وی ادامه داد: نویسنده در جستار میان قلمروهای مختلف رفتوآمد میکند؛ از زندگینامه به خاطره، از سفرنامه به یک نظریه ریاضی و از تأمل درباره نجوم و ستارهها به تجربههای روزمره. البته این بیقاعدگی را نباید با یلگی و ولنگاری فرمی یکی دانست. متأسفانه گاهی هر خاطره، سفرنامه یا یادداشتی را جستار مینامیم، در حالی که دشواری تعریف جستار دقیقا در همین سیال بودن آن است.
این مدرس جستارنویسی افزود: جستار ادبی از جایی شکل میگیرد که نویسنده درباره یک مفهوم یا رویداد، چه شخصی و چه عمومی، حرفی برای گفتن دارد؛ حرفی که به زندگی، باورها و روحیات شخصیاش گره خورده است. برای نمونه، «لابسترخوری» اثر دیوید فاستر والاس، یکی از جستارهای درخشان است. او بهعنوان گزارشگر یک مجله آشپزی به جشنواره لابستر میرود، اما به جای نوشتن صرفاً درباره غذا، از دل این مأموریت پرسشی اخلاقی بیرون میکشد: آیا انسان حق دارد برای لذت خودش حیوانی را زنده بجوشاند؟ جستار دقیقا از جایی شکل میگیرد که یک موضوع ساده به تأملی عمیق درباره جهان، اخلاق و خود نویسنده تبدیل میشود.
اهمیت نگاه شخصی نویسنده در نگارش جستار
فتحی با بیان اینکه برای جستار نمیتوان نسخه واحدی پیچید یا از ساختار و اجزای ثابتی سخن گفت، توضیح داد: شکل هر جستار بیش از هر چیز به خود نویسنده بستگی دارد؛ به اینکه تا چه اندازه توانسته باورها، تردیدها و نگاه شخصیاش را با موضوع درهم بیامیزد. یکی از مهمترین ویژگیهای جستار خوب این است که نویسنده بتواند از زاویهای به موضوع نگاه کند که پیشتر کمتر دیده شده باشد. هرچه نویسنده بیمحاباتر و صادقانهتر از خودش حرف بزند، احتمال اینکه با جستاری خواندنی روبهرو باشیم بیشتر است.
وی ادامه داد: ما در جامعهای زندگی میکنیم که آدمها چندان علاقهای به اعتراف کردن ندارند و اغلب ترجیح میدهیم نسخهای آراسته و بینقص از خودمان به دیگران نشان دهیم. این روحیه با ذات جستارنویسی و بهطور کلی با ادبیات مستند در تضاد است. ساختار جستار بیش از آنکه به قواعد ازپیشتعیینشده وابسته باشد، به شیوه مواجهه نویسنده با موضوع بستگی دارد؛ اینکه چگونه با آن زندگی کرده، چگونه فهمیده و چطور میتواند این تجربه را به زبان منتقل کند.
این روزنامهنگار با اشاره به جستار «آکواریوم» اثر الکساندر هِمن گفت: نویسنده در این متن، مرگ دختر خردسالش را با تمام وجود روایت میکند، اما نه در دام سوگواری تصنعی میافتد و نه از مخاطب طلب ترحم میکند. او با چشمانی باز و زبانی سلیس، تجربه فقدان را پیش روی خواننده میگذارد و از دل یک رنج شخصی، متنی خلق میکند که به تجربهای انسانی و جهانشمول تبدیل میشود. این نشان میدهد جستار بیش از آنکه به ساختار وابسته باشد، به صداقت، دقت و کیفیت نگاه نویسنده وابسته است.
فتحی افزود: نخستین معیار در انتخاب موضوع جستار، زاویه دید نویسنده است. جستار به صاحبش و به دالان پیچدرپیچ ذهن و قلب انسان وابسته است. تفاوت جستار با متن معمولی، نه لزوماً در انتخاب موضوع، بلکه در جزئیات، شیوه دیدن، توجه به ظرایف رفتاری و روزمره و نوع مواجهه نویسنده با جهان خودش است.
