در چنین وضعیتی، مردم هنوز با تومان حقوق میگیرند، اجاره میپردازند، خرید میکنند و قرارداد میبندند، اما برای فهمیدن اینکه داراییشان چقدر میارزد، درآمدشان نسبت به گذشته چه تغییری کرده یا یک کالا واقعاً گران شده یا نه، به دلار نگاه میکنند.
این وضعیت را میتوان نوعی دلاریزه شدن ذهنی اقتصاد دانست؛ نه به این معنا که دلار رسماً جای پول ملی را در معاملات گرفته، بلکه به این معنا که دلار بهتدریج به «واحد ذهنی سنجش ارزش» تبدیل شده است. مطالب پیشنهادی یخ دلار آب شد!/ آینده قیمت دلار چگونه است؟ ۱۴۰۱/۰۷/۲۴ قیمت لیر امروز ۱۳ آذر ماه ۱۴۰۱ ۱۴۰۱/۰۹/۱۳
پول در اقتصاد فقط وسیله خرید نیست. دو کارکرد مهم دیگر نیز دارد: واحد سنجش و ذخیره ارزش. اگر جامعه احساس کند پول ملی در گذر زمان قدرت خرید خود را با سرعت از دست میدهد، طبیعی است که برای سنجش ارزش و حفظ دارایی، به معیار دیگری پناه ببرد.
برای همین است که فردی ممکن است حقوق خود را به تومان دریافت کند، اما برای مقایسه با چند سال قبل آن را به دلار تبدیل کند. صاحب خانه قیمت ملکش را با ارز بسنجد. فروشنده قبل از تعیین قیمت کالا به نرخ دلار نگاه کند و سرمایهگذار بازده فعالیت اقتصادی خود را با تغییر قیمت ارز و طلا مقایسه کند.
در چنین شرایطی، دلار دیگر فقط یک قیمت در بازار ارز نیست؛ به قیمت مرجع ذهنی تبدیل میشود.
این تغییر، پیامدهای مهمی دارد. نخستین پیامد، افزایش حساسیت قیمتها به نوسانات ارزی است. در اقتصادی که ذهن فعالان اقتصادی به دلار گره خورده، حتی کالایی که وابستگی مستقیم محدودی به واردات دارد ممکن است تحت تأثیر تغییرات نرخ ارز قرار بگیرد. دلیلش همیشه افزایش فوری هزینه تولید نیست؛ گاهی نگرانی درباره هزینه جایگزینی فرداست.
فروشنده از خودش میپرسد: اگر امروز بفروشم، فردا میتوانم همین کالا را با همان پول جایگزین کنم؟ …



























































































































