این سخن، فراتر از یک روایت تاریخی، ما را به یکی از مهمترین مفاهیم در سیره پیامبر(ص) میرساند: آیا پیروزی همیشه در میدان جنگ به دست میآید؟ یا گاهی یک تصمیم درست برای صلح میتواند دستاوردی بزرگتر از یک پیروزی نظامی داشته باشد؟
پاسخ قرآن به این پرسش، ماجرای حدیبیه است.
پیامبر اکرم(ص) در سال ششم هجری برای انجام عمره به سوی مکه رفت، اما قریش مانع ورود مسلمانان شد. مذاکرات سرانجام به پیمانی انجامید که برخی مفاد آن برای شماری از مسلمانان دشوار بود. مسلمانان همان سال وارد مکه نشدند و در برخی جزئیات نیز پیامبر(ص) برای جلوگیری از بنبست مذاکرات انعطاف نشان داد.
از جمله وقتی مشرکین به نوشتن کلمه رسول الله در متن توافق اعتراض کردند پیامبر پذیرفتند کلمه رسول الله حذف شود.
با این وجود هنگامی که مسلمانان از حدیبیه باز میگشتند، سوره مبارکه فتح نازل شد:
«إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا»
«ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم کردیم.»
اینجاست که پرسش اصلی شکل میگیرد: چگونه توافقی که در ظاهر با نرسیدن مسلمانان به هدف فوریشان (انجام عمره در همان سال) و حذف نام رسول الله در متن توافق همراه بود، «فتح مبین» نام گرفت؟
حدیبیه نشان داد که پیروزی را نمیتوان فقط با دستاورد های کوتاه مدت سنجید.
علامه طباطبایی (ره) در المیزان تصریح میکند که مقصود از «فتح مبین» در ابتدای سوره فتح، صلح حدیبیه است و توضیح میدهد که پیشرفتهایی که در این سوره به آنها اشاره شده، از همین واقعه آغاز شده است.
در نگاه آیتالله العظمی مکارم شیرازی نیز صلح حدیبیه یک پیروزی بزرگ برای مسلمانان بود؛ صلحی که به جنگهای مستمر میان مسلمانان و مشرکان پایان موقت داد و فرصت تازهای برای ادامه حرکت پیامبر(ص) فراهم کرد.
پس در قرائت عالمان شیعه، حدیبیه نمونهای روشن از این حقیقت است که مصلحت بلندمدت ممکن است در ظاهر، با یک امتیاز یا عقبنشینی کوتاهمدت همراه باشد، اما در نهایت به پیروزی بزرگتری منجر شود.
این برداشت فقط متعلق به شیعه نیست، جالب آنکه همین برداشت را میتوان در منابع معتبر اهلسنت نیز مشاهده کرد.
ابنکثیر در تفسیر سوره فتح، صراحتاً صلح حدیبیه را مصداق «فتح مبین» میداند و علت آن را مصلحت و نتایجی میداند که این صلح به دنبال داشت.
شاید یکی از اساسی ترین درسهای حدیبیه، واکنش برخی اصحاب به این پیمان باشد.
در آن لحظه، همه نتیجه تصمیم پیامبر(ص) را نمیدیدند، حتی بعضی صحابه به برخی مفاد پیمان اعتراض کردند.
این امر نشان می دهد از صدر اسلام تا به امروز، در تصمیمهای بزرگ اجتماعی و سیاسی نیز معمولاً این خطر وجود دارد که نتایج بلندمدت را با احساسات و محاسبات کوتاهمدت بسنجیم.
ممکن است تصمیمی امروز تلخ باشد، اما فردا مانع یک خسارت بزرگ شود. ممکن است یک مصالحه در نگاه نخست عقبنشینی به نظر برسد، اما در واقع فرصتی برای تقویت موقعیت، کاهش هزینهