دشتآرای با اشاره به شرایط دشوار اقتصادی هنرمندان تئاتر در مقاطعی که این هنر با تعطیلی مواجه میشود، گفت: در چنین شرایطی، این جامعه هنرمند و عزتمند چه کار باید بکنند؟ هر پروژه نمایشی که روی صحنه میرود، تقریبا برای ۳۰ تن، گاهی ۶۰ نفر و بعضا حتی برای ۱۰۰ نفر کارآفرینی میکند. یعنی بههرحال هر یک از پروژههای کوتاهمدت تئاتر، برای عدهای، یک چرخه تامین اقتصادی است؛ از کسی که کارگردانی یا تهیهکنندگی میکند، تا بازیگرها و سایر عواملی که در اجرا هستند. اما در وضعیت تعطیلی، آنان باید چه کار کنند؟ نه کمپانی تئاتری داریم که مثلا حقوق ثابت بدهد، نه حامی داریم، نه ارگانی مانند مرکز هنرهای نمایشی، کوچکترین دغدغهای برای رسیدگی به هنرمندان بیکارشده ندارد. در نتیجه وقتی تئاتر تعطیل میشود، دچار مساله میشویم.
او با یادآوری توقف اجرای نمایش خود در دیماه گذشته گفت: ما پارسال نتوانستیم اجرای نمایشمان را کامل کنیم. وقتی شما تلاش میکنید مبنای کارتان را بر بخش سختترِ تئاتر بگذارید، نمیتوانید فقط به فروش گیشه تکیه کنید. زیرا با بروز هر مشکلی مانند جنگ یا شرایط دیگر، کار شما عملا تعطیل خواهد شد و در نتیجه بدهیِ خیلی بزرگی برایتان میماند و باید صبر کنید تا دوباره شرایطی پیش بیاید که بتوانید نمایش را اجرا کنید تا بخشی از هزینههایتان را جبران کنید و بتوانید دستمزد گروه را بدهید.
دشتآرای با اشاره به شرایط دشوار تمرین و آمادهسازی این اثر نمایشی افزود: گروهی سه ماه زحمت کشیده و کارش را به صحنه رسانده و بعد نمایشش نیمهکاره مانده، آن گروه در این وضعیت اقتصادی و این گرانیِ افسارگسیخته چطور میتوانند زندگی کنند؟ چطور میتوانند هزینههای زندگی خود را تامین کنند؟ فعالان تئاتر در بحرانِ نگرانکنندهای هستند و وظیفه متولیانی که بالای سر تئاتر ایستادهاند، این است که این وضعیت را مدیریت کنند. ولی دوستان با وجود تاکیدی که بر نظارت و کنترل پروژهها دارند، مدیریت وضعیت اقتصادی و بحرانهایی که در این شرایط برای فعالان تئاتر پیش میآید، برایشان اهمیتی ندارد و این واقعا تاسفآور است.
او ادامه داد: ما هم بنا به این اصل که همهچیز در تئاتر ایران خودجوش است و هر دستاوردی که بوده، به خاطر خودِ گروهها و بچههای تئاتر بوده، نیرویمان را جمع کردیم و تصمیم گرفتیم دوباره روی صحنه برویم تا بخشی از ضررهای پروژه را جبران کنیم و این یکی از دلایل کاربردی ماجراست؛ ولی دلیل اصلی این است که وقتی شما با عشق و دغدغهمندی فرهنگی هنری، نمایشی را میسازید، طبیعتا دلتان میخواهد که آن اثر دیده شود و تماشاگر از کاری که با وسواس، خونِ دل خوردن و با رنجِ زیاد بازیگران و تلاشِ عجیب گروه اجرایی ساختهاید، لذت ببرد. ولی متاسفانه سال گذشته نمایش ما دیده نشد چون اجرای آن بعد از ۲۰ شب متوقف شد. ما میخواستیم تماشاگر، نمایشی را که این همه برایش زحمت کشیده شده، ببیند.
این کارگردان با اشاره به تفاوت این نمایش با دیگر آثارش گفت: دیده شدن «ماهی بلژیکی» برایم خیلی مهم بود، چون واقعا با کارهای دیگرم تفاوت دارد. به همین دلیل خیلی دلم میخواست زحمتی که کشیده شده، دیده شود و با تماشاگر خود ارتباط برقرار کند و به آن هدفی که دارد، که همان عجین شدن با تماشاگر است، برسد تا بتواند تاثیر خود را بروز بدهد. برای همین دوباره نمایش را روی صحنه بردیم که هم تماشاگر فرصت دیدن آن را داشته باشد و هم برای اینکه بتوانیم ضررها را جبران کنیم.
او درباره دلایل اقبال تماشاگران از نمایشهایی که اخیرا و در شرایط بعد از جنگ روی صحنه رفتهاند، نیز توضیح داد: فکر میکنم که مهمترین عامل استقبال، این است که به هر حال جامعه باید تلاش کند خودش و روحیهاش را زنده نگه دارد. فرهنگ و تئاتر و موسیقی و امید به زندگی و اینکه همه ما در پی ادامه زندگی هستیم، مهم است. با وجود تمام گرانیها، مشکلات و تمام اتفاقاتی که برای کشور ما میافتد، ما بهعنوان انسان نیاز داریم که در تجمعات اجتماعی جمع شویم، در گروهها حاضر شویم و احساس کنیم همه با هم در یک فرایندی مشارکت داریم. این گروهها یا نهادهای اجتماعی مانند تئاتر، موسیقی، فوتبال یا به طور کلی فرهنگ و بعد از آن ورزش باعث میشوند که ما احساس امید و همبستگی کنیم؛ درحالیکه دشمنان ما سرمایهگذاری کلانی انجام دادهاند تا به هویت ملی ما آسیب بزنند.
او با ابراز تاسف از اینکه تئاتر ما خیلی فرمولزده شده گفت: یعنی یک فرمول و الگویی جواب میدهد و میبینید که مثلا پنج، شش ماه یا یک سال بعد، دوباره همان الگو تکرار و ده بار از روی آن الگو کپی گرفته میشود. درست است که در ایران هم باید مانند تمام کشورها همه نوع تئاتر وجود داشته باشد، اعم از موزیکال، تجاری، کمدی، مستقلِ تجربی، آوانگارد، فیزیکال، وابسته به متن، نمایشنامههای ایرانی، نمایشنامههای غیرایرانی، اقتباس و هزار و یک شکل مختلف دیگر. اما به دلیل شرایط اقتصادی و به دلیل اینکه تئاتر ما، بیبرنامه و بیچشمانداز است و ارگانهایی که قبلا در گذشته قدری به آن جهت و خطی میدادند، دیگر وجود ندارند، ما نه میتوانیم از نمایشنامهنویسِ داخلی حمایت کنیم، نه میتوانیم از اقتباس حمایت کنیم، نه حتی میتوانیم به کمک تئاتر از ریشههای ملی حمایت کنیم. اتفاقی که میافتد این است که الگوهایی شروع به تکرار شدن میکنند و به نظر من آن عمقِ فرهنگی لازم را ندارند و ما برای درآمدزایی از آنها استفاده میکنیم.
نمایش «ماهی بلژیکی» نوشته لئونور کُنفینو است که با برگردان حمیدرضا امانپور قرایی و کارگردانی آروند دشتآرای اجرا میشود و کاظم سیاحی و طاهره هزاوه بازیگرانش هستند. این نمایش هر شب ساعت ۲۰ در سالن کُر باکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر (باغ کتاب) روی صحنه میرود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



















































































































