دوم شهریور ۱۴۰۵، روزی بود که اعداد از حیطه خشک اقتصاد کلان خارج شدند و مستقیماً به معیشت، زیستجهان و روانِ جامعه قدم گذاشتند. وقتی درهای صرافیها باز شد و عدد تازهای روی تابلوهای الکترونیکی درخشید ؛ ۲۰۰ هزار تومان! شوک واردشده به افکار عمومی، فراتر از یک نوسان بازار ارز بود. اما داستان واقعی این سقوط آزاد، نه پشت شیشههای صرافیهای خیابان فردوسی، که در هزارتوی شبکههای اجتماعی و پشت صفحه گوشیهای هوشمند رقم خورد.
دلارِ 200هزار تومانی، بالاخره یک عدد است. ممکن است با یک خبرِ سیاسی یا تزریقِ ارز، بشود 190، یا 210 یا 231در آخرین روز شهریورماه! اما آنچه دومِ شهریورِ ۱۴۰۵ در توییترِ فارسی رخ داد، فراتر از یک نوسانِ قیمتیِ ساده بود. آن روز، یک شکافِ عمیقِ اعتماد، خود را در کالبدِ کلمات عیان کرد
در کمتر از 24 ساعت، زیستبوم مجازی کشور شاهد سیلی از واکنشها بود. نزدیک به 27 هزار توییت با هشتگها و کلیدواژههای مرتبط با دلار منتشر شد. 14هزار کاربر منحصربهفرد، هر کدام به زبانِ حالِ خود، از ترس، خشم و استیصالِشان نوشتند. این نوشتهها در مجموع 7.5 میلیون بار دیده شدند و 370 هزار لایک خوردند. اما اگر بخواهیم از سطح اعداد بگذریم و به عمق فاجعه بنگریم، بزرگی این آمار نه به دلیل حجم دادهها، که به دلیل جنسِ دردی است که در پسِ آنها پنهان شده است. وقتی در اقتصادی که سالهاست با تورم ساختاری دستوپنج نرم میکند، قیمت یک اسکناس از یک مرز روانیِ حیاتی عبور میکند، دیگر بحث بر سر چند هزار تومانِ بیشتر یا کمتر نیست؛ بحث بر سر این است که یک جامعه چگونه میتواند با آیندهای که هر روز مبهمتر و بیثباتتر میشود، کنار بیاید. و وقتی این آشتی ممکن نباشد، خشم و غم، بیدرنگ راهشان را به تایملاین باز میکنند.
توییتر؛ از تریبون گفتوگو تا اتاق فریاد …































































































































