اکنون، ظاهراً در اذعانی آشکار به این واقعیت که حملات نظامی بیشتر نمیتواند ایران را به اعطای امتیاز وادار کند، آمریکا بار دیگر به کارزار فشار اقتصادی روی آورده است تا شاید بتواند تهران را بیش از پیش تضعیف کند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به متحدان این کشور گفته است که بعید است واشنگتن «فعلاً» حملات جدیدی انجام دهد.
اینکه در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد مشخص نیست، اما بسیاری از پیامدهای احتمالی و ماندگار جنگ — برای آمریکا، ایران و اقتصاد جهانی — همین حالا نیز آشکار شدهاند.
در اینجا به شش مورد از آنها اشاره میکنیم:
۱. ترامپ بهای سیاسی جنگ را میپردازد
این جنگ از همان ابتدا نامحبوب بود و اکنون نامحبوبتر شده است. بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، میزان رضایت از عملکرد ترامپ از زمان آغاز درگیری از ۴۰ درصد به ۳۳ درصد کاهش یافته است؛ افزایش قیمت بنزین نیز وعده انتخاباتی او در سال ۲۰۲۴ برای کاهش هزینههای زندگی آمریکاییها را تضعیف کرده است.
ترامپ که با وعده پایان دادن به جنگها وارد کارزار انتخاباتی شده بود، استدلال کرده است که افزایش توان موشکی ایران و برنامه هستهای این کشور اقدام نظامی را ضروری کرده بود، اما نتوانسته است اکثریت رأیدهندگان را قانع کند. بر اساس این نظرسنجی، تنها ۳۱ درصد مردم آمریکا از این درگیری حمایت میکنند. این رقم از میزان حمایت از دیگر درگیریهای اخیر آمریکا در مرحله مشابه پایینتر است؛ از جمله جنگ افغانستان که در نظرسنجیهای گالوپ برای سالها میزان حمایت بالای ۵۰ درصد داشت.
خشم رأیدهندگان از قیمتهای بالا، پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر، برای حزب جمهوریخواه ترامپ مشکلساز شده است؛ انتخاباتی که در آن جمهوریخواهان باید از اکثریت شکننده خود در هر دو مجلس کنگره دفاع کنند.
این درگیری همچنین شکاف میان جمهوریخواهان انزواطلبتر، که خواهان پایان سریع جنگ هستند، و قانونگذاران جمهوریخواهی را که معتقدند ترامپ باید فشار نظامی بر تهران را حفظ کند، عمیقتر کرده است.
۲. جنگ، اقتصاد جهانی را تکان داده است — اما کمتر از آنچه بیم میرفت
حملات آمریکا و اسرائیل بلافاصله نگرانیهای شدیدی ایجاد کرد، زیرا تنگه هرمز — که در باریکترین نقطه خود، بین ایران و عمان، حدود ۲۱ مایل (۳۴ کیلومتر) عرض دارد — نزدیک به یکپنجم منابع انرژی جهان را جابهجا میکند. اختلال در این مسیر باعث جهش شدید قیمت نفت شد و نگرانیها درباره وقوع رکود جهانی را افزایش داد.
خسارتها قابلتوجه بودهاند، اما شدت آنها کمتر از چیزی است که بسیاری از اقتصاددانان در ابتدا بیم داشتند. صندوق بینالمللی پول از زمان آغاز جنگ، دو بار پیشبینی خود از رشد اقتصاد جهانی را کاهش داده و اکنون انتظار دارد اقتصاد جهان در سال جاری ۳.۰ درصد رشد کند؛ این در حالی است که پیشبینی این نهاد در ماه ژانویه رشد ۳.۳ درصدی بود.
با این حال، اقتصاد جهانی نسبت به دوران شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ تابآوری بیشتری از خود نشان داده است. اقتصادهای بزرگ جهان در مقایسه با آن زمان انرژی کمتری برای تولید هر واحد محصول مصرف میکنند و هزینهکرد و سرمایهگذاری قدرتمند — از جمله تداوم رونق هوش مصنوعی — به کاهش آثار این شوک کمک کرده است.
۳. ایران زخمی است، اما شکست نخورده است
نیروهای نظامی و اقتصاد ایران متحمل خسارتهایی شدهاند، اما تهران همچنان میتواند حملاتی را انجام دهد و تنگه هرمز را بسته نگه دارد.
در ماه می، دریاسالار براد کوپر، فرمانده ارشد ارتش آمریکا در خاورمیانه، ادعا کرد که نیروهای آمریکایی ۱۶۱ شناور نیروی دریایی ایران را منهدم و ۸۲ درصد از سامانههای پدافند هوایی این کشور را از کار انداختهاند. او مدعی شد که نیروی هوایی ایران که پیش از آن روزانه تا ۱۰۰ سورتی پرواز انجام میداد، دیگر هیچ مأموریتی انجام نمیدهد.
با این حال، ایران همچنان پهپادها و موشکهای خود را در اختیار دارد و با موفقیت به کشتیهای تجاری و تأسیسات نظامی آمریکا در سراسر منطقه حمله کرده است.
