قیمت طلا امروز




 کامکار

 روزنامه هفت صبح / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

بدرقه ایرج؛ پهلوان آواز ایران

راسم بدرقه او نیز با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی، علی جهاندار و علیرضا افتخاری همراه بود
 بدرقه ایرج؛ پهلوان آواز ایران
هفت صبح|  پیکر حسین خواجه‌امیری معروف به ایرج، استاد آواز ایران صبح جمعه ۲۳ مرداد با حضور خانواده، هنرمندان و جمع زیادی از دوست‌دارانش از مقابل تالار وحدت بدرقه شد. در این مراسم چهره‌هایی چون بیژن بیژنی، هوشنگ کامکار، علیرضا افتخاری، حسام‌الدین سراج،  علی‌اصغر شاه‌زیدی، هومن نامداری، حسین علیشاپور، ارسلان کامکار، رضا شایسته، کامران همت‌پور، علی عزیزی، بهرام گودرزی، رامبد صدیف، محمد موسوی، قاسم رفعتی، ایرج رحمانپور، محمد سلمانی، مهدی یغمایی و همچنین مهدی شفیعی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بابک رضائی مدیرکل دفتر موسیقی، حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران، اسحاق شکری مدیرعامل انجمن موسیقی ایران، محمد اله‌یاری مدیرعامل بنیاد رودکی و .... برگزار شد. همچنین پیکر ایرج ملقب به پهلوان آواز ایران با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی، علی جهاندار و علیرضا افتخاری با نی‌نوازی محمد موسوی بدرقه شد. 

 

حمیدرضا نوربخش ـ خواننده و مدیرعامل خانه موسیقی ایران ـ در این مراسم ضمن تسلیت به خانواده و خاندان خواجه‌امیری، فرزندان او به‌ویژه احسان خواجه‌امیری و همه مردم ایران، گفت: ایرج خاطره چندین نسل است و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، چه من بگویم و چه نگویم، نمی‌شود ایرج را از تاریخ موسیقی و آواز این کشور جدا کرد. او یک پنجره بی‌نظیر و استثنایی خداداد بود که متر و معیار صدا بوده، هست و خواهد بود. نزدیک به نیم قرن، شاید هم کمی بیشتر، این مرد آواز خواند، ترانه خواند و حاصل کارش را به آرشیو و حافظه فرهنگی، هنری و موسیقیایی ایران تقدیم کرد.

 

نوربخش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خاطره‌ای از محمدرضا شجریان درباره ایرج، گفت: بعضی وقت‌ها متأسفانه در فضای مجازی عده‌ای تلاش می‌کنند آواز را هم قطبی‌سازی کنند. وقتی بزرگی مثل روانشاد استاد محمدرضا شجریان درباره ایرج لقب «پهلوان» را به کار می‌برد، باید بدانیم این سخن از سر شناخت و بزرگواری بوده است.

 

علیرضا افتخاری نیز  خاطره‌ای از دوران کودکی خود و از تأثیر عمیق ایرج بر مسیر هنری‌اش تعریف کرد و گفت: در سن ۱۰ ـ ۱۲ سالگی، روزی روزگاری در رهگذری دیدم پرده‌ای زده بودند که روی آن نوشته بود استاد ایرج به‌زودی در این مکان در اصفهان اجرا خواهند داشت. من شاید یک ماه تمام مدرسه را ترک کردم و دم آن محل در کوچه سپاهان، ایستادم که اگر قرار است ایشان را زیارت کنم، همان‌جا زیارت کنم. البته استاد آن زمان تشریف نیاوردند و من ایشان را در مکان دیگری زیارت کردم، اما آن عشق از همان کودکی در من شکل گرفت.

 

افتخاری با اشاره به علاقه خود به صدای ایرج بیان کرد: عاشق استاد ایرج بودم. سعی نمی‌کردم شبیه او بخوانم، اما این صدا بود؛ چاره‌ای نداشتم. وقتی می‌خواندم، گویی یکی از شاگردان کوچک ایرج می‌خواند و همان‌طور هم شد.

 

افتخاری سپس با اشاره به جایگاه ایرج در موسیقی ایران گفت: الان وقتش است که صدای ایرج از رادیو پخش شود؛ صدای استادمان پخش شود. اگر نشود صدای چه کسی پخش شود؟ تنها چیزی که به انسان روحیه می‌دهد، روحیه، روحیه، روحیه است. نگاه‌های زیبا و برنامه‌های زیبا خوب است، اما حیف نیست که صدای استادمان پخش نشود؟

    ایرج می‌گفت، می‌خواهم جایی باشم که مردم باشند

احسان خواجه‌امیری، فرزند ایرج هم با بغض و اندوه خطاب به جمع بدرقه‌کنندگان گفت: قربون قدم‌هایتان بروم. مدت‌هاست، از زمستان گذشته که نتوانسته‌ام بخوانم؛ لال شده‌ام. اما امروز فکر می‌کنم این وظیفه بر دوش من است، چون اگر پدرم اینجا بود، قطعاً برای شما می‌خواند. امروز آخرین درسی که زندگی به من داد، عشق بود؛ عشق به ایران، عشق به شما، عشق به مردم ایران.

