۱. برخی جریانات سیاسی یک ماه قبل، همزمان با تفاهمنامه، به اندازه یک شرکت ردیابی نفتکشها مانند کپلر یا ورتکسا متخصص شده بودند و با عبور یک قایق از «کریدور جنوبی»، چند ساعتی روضهخوانی میکردند که چرا ایران منفعلانه عمل میکند و هکذا.
۲. اما امروز، پس از لغو حداقل موقت تفاهمنامه، بر اساس تصاویر ماهوارهای، تانکر ترکرز یا گزارش بلومبرگ، گلدمن ساکس یا سیانان، از ۳ میلیون تا ۸ میلیون و اعداد بالاتر، از تنگه هرمز و مسیر عمانی در حال عبور است. البته که برخی، مانند وزیر انرژی آمریکا، اعداد اغراقآمیزی مانند عبور ۲۰ میلیون را هم مطرح کردهاند که با گزارشهای معتبر همخوانی ندارد.
۳. این به معنای برگشت تنگه به وضعیت پیشاجنگ نیست؛ در پیشاجنگ حداقل ۱۵ تا ۲۰ میلیون عبور وجود داشت. اما الان با ایجاد اختلال توسط نیروی دریایی مسلح و مجاهد ایران، ریسک انتقال بالا رفته است. از طرفی، طبق مصاحبه مدیر توتال، بیمه هر بشکه ۱۰ دلار شده است، فرایند انتقال با مدل STS هم طولانیتر شده است و بهصورت کلی، ادبیاتی مانند «تنگه رفت» و فلان، حقیقت ندارد.
۴. لکن وضعیت فعلی به ضرر ایران است؛ به دلیل محاصره و عدم صادرات نفت، و انتقال نفت طرف مقابل از کریدور جنوبی با روش شاتل یا خاموشکردن AIS و STS و غیره، یک واقعیت سخت است، اما ظاهراً وضعیت فعلی باعث التیام روحی برخی در داخل شد. نکته قابل توجه این است که اگر کسی از آنها بپرسد وضعیت فعلی بهتر است یا وضعیت قبلی؟ هیچ پاسخ نمیدهند، چون اساساً فقط غرولند بلدند!
۵. مهمترین امتیاز تفاهمنامه، فروش نفت ایران و کاهش آتش در لبنان بود؛ نه کمتر و نه بیشتر. اما برخی افراد هر دو جناح حرفهای عجیبی میزدند؛ از ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری … …






















































































