ضرورت آشنایی جستارنویس با اصول داستاننویسی
وی با تأکید بر اینکه آشنایی با سازوکار قصهنویسی میتواند به موفقیت جستارنویس کمک کند، گفت: چنین نویسندهای معمولاً ریتم، چیدمان، تعلیق، فرم و حرکت متن را بهتر میشناسد و با آگاهی بیشتری جستار مینویسد. البته لازم نیست حتماً رماننویس یا داستاننویسی صاحبنام باشید؛ برای مثال محمد قائد داستاننویس نیست، اما به گمان من تکتک نوشتههایش کلاس درس جستارنویسی فارسی است. قاسم هاشمینژاد نیز در «عشق گوش، عشق گوشوار» یکی از نمونههای درخشان جستارنویسی فارسی را پیش روی ما گذاشته است.
این مدرس جستارنویسی افزود: کسانی که اهل تحلیل، تأمل و نظر دادن هستند، در صورت آشنایی با زبان و نوشتن میتوانند جستارنویسان خوبی شوند. البته پیش از فکر کردن به جستارنویسی باید مهارتهای بدیهی انسانی را تقویت کنیم؛ اینکه شنونده خوبی باشیم، به خودمان فرصت فکر کردن بدهیم و برای اظهارنظر کردن عجله نکنیم. شاید جستارنویسی پیش از آنکه یک مهارت نوشتاری باشد، نوعی شیوه مواجهه با جهان و دیگران باشد.
صداقت، شرط مهم جستارنویسی
فتحی با بیان اینکه تعداد نمونههای درخشان جستار در ادبیات فارسی محدود است، یادآور شد: معمولاً خواندن سفرنامهها، یادداشتهای روزانه و متنهایی پیشنهاد میشود که نویسنده در آنها بیرودربایستی درباره خودش، جهان اطرافش و نگاهش به زندگی حرف زده است. علت کمبود نمونههای درخشان جستار در ادبیات فارسی، تا حدی این است که بسیاری از ما از نوشتن درباره خودمان میترسیم؛ از آشکار کردن ضعفها، تناقضها و شکستهایمان.
وی بیان کرد: جلال آلاحمد، نویسندهای که بیمحابا مینویسد و از درگیر شدن با تجربه زیسته خودش هراسی ندارد، نمونه اعلای این شیوه است و «سنگی بر گوری» از آثار شاخص اوست. اکبر سردوزامی نیز از همین جنس نویسندگان است. در میان نویسندگان معاصر نیز آثار حبیبه جعفریان، محمد طلوعی، مهراوه فردوسی، معین فرخی، عالیه عطایی، مکرمه شوشتری، شمیم مستقیمی، الهام شوشتریزاده و عماد مرتضوی، هرکدام به شیوه خود در گسترش جستارنویسی و ادبیات ناداستان فارسی سهم داشتهاند.
فتحی تأکید کرد: گاهی تصور میشود جستار قالبی ساده و دمدستی است؛ انگار کافی است هر خاطره، سفر یا تجربه روزمرهای را بنویسیم و نامش را جستار بگذاریم. در حالی که جستارنویسی برخلاف ظاهر سادهاش، یکی از دشوارترین شکلهای نوشتن است. تجربههای زیسته، اگر قرار است به جستار تبدیل شوند، باید از صافی زبان، تأمل و فرم عبور کنند.
افزایش توجه به جستار در میان نسل جوان
این روزنامهنگار با بیان اینکه در سالهای اخیر توجه به جستارنویسی، بهویژه میان نویسندگان و دانشجویان، افزایش یافته است، خاطرنشان کرد: این اتفاق هم روی خوش دارد و هم روی نازیبا. روی خوش آن، افزایش توجه به تجربههای زیسته و تأملات شخصی است و شاید بتواند از میزان تعارف، خودسانسوری و ترس از قضاوت شدن کم کند. اما روی نازیبای ماجرا، نگاه تقلیلگرایانهای است که به جستار شکل گرفته است.
