ناترازی بنزین؛ مسئلهای فراتر از تولید پالایشگاهها
اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، مصرف روزانه بنزین کشور را حدود ۱۳۵ میلیون لیتر اعلام کرده است. بر اساس اظهارات او، حدود ۱۱۲ میلیون لیتر بنزین در پالایشگاههای کشور تولید میشود و نزدیک به ۹ میلیون لیتر نیز از طریق تبدیل محصولات پتروشیمی تامین میشود. به این ترتیب، حدود ۱۴ میلیون لیتر در روز میان مصرف و تولید و تامین داخلی فاصله وجود دارد.
سقاب اصفهانی همچنین هزینه واردات بنزین در سال ۱۴۰۵ را حدود ۴.۵ میلیارد دلار برآورد کرده است؛ رقمی که نشان میدهد ناترازی بنزین تنها یک مسئله در حوزه انرژی نیست و مستقیما با منابع ارزی کشور نیز ارتباط دارد.
در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت تولید بنزین اگرچه ضروری است، اما به تنهایی کافی نیست. هر میزان افزایش عرضه، در صورتی که رشد مصرف خودروها ادامه داشته باشد، میتواند دوباره با افزایش تقاضا خنثی شود. به همین دلیل، کاهش مصرف بنزین در خودروها باید در کنار افزایش تولید، به یکی از محورهای اصلی سیاست انرژی تبدیل شود.
ریشه بخشی از ناترازی بنزین در خودروهای پرمصرف است
رضا سپهوند، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس، میانگین مصرف خودروها در ایران را حدود ۱۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر اعلام کرده است؛ رقمی که به گفته او در اروپا حدود ۵ لیتر و در کشورهای اطراف ایران حدود ۸ لیتر است.
این اختلاف به معنای آن است که حتی بدون کاهش تعداد سفرها یا محدود کردن استفاده از خودرو، صرفاً با کاهش مصرف هر خودرو میتوان بخشی از بنزین مصرفی کشور را آزاد کرد.
سپهوند همچنین توسعه خودروهای هیبریدی، برقی و گازی و افزایش واردات خودروهای کممصرف را از راهکارهای کنترل مصرف سوخت دانسته است.
از سوی دیگر، یاسر میرزایی، معاون سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، میانگین مصرف ناوگان سبک کشور را بیش از ۱۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر اعلام کرده و ظرفیت بالقوه کاهش مصرف در این بخش را حدود ۸۵ میلیون لیتر در روز دانسته است.
این عدد مربوط به کل ظرفیت اصلاح مصرف در ناوگان سبک است و نباید تمام آن را به واردات خودرو نسبت داد؛ اما یک پیام روشن دارد: ناوگان حملونقل کشور ظرفیت بزرگی برای کاهش مصرف بنزین دارد و خودروهای کممصرف یکی از مهمترین ابزارهای فعال کردن این ظرفیت هستند.
یک مقیاس منطقی؛ ۱۰۰ هزار خودروی هیبریدی چه اثری دارد؟
برای اینکه اثر واردات خودروهای هیبریدی از حالت کلی خارج شود، میتوان یک مقیاس واقعبینانهتر را بررسی کرد.
فرض کنیم ۱۰۰ هزار خودروی پرمصرف با خودروهای هیبریدی جایگزین شوند. اگر خودروی موجود بهطور متوسط ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر و خودروی هیبریدی ۴.۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف کند و پیمایش سالانه هر خودرو نیز ۱۵ هزار کیلومتر باشد، هر خودروی جایگزینشده سالانه حدود ۱۱۲۵ لیتر بنزین کمتر مصرف خواهد کرد.
در این صورت، ۱۰۰ هزار خودروی جایگزینشده میتواند سالانه حدود ۱۱۲.۵ میلیون لیتر و بهطور متوسط روزانه حدود ۳۰۸ هزار لیتر از مصرف بنزین کم کند.
این میزان در مقایسه با ناترازی روزانه ۱۴ میلیون لیتری، حدود ۲.۲ درصد است.
عدد ۲.۲ درصد شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما اهمیت آن در مقیاس سیاستگذاری است. اگر واردات خودروهای کممصرف در کنار اسقاط خودروهای فرسوده و پرمصرف انجام شود، هر مرحله از نوسازی ناوگان میتواند بخشی از مصرف روزانه بنزین را کاهش دهد.