 

خواجه‌امیری با اشاره به علاقه پدرش به مردم ایران گفت: من قسم می‌خورم پدرم همه دوستانش را که اینجا هستند دوست داشت. همیشه می‌گفت من می‌خواهم جایی باشم که مردم باشند، می‌خواهم پیش مردم باشم، پیش مردم ایران.

 

علی جهاندار، خواننده نیز در این مراسم گفت: خانواده محترم ایرج بزرگ و احسان عزیز، از این به بعد باید علمدار این فرهنگ باشند و مسئولیتشان، به نظر من، بیشتر خواهد شد. او افزود: به دوستانی که به خاطر این طرفداری‌ها گاهی فضا را قطبی می‌کنند، می‌گویم در مزرعه این کشور چند گل دانه‌درشت وجود دارد، نمی‌شود اینها را از هم جدا کرد و گفت این یکی بهتر است و آن یکی نه. همه این بزرگان جایگاه خودشان را دارند.

 

سپس محمد موسوی، نوازنده نی در سخنانی به دوستی دیرینه‌اش با این استاد آواز ایرانی اشاره کرد و در ادامه، خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد و افزود: من از اصفهان داشتم می‌آمدم تهران. آقای تاج همراه همسرشان گفتند ما هم می‌آییم تهران. گفتم قدم به چشم. سوار شدند و در راه از استاد تاج پرسیدم «استاد، از میان خواننده‌هایی که الان هستند، چه کسی را دوست دارید؟» گفت «ایرج».

 

موسوی ادامه داد: سال ۱۳۶۴ برای مبارکی به منزل استاد بنان رفتم. آنجا صحبت شد و ایشان گفتند «ای کاش خداوند صدای ایرج را به من می‌داد»؛ این یعنی صدای ایرج، یک صدای الهی و تاریخی بود.علی‌اصغر شاه‌زیدی، خواننده و مدرس آواز ایرانی نیز در این مراسم گفت: آن آقای ایرجی که وقتی قرار بود ساعت ۹ شب صدایشان از رادیو پخش شود، هر فردی هر جا بود خودش را به رادیو می‌رساند، حالا جلوی شما نفس نمی‌کشد، حرف نمی‌زند و آواز نمی‌خواند.

 

او افزود: این را بدانیم که به خودمان نبالیم، یکدیگر را اذیت نکنیم و حق و ناحق نکنیم. کاری کنیم که این جمعیتی که امروز اینجا هستند، آنهایی که خدمتگزارند و این خصوصیات و صفات را دارند، ان‌شاءالله همه ۱۲۰سال که مال قدیم بوده نه، حالا دیگر ۳۰۰ سال عمر کنند و همه با شادی و سلامتی زندگی کنند و در رفاه اقتصادی هم باشند، چون وضع اقتصاد امروز خیلی بد است.

 

او سپس خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد: یک بار از آقای تاج پرسیدم «آقا، اینهایی که در تهران می‌خوانند، به نظر شما چه کسی بهتر می‌خواند؟» ایشان با همان لحن خاص خودشان گفتند «ایرج صدا دارد.» این عین گفته آقای تاج است. نگفتند «ایرج خوب می‌خواند»، گفتند «ایرج صدا دارد».

 

او ادامه داد: آواز به جرأت سخت‌ترین رشته موسیقی است. حالتان خوب نیست، نمی‌توانید بخوانید. صدایتان گرفته، نمی‌توانید بخوانید. اجاره خانه‌تان را نتوانسته‌اید بدهید، نمی‌توانید بخوانید. همسایه‌ها اذیت کرده‌اند، نمی‌توانید بخوانید. از طرف دیگر، باید کاملاً با ادبیات آشنا باشید، فرم‌های گوناگون آواز را شنیده باشید، آنها را گلچین کرده باشید تا یک روز خودتان باشید، نه اینکه مثل دیگران بخوانید.