فتحی گفت: هیچچیز به اندازه خواندن جستارها، سفرنامهها، یادداشتهای روزانه و تأملات شخصی نویسندگان کارساز نیست. داستان نیز یکی از مهمترین مدرسههای نوشتن است، اما برای علاقهمندان به جستارنویسی و ادبیات مستند، مطالعه مستمر این آثار ضروری است. من چندان به آموزش جستارنویسی با نسخهها و دستورالعملهای ازپیشتعیینشده اعتقاد ندارم. جستار بیش از آنکه از راه فرمول یاد گرفته شود، از طریق خواندن، تجربه کردن و نوشتن مداوم آموخته میشود.
وی افزود: اگر کارگاهی برای جستارنویسی برگزار شود، مهمترین کارکردش نباید ارائه دستورالعمل باشد؛ بلکه باید فضایی برای خواندن متنهای یکدیگر، گفتوگو و بالا بردن جرئت و شجاعت اعتراف کردن ایجاد کند. جستارنویس پیش از آنکه به تکنیک احتیاج داشته باشد، به شجاعت نیاز دارد؛ شجاعت برای حرف زدن از تردیدها، تناقضها و چیزهایی که معمولاً پنهان میکنیم.
هوش مصنوعی، ابزاری در جهت ارتقای جستار
این نویسنده درباره توانایی هوش مصنوعی در نگارش جستارهای استاندارد گفت: هوش مصنوعی میتواند در بخشی از مراحل نوشتن کمک کند؛ از معرفی منابع و نویسندگان مرتبط تا پیشنهاد ایدههای اولیه و ویرایش متن. اما اینها با خود جستارنویسی تفاوت دارد. جستار به تجربه زیسته، حافظه، تردیدها، تناقضها، خطاها، احساسات و جهانبینی نویسنده وابسته است.
فتحی ادامه داد: تصور نمیکنم هوش مصنوعی بتواند جای آن لحظهای را بگیرد که نویسنده از دل یک تجربه شخصی به کشفی تازه درباره خودش یا جهان اطرافش میرسد. آن کشف به جستار جان میدهد. جستارنویس در نهایت از خودش مینویسد؛ از باورهایی که تغییر کردهاند، تناقضهایی که با آنها زندگی کرده و تجربههایی که فقط خودش زیسته است.
فضای مجازی میتواند بهانهای برای جستار باشد
وی با بیان اینکه شبکههای اجتماعی میتوانند محلی برای ثبت لحظهها، احساسها و مشاهدههایی باشند که بعدها به کار نویسنده میآیند، خاطرنشان کرد: این نوشتهها معمولاً خاماند و به تنهایی استقلال کافی ندارند، اما میتوانند بذر یک جستار باشند؛ متنی که بعدها با تأمل، بازنویسی و فاصله گرفتن از تجربه اولیه، وسعت پیدا میکند. از این منظر، شبکههای اجتماعی میتوانند برای جستارنویس ابزاری برای ثبت و ضبط زندگی روزمره باشند.
این مدرس جستارنویسی افزود: با این حال، اغلب ما در شبکههای اجتماعی تلاش میکنیم بهترین نسخه ممکن از خودمان را به نمایش بگذاریم. گاهی این فاصله از واقعیت آنقدر زیاد میشود که این فضا به کارخانهای برای تولید تصویرهای ساختگی و زندگیهای بزکشده تبدیل میشود. در مقابل، کسانی که بخشی از واقعیت زندگیشان را بیپرده روایت میکنند، معمولاً اعتماد بیشتری نزد مخاطبان به دست میآورند؛ شاید چون مخاطب، پیش از آنکه دنبال نویسندهای بینقص باشد، دنبال انسانی واقعی با تمام فراز و فرودهایش است.
فتحی تصریح کرد: مطالعه و نگارش جستار بیشتر به کسانی پیشنهاد میشود که از حرف زدن و نوشتن درباره فراز و فرودهای زندگیشان نمیترسند؛ کسانی که حاضرند با خودشان صادق باشند و از تجربههایی بنویسند که همیشه زیبا، مرتب و قابلافتخار نیستند. ارزش بسیاری از جستارهای خوب در این است که نویسنده از بخشهایی از خودش حرف میزند که معمولاً پنهان میکنیم؛ از اشتباهات، تردیدها، شکستها، ترسها و حتی لحظههای خوشبختی.
انتهای پیام
