برای نمونه، در همین فرض، جایگزینی ۵۰۰ هزار خودروی پرمصرف با هیبریدیهای کممصرف، صرفهجویی متوسطی در حدود ۱.۵۴ میلیون لیتر بنزین در روز ایجاد میکند.
بنابراین، مسئله اصلی یک عدد خاص مانند یک میلیون خودرو نیست؛ مسئله، ایجاد یک روند پایدار برای جایگزینی خودروهای پرمصرف با خودروهای کممصرف است.
واردات خودرو وقتی به سیاست انرژی تبدیل میشود که جایگزینی اتفاق بیفتد
واردات خودروهای کممصرف زمانی بیشترین اثر را بر ناترازی بنزین دارد که خودروهای جدید، جایگزین خودروهای پرمصرف و فرسوده شوند.
اگر خودروهای هیبریدی صرفا به تعداد خودروهای موجود اضافه شوند، اثر آنها بر کاهش مصرف بنزین محدودتر خواهد بود. اما اگر همزمان با ورود خودروهای کممصرف، خودروهای فرسوده از چرخه خارج شوند، صرفهجویی حاصل از کاهش مصرف هر خودرو میتواند مستقیما به کاهش تقاضای بنزین منجر شود.
به همین دلیل، سیاست واردات خودرو نباید فقط بر تعداد خودروهای واردشده متمرکز باشد. نوع خودرو، میزان مصرف، خودروهای خارجشده از چرخه، میزان پیمایش و مصرف واقعی خودروهای جایگزینشده باید در ارزیابی سیاست واردات مورد توجه قرار گیرد.
در همین چارچوب، عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صمت، از هدفگذاری واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در سال ۱۴۰۵ خبر داده است. این تعداد در برابر کل ناوگان کشور رقم بزرگی نیست، اما میتواند یک نقطه شروع برای افزایش سهم خودروهای کممصرف و سنجش اثر آنها بر مصرف بنزین باشد.
چرا خودروهای هیبریدی در شرایط فعلی اهمیت دارند؟
خودروهای هیبریدی در شرایط فعلی میتوانند یک گزینه میانی برای کاهش مصرف بنزین باشند.
خودروی هیبریدی بدون نیاز به شبکه گسترده شارژ عمومی میتواند نسبت به خودروهای بنزینی پرمصرف، سوخت کمتری مصرف کند. در نتیجه، بخشی از فشار بر شبکه توزیع بنزین بدون نیاز به تغییر کامل زیرساخت حملونقل قابل کاهش است.
این ویژگی بهخصوص در شرایطی اهمیت دارد که توسعه خودروهای تمامبرقی با چالشهایی مانند توسعه شبکه شارژ، ظرفیت تولید برق و پایداری شبکه مواجه است.
البته خودروهای برقی نیز در صورت توسعه زیرساختهای لازم میتوانند نقش مهمی در کاهش مصرف فرآوردههای نفتی داشته باشند. اما در شرایط فعلی، خودروهای هیبریدی میتوانند بهعنوان یک مسیر میانی، امکان کاهش مصرف بنزین را سریعتر و با نیاز کمتر به زیرساخت جدید فراهم کنند.
در این میان، مصرف اعلامشده برای برخی مدلهای هیبریدی نباید به همه خودروهای این گروه تعمیم داده شود. برای محاسبات سیاستی، استفاده از اعداد محافظهکارانهتر مانند ۴.۵ تا ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر، تصویر واقعبینانهتری از ظرفیت صرفهجویی ارائه میدهد.
کاهش مصرف بنزین فقط با واردات اتفاق نمیافتد
اگرچه واردات خودروهای کممصرف میتواند یکی از راهکارهای موثر برای کاهش مصرف بنزین باشد، اما اثرگذاری آن زمانی بیشتر میشود که در یک بسته سیاستی قرار گیرد.
اسقاط خودروهای فرسوده، ارتقای استاندارد مصرف سوخت خودروهای داخلی، توسعه حملونقل عمومی، مدیریت ترافیک و اصلاح الگوی سفر، هر کدام بخشی از این پازل هستند.
در این میان، اسقاط اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اگر خودروهای پرمصرف همچنان در ناوگان باقی بمانند، بخشی از صرفهجویی ایجادشده توسط خودروهای جدید از بین میرود.
بنابراین، سیاست مطلوب باید به جای «افزایش تعداد خودرو»، بر نوسازی ناوگان و کاهش مصرف هر کیلومتر پیمایش تمرکز کند.
