
رویترز گزارش داده است که دونالد ترامپ پیش از سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران با او گفتوگو کرده و از اسلامآباد خواسته است از نفوذ خود برای بازگرداندن ایران به مسیر مذاکرات استفاده کند. منیر در ادامه با مقامهای ایرانی دیدار کرد؛ سفری که در شرایط فعلی میتواند بخشی از تلاش منطقهای برای جلوگیری از بازگشت جنگ باشد.
اهمیت این سفر فقط در میانجیگری پاکستان نیست. اینکه پیام میان واشنگتن و تهران از مسیر اسلامآباد و مسقط جابهجا میشود، نشان میدهد کانالهای مستقیم دو طرف همچنان شکننده یا مسدود هستند، اما دیپلماسی غیرمستقیم هنوز کاملاً از بین نرفته است. تهران هم عقبنشینی نکرده است
در سوی دیگر، مقامهای ایرانی تلاش دارند نشان دهند که فشار اقتصادی آمریکا الزاماً به تغییر رفتار سیاسی تهران منجر نخواهد شد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و از چهرههای درگیر در روند مذاکرات، در واکنش به تحریمهای جدید آمریکا گفته است که واشنگتن از نظر اقتصادی در موقعیتی نیست که بتواند روابط ایران با سایر کشورها را بیش از این محدود کند و شرکای تجاری ایران تحت تأثیر تهدیدهای آمریکا قرار نگرفتهاند.
این موضع در شرایطی مطرح شده که گزارشهای خارجی از تشدید مشکلات اقتصادی در ایران حکایت دارد. آسوشیتدپرس از افزایش صفهای بنزین، کاهش قدرت خرید و نگرانی از کمبود سوخت در ایران گزارش داده، اما همزمان تأکید کرده است که تاکنون نشانهای از تسلیم سیاسی تهران در برابر فشارهای جدید آمریکا دیده نمیشود.
به بیان دیگر، واشنگتن روی فشار اقتصادی برای تغییر محاسبات تهران حساب کرده و تهران روی مقاومت در برابر فشار و حفظ اهرمهای منطقهای خود. سفر ویتکاف و کوشنر به سنتکام چه معنایی دارد؟
در همین چارچوب، گزارش آکسیوس درباره سفر استیو ویتکاف و جرد کوشنر به ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، نیز قابل توجه است. این دو چهره که در روند مذاکرات با ایران نقش داشتهاند، قرار است در جریان آخرین وضعیت میدانی و تحولات منطقه قرار بگیرند.
این سفر به خودی خود نشانه تصمیم آمریکا برای حمله نیست؛ اما نشان میدهد که گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن زنده است. دولت ترامپ همزمان دو مسیر را حفظ کرده است: فشار و مذاکره از یک سو و حفظ آمادگی نظامی از سوی دیگر.
این الگو پیش از این نیز در سیاست ترامپ در قبال ایران دیده شده است. آکسیوس در گزارشهای قبلی خود نوشته بود که ویتکاف و کوشنر از جمله افرادی بودند که در مقاطع مختلف رئیسجمهور آمریکا را به دادن فرصت بیشتر به دیپلماسی تشویق کردهاند، در حالی که جناحهای دیگری در دولت آمریکا خواهان استفاده سریعتر از گزینه نظامی بودهاند. فعلاً نه صلحی در کار است و نه بازگشت قطعی به جنگ
مجموع این تحولات تصویری پیچیدهتر از یک «توقف جنگ» یا «آمادگی برای حمله جدید» ارائه میدهد.
آمریکا ظاهراً به این نتیجه رسیده که در مقطع فعلی، تشدید فشار اقتصادی و تلاش برای کنترل جریان نفت از هرمز میتواند بدون تحمل هزینههای یک عملیات نظامی تازه، فشار بر تهران را افزایش دهد. از سوی دیگر، نزدیک شدن انتخابات میاندورهای نیز انگیزه واشنگتن برای آغاز یک جنگ پرهزینه جدید را کاهش میدهد. تحلیلهای اخیر لوموند و الجزیره نیز همین چرخش از فشار نظامی به «فشار اقتصادی» را برجسته کردهاند. اما این به معنای پایان خطر جنگ نیست.
ایران هنوز بازگشایی کامل هرمز را به مجموعهای از شروط سیاسی گره زده و آمریکا نیز رفع محاصره و فشار اقتصادی را نمیپذیرد. در چنین شرایطی، هر حادثه در خلیج فارس، هر حمله به یک کشتی یا هر اقدام نظامی میتواند محاسبات دو طرف را دوباره تغییر دهد.
از همین رو، شاید دقیقترین توصیف از وضعیت فعلی این باشد: واشنگتن فعلاً بمباران را متوقف کرده، اما فشار را متوقف نکرده است؛ تهران نیز مذاکره را کاملاً نبسته، اما حاضر نیست مهمترین اهرم خود یعنی هرمز را بدون گرفتن امتیاز از دست بدهد.
اگر میانجیگری عمان و پاکستان بتواند این بنبست را بشکند، احتمال حرکت بحران به سمت یک توافق موقت وجود دارد. اما اگر فشار اقتصادی آمریکا بدون ایجاد یک مسیر سیاسی مؤثر ادامه پیدا کند، همانطور که برخی تحلیلگران هشدار دادهاند، ممکن است به جای تسلیم تهران، بار دیگر به افزایش تنش و بازگشت گزینه نظامی منجر شود.
بنابراین، انتخابات میاندورهای آمریکا شاید یک مهلت زمانی برای جنگ ایجاد کرده باشد، اما هنوز نمیتوان آن را مهلتی برای حل بحران دانست. مسئله اصلی این است که آیا تهران و واشنگتن میتوانند پیش از آنکه فشار اقتصادی یا یک حادثه نظامی محاسبات را تغییر دهد، از کانالهای عمان و پاکستان به یک توافق حداقلی برسند یا نه.





















































































