 

بیداد خواجه‌امیری نوه ایرج هم در مراسم تشییع پدربزرگش، به نمایندگی از خانواده، دلنوشته‌ای را برای حاضران خواند: در بخشی از این متن آمده است؛ پدر عزیز ما، شما با صدایتان سال‌ها در دل مردم ایران زندگی کردید. نسل‌های بسیاری با آواز شما عاشق شدند، گریستند، خندیدند و خاطره ساختند. نام شما و صدایتان بخشی از خاطره و فرهنگ این سرزمین است و هنرتان تا سال‌های سال در قلب مردم ایران باقی خواهد ماند. اما برای ما، شما چیزی فراتر از یک صدای ماندگار بودید. وجود مهربان و باصفایتان را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد. قلب بخشنده‌تان همیشه برای یاری دیگران می‌تپید.

 

 در پایان مراسم، ایرج خواجه امیری در میان جمع زیاد هواداران و دوستدارانش به سمت بهشت زهرا بدرقه شد. پیکر او در قطعه هنرمندان به خاک سپرده می‌شود.مراسم بدرقه او نیز با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی، علی جهاندار و علیرضا افتخاری همراه بود. همچنین آوازهایی از ایرج در محل برگزاری مراسم وداع و بدرقه او در مقابل تالار وحدت پخش شد.

 

ایرج، ظهر روز چهارشنبه ۲۱ مردادماه پس از مدتی بستری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان و در سن ۹۴سالگی درگذشت. او با چند دهه فعالیت در عرصه موسیقی و آواز ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده موسیقی ایران بود و در طول فعالیت هنری خود آثار و اجراهای متعددی را در رادیو، برنامه «گل‌ها» و سینما ارائه کرد.

 







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
قاب زندگی | رقص با آب و باد
خبرگزاری ایرنا

قاب زندگی | رقص با آب و باد

تهران - ایرنا - من، یک پلیکان، پرنده‌ای با بال‌هایی گشوده به وسعت آسمان و منقاری چون سبدی شکاری، داستان زندگی خود را در این سرزمین پر آب و باد، تالاب‌های ایران، آغاز می‌کنم.
چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟
سایت تابناک

چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟

اهلی‌سازی حیوانات فقط به معنای رام کردن یک حیوان وحشی نیست؛ بلکه فرایندی طولانی برای تغییر ویژگی‌های یک گونه به‌گونه‌ای است که با زندگی انسان سازگارتر شود. ب...
         
روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد
روزنامه هفت صبح

روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد

قانون کجای زندگی افراد HIV مثبت ایستاده است؟
تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات
روزنامه هفت صبح

تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات

سال 1400 و اواخر مرداد بود که تبلیغ شرکت بستنی‌سازی دومینو خبرساز شد
ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند
روزنامه هفت صبح

ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند

وسیله ساده نوشیدن چای و قهوه به کالایی برای نمایش سلیقه با قیمت‌های بالا تبدیل شده‌است
داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه
روزنامه هفت صبح

داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه

کولبرانی که با شجاعت و ابتکار از مسیرهای سخت کوهستان به کسب‌وکار خودشان رسیدند
    
مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی
سایت رویداد‌ ۲۴

مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی

انتشار گفت‌وگوی تازه مینا نامداری، بلاگر پرحاشیه‌ای که سال‌ها با ویدیوهای جنجالی در شبکه‌های اجتماعی شناخته می‌شد، حالا با پرسش‌های تازه‌ای همراه شده است: آیا با یک تحول شخصی روبه‌رو هستیم یا تلاشی برای استفاده از چهره‌های پرمخاطب در بازتعریف روایت رسمی؟
ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟
سایت عصرایران

ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟

دو کشتی در مسیر مشابه با یک صخره زیر آب روبه‌رو می‌شوند، اما تصمیم دو کاپیتان نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌زند. یکی پس از وقوع حادثه قهرمان می‌شود و دیگری ب...
دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت
سایت عصرایران

دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت

این تفاوت ظریفی است اما در بازاریابی اهمیت زیادی دارد. یک شرکت کوچک تر معمولا نمی تواند با رهبر بازار در همه زمینه ها رقابت کند...
شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند
روزنامه هفت صبح

شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند

در این تست شخصیت شناسی، تصویری را مشاهده می کنید که چند عنصر مختلف در آن دیده می شود. کافی است بدون دقت زیاد به جزئیات، به اولین چیزی که در تصویر توجه شما را جلب می کند فکر کنید. انتخاب شما می تواند نشان دهنده مهم ترین خواسته و نیاز فعلی شما در زندگی باشد.
درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد
روزنامه هفت صبح

درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد

خبر وصلتش با رامبد ‌همه را شگفت‌زده کرد‌‌. جدایی از رامبد در سال 1393‌، ‌او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل می‌کند
عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
سایت خبرآنلاین

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.