تعرفه واردات؛ مشوقی برای خودروهای کممصرف
سیاست تجاری نیز میتواند در جهت کاهش مصرف بنزین قرار گیرد. اگر هزینه واردات خودروهای کممصرف، هیبریدی و برقی به شکلی طراحی شود که این خودروها نسبت به خودروهای پرمصرف مزیت داشته باشند، واردات میتواند همزمان دو هدف را دنبال کند؛ افزایش رقابت در بازار خودرو و کاهش شدت مصرف سوخت.
مجتبی یوسفی، سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۵، از تعیین حقوق گمرکی چهار درصدی برای خودروهای وارداتی در مصوبه کمیسیون خبر داده بود و هدف این تصمیم را تسهیل واردات خودروهای کممصرف و پاک عنوان کرده بود.
البته حقوق گمرکی چهار درصد به معنای هزینه نهایی چهار درصدی واردات خودرو نیست و سود بازرگانی، مالیات بر ارزش افزوده و سایر هزینهها نیز در قیمت نهایی خودرو اثر دارند.
از منظر سیاست انرژی، مهم آن است که مجموع ساختار تعرفهای به گونهای طراحی شود که خودروهای کممصرف و پاک، در مقایسه با خودروهای پرمصرف، مزیت اقتصادی بیشتری برای ورود به بازار ایران داشته باشند.
از واردات خودرو تا کاهش هزینه بنزین
ناترازی بنزین در نهایت به یک مسئله ساده اقتصادی بازمیگردد: کشور برای تأمین سوخت مورد نیاز خودروهای پرمصرف، باید منابع بیشتری اختصاص دهد.
هر لیتر بنزینی که به دلیل کاهش مصرف خودرو از چرخه تقاضا خارج شود، میتواند بخشی از نیاز به واردات را کاهش دهد یا فشار بر ذخایر و ظرفیت تأمین داخلی را کمتر کند.
از این منظر، واردات یک خودروی هیبریدی فقط به معنای ورود یک محصول جدید به بازار خودرو نیست. اگر این خودرو جایگزین یک خودروی پرمصرف شود، میتواند در طول عمر خود مصرف بنزین کمتری داشته باشد و به کاهش تقاضای سوخت کمک کند.
این نگاه، واردات خودرو را از یک سیاست صرفاً تجاری به ابزار مدیریت مصرف انرژی تبدیل میکند.
نسخه کممصرف برای ناترازی بنزین
ناترازی بنزین ایران فقط با ساخت پالایشگاه جدید یا افزایش تولید حل نمیشود. بخشی از راهحل در خودروهایی قرار دارد که هر روز بنزین مصرف میکنند.
در شرایطی که میانگین مصرف ناوگان سبک کشور بیش از ۱۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر اعلام شده، جایگزینی تدریجی خودروهای پرمصرف با خودروهای کممصرف و هیبریدی میتواند اثر مستقیمی بر کاهش تقاضای بنزین داشته باشد.
در یک نمونه محاسباتی، جایگزینی ۱۰۰ هزار خودروی پرمصرف با خودروهای هیبریدی میتواند حدود ۳۰۸ هزار لیتر در روز از مصرف بنزین کم کند و در مقیاس ۵۰۰ هزار خودرو، این ظرفیت به حدود ۱.۵۴ میلیون لیتر در روز میرسد.
این اعداد نشان میدهد برای اثرگذاری بر ناترازی بنزین، الزاماً نیازی به یک طرح عجیب و دور از دسترس نیست؛ نوسازی تدریجی و هدفمند ناوگان نیز میتواند به مرور شکاف عرضه و تقاضای بنزین را کوچکتر کند.
شرط اصلی آن است که واردات خودروهای کممصرف با اسقاط خودروهای پرمصرف، توسعه حملونقل عمومی، ارتقای استاندارد خودروهای داخلی و سیاست تعرفهای هدفمند همراه شود.
در چنین چارچوبی، واردات خودروهای هیبریدی نه یک راهحل معجزهآسا، بلکه یکی از عملیترین ابزارهای کاهش مصرف بنزین است؛ ابزاری که اگر در مقیاس درست و با سیاست جایگزینی اجرا شود، میتواند بخشی از ناترازی بنزین را بهصورت واقعی و قابل اندازهگیری کاهش دهد.













