سالها پیش وقتی مسعود کیمیایی تصمیم به اقتباس از داستان کوتاه «مزاحم» نوشته خورخه لوئیس بورخس گرفت، از طریق کانون سینماگران پیشرو ورثه بورخس را در پاریس یافت و از آنها اجازه اقتباس از داستان «مزاحم» را دریافت کرد. کاری که نزدیک به نیمقرن پیش توسط سینماگری ایرانی انجام شده بعید بوده که سازندگان سریال «کلاغ» قادر به انجامش نبوده باشند. نکته اینجاست که براساس سنت رایج در صنعت فیلمسازی در ایران، اساسا نیازی به این کار حس نشده است. ماجرای کپیرایت فقط در پخش جهانی میتواند تبعات حقوقی داشته باشد و سریال «کلاغ» هم اساسا محصولی است که برای مصرف داخلی تولید شده است.
از «مه و شب» تا «کلاغ»
رمان «مه و شب» ماجرای مأموری امنیتی را روایت میکند که بهدنبال یافتن دختر مورد علاقهاش است؛ دختری که بهناگاه ناپدید شده و جستوجوی مأمور امنیتی برای معشوق گمشده باعث میشود که او نسبت به گذشته، هویت و نظام ارزشی مطلوبش دچار تردیدهای جدی شود و خانواده و زندگی شخصیاش هم تحتالشعاع این موضوع قرار گیرد. در سریال «کلاغ» مهدویان همین دستمایه را به دهه ۵۰ آورده و جلال (هادی حجازیفر) در نقش مأمور ساواک بهدنبال معشوق گمشدهاش، سایه (نیکآفرید سماواتی) میگردد.
چرا سینماگران ایرانی نگران کپیرایت نیستند؟
قوانین کپی رایت جهانی براساس کنوانسیون برن شامل کشورهایی میشود که به این پیمان پیوستهاند. براساس پیمان برن، از اثر یک پدیدآورنده در تمامی کشورهای عضو این پیمان محافظت میشود. برای تحقق این حمایت شرایط روبهرو باید رعایت شود: این پدیدآورنده باید یا تابعیت یکی از کشورهای عضو کنوانسیون را داشته باشد … …





















































































































































