امروز، سالروز ناپدیدشدن امام موسی صدر و دو همراهش، شیخ محمد یعقوب و استاد عباس بدرالدین، است؛ روزی که یک پرسش بزرگ در تاریخ معاصر لبنان و منطقه متولد شد: موسی صدر کجاست؟ پرسشی که پس از گذشت دههها هنوز پاسخ روشنی نیافته است؛ اما شاید شگفتی ماجرا اینجاست که غیبت جسمانی او هرگز نتوانست حضور معنوی و فکریاش را از میان ببرد.
امام موسی صدر در سال ۱۳۳۹ راهی لبنان شد؛ سرزمینی کوچک با تاریخی بزرگ، اما گرفتار فقر، تبعیض، شکافهای طایفهای و بحرانهای سیاسی. او به لبنان رفت تا تنها یک عالم دینی یا رهبر یک طایفه باشد، اما خیلی زود به چیزی فراتر از اینها تبدیل شد: صدای محرومان، زبان گفتوگو و نماد همزیستی.
صدر، اسلام را در قامت انسان دید و انسان را پیش از آنکه در قالب مذهب و طایفه ببیند، با معیار کرامت و شرافت شناخت. مسجد برای او دیوار نبود؛ پنجره بود. کلیسا برای او «دیگری» نبود؛ خانهای دیگر برای گفتگوی خداجویان بود. همین نگاه بود که او را به قلب جامعه چندپاره لبنان برد و میان مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی و گروههای مختلف اجتماعی، پلی از اعتماد ساخت. هنر بزرگ او، شاید همین بود: در روزگاری که همه دیوار میساختند، او پل میساخت.
امروز که منطقه ما همچنان با زخمهای فرقهگرایی، افراطگرایی، جنگ و نفرت ِ دست ساز مستکبران و متجاوزان و اشغالگران، دستوپنجه نرم میکند، بازخوانی امام موسی صدر ضرورتی فراتر از یک مناسبت سالانه است. او به ما … …

![[دکتر عباس خامهیار] موسی صدر؛ مردی که غیبتش هم حضور است](/news/u/2026-09-02/ettelaat-mmp6p.webp)
![[دکتر عباس خامهیار] موسی صدر؛ مردی که غیبتش هم حضور است](/news/u/2026-09-02/ettelaat-mmp6p.jpg)



















