هرچند تصمیمگیری در این مقطع دشوار به نظر میرسد، اما دستنخورده گذاشتن نرخ بهره میتواند خطایی بزرگ برای فدرالرزرو باشد. چه بر پایه ارزیابی واقعبینانه از اقتصاد آمریکا و چه به منظور احیای اعتبار متزلزل بانک مرکزی، منطقیترین گزینه پیش رو افزایش نرخ بهره است.
نگاهی به داده های اقتصادی نشان میدهد که دلایل افزایش نرخ بهره کاملاً محکم و قانعکنندهاند. نرخ تورم کل و همچنین تورم هسته (بدون احتساب قیمت پرنوسان اقلام خوراکی و انرژی) همچنان با سرسختی بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرالرزرو قرار دارند، بهویژه آنکه بهای سوخت و مواد غذایی پس از آغاز درگیری نظامی علیه ایران جهش چشمگیری تجربه کرده است. هرچند نشانههای اقتصادی کاملاً یکدست نیستند و برای نمونه شاخص پیشنگر تورم که خود اکونومیست آن را محاسبه میکند تنها اندکی بالاتر از سطح هدف قرار دارد و روندی کاهشی را نشان میدهد و رشد دستمزدها نیز تا حدی تعدیل شده است. حتی ممکن است تورم با فروکش کردن اثرهای یکباره تعرفهها و جنگ، خودبهخود کاهش یابد. اما پس از پنج سال ماندگاری تورم بالاتر از سطوح هدف، امید بستن به مهار خودبهخودی قیمتها خوشخیالانه خواهد بود. با چنین کارنامهای، احتیاط و سختگیری مضاعف بهمراتب کمهزینهتر از سهلانگاری است. …



























































































































