نشستهای بینالمللی و سخنرانیهای آرمانگرایانه، از جمله در مجامعی همچون نشست امنیتی مونیخ، در حالی غرب را در جایگاه مدعی رهبری صلح جهانی قرار میدهد که کارنامه تاریخی آن، مملو از جنگ و ویرانی است. اندیشه شخصیتهایی همچون مهاتما گاندی، نلسون ماندلا و مارتین لوتر کینگ، بر اخلاق، انسانیت و همزیستی مسالمتآمیز استوار بود؛ اما قربانی شدن بسیاری از مصلحان در خشونت، نشان داد که منافع قدرتها همچنان بر آرمانهای انسانی سایه افکنده است.
حتی جایزه صلح نوبل نیز که با هدف تقدیر از تلاشهای صلحطلبانه شکل گرفت، در مواردی با اعطای آن به چهرههای سیاسی و نظامی مناقشهبرانگیز، با انتقاد مواجه شده است. جنگافروزی زیر پرچم آزادی و حقوق بشر
آمریکا که خود را از معماران نظم پس از جنگ جهانی دوم معرفی میکند، در طول دهههای گذشته در منازعات نظامی متعددی از ویتنام و بالکان تا افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و ایران نقش داشته است. توجیهاتی همچون مبارزه با تروریسم، نابودی سلاحهای کشتارجمعی و حمایت از مردم، بارها برای مشروعیتبخشی به مداخلات نظامی به کار رفته؛ درحالیکه پیامد بسیاری از این جنگها، کشتار غیرنظامیان، آوارگی و فروپاشی زیرساختهای حیاتی بوده است. …































































































