خبرگزاری رویترز در ماه مارس گزارش داد که ایالات متحده بر این باور است که تنها حدود یکسوم از زرادخانه عظیم موشکی ایران را منهدم کرده است. منابع مطلع در آن زمان به رویترز گفتند وضعیت حدود یکسوم دیگر از این موشکها روشن نبود، اما بمبارانها احتمالاً به این موشکها در تونلها و پناهگاههای زیرزمینی آسیب زده، آنها را منهدم کرده یا زیر آوار مدفون نموده است.
۴. خاورمیانه بیثبات شده و آسیبپذیری متحدان آمریکا آشکار شده است
هدف از جنگ آمریکا و اسرائیل، حذف ایران بهعنوان «یک تهدید برای خاورمیانه» بود، اما تحلیلگران میگویند این جنگ در عوض تهران را جسورتر کرده و منطقه را ناامنتر از گذشته بر جای گذاشته است.
حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که متحد آمریکا هستند، تأسیسات نظامی و دیپلماتیک آمریکا را هدف قرار داده و موجب اختلال در سفرهای هوایی شده است.
حملات ایران به کشتیرانی، در کنار محاصره حوثیها که ترددهای دریایی مرتبط با عربستان سعودی در دریای سرخ را هدف قرار داده است، هزینههای بیمه و حملونقل را در سراسر منطقه افزایش داده است. تأثیر این وضعیت بسیار فراتر از حملات منفرد به کشتیهاست؛ این شرایط زنجیرههای تأمین را مختل کرده و بر عدم اطمینان حاکم بر اقتصادهای کشورهای خلیج فارس افزوده است.
۵. ممکن است تولید سلاح هستهای برای ایران زمان بیشتری ببرد
حملات آمریکا و اسرائیل در جریان حمله قبلی در ژوئن ۲۰۲۵ و همچنین در مرحله آغازین جنگ کنونی، بهشدت به سه تأسیسات هستهای ایران آسیب وارد کرد. در همین حال، اسرائیل شماری از دانشمندان ارشد هستهای ایران را نیز ترور کرده است.
برآوردهای اطلاعاتی آمریکا در ماه می، زمان تخمینی «گریز هستهای» ایران ــ یعنی مدت زمانی که برای تولید مقدار کافی مواد شکافتپذیر برای ساخت یک بمب نیاز است ــ را حداکثر یک سال اعلام کردند؛ این رقم پیش از جنگ حداکثر شش ماه برآورد میشد.
جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، مهمترین هدف اعلامشده ترامپ برای این جنگ است. با این حال تهران بارها تاکید کرده که برنامه هستهایاش صلحآمیز است و قصدی برای ساخت بمب اتم ندارد.
اما وضعیت واقعی برنامه هستهای ایران همچنان نامشخص است، زیرا بازرسان سازمان ملل هنوز به سایتهای هستهای ایران بازنگشتهاند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی از زمان حملات سال ۲۰۲۵ نتوانسته است محل نگهداری حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد را تأیید کند.
۶. آمادگی نظامی آمریکا کاهش یافته است
ارتش آمریکا هم بر اثر حملات ایران و هم در پی حوادث و سوانح، شماری از پهپادها و هواپیماهای خود را از دست داده است. گزارشی که در ماه می از سوی «خدمات پژوهشی کنگره» آمریکا منتشر شد، اعلام کرد که ۴۲ فروند هواپیمای نظامی آمریکا در جریان این درگیری از بین رفتهاند.
مهمات نیز یکی از نگرانیهای اصلی است. خبرگزاری رویترز گزارش داده است که ارتش آمریکا تقریباً «تمام» ذخایر جهانی خود از برخی موشکهای دقیق را مصرف کرده است. برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد که تا ماه جولای، ایالات متحده حدود ۶۵ درصد از موشکهای رهگیر پاتریوت خود را مصرف کرده و ذخایر موشکهای رهگیر سامانه تاد را دستکم ۳۸ درصد کاهش داده است.
واشنگتن جنگندهها، ناوهای جنگی و دیگر تجهیزات و نیروهای نظامی خود را از اروپا و منطقه آسیا-اقیانوسیه به خاورمیانه منتقل کرده، مدت استقرار آنها را افزایش داده و این پرسشها را مطرح کرده است که آمادگی نظامی آمریکا در دیگر مناطق تا چه اندازه تحت تأثیر قرار گرفته است.
ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» بیش از یک سال در مأموریت عملیاتی بود که طولانیترین استقرار آن از زمان جنگ ویتنام محسوب میشود. همزمان، قانونگذاران درباره شرایط حاکم بر ناو «یواساس آبراهام لینکلن» پس از ۲۰۰ روز متوالی حضور در دریا ابراز نگرانی کردند. این ناو هواپیمابر هفته گذشته با یک ناو دیگر که پیش از آن در اقیانوس آرام مستقر بود، جایگزین شد؛ موضوعی که نشان میدهد جنگ تا چه اندازه در حال تحت فشار قرار دادن منابع و تجهیزات نظامی آمریکا است.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید























































































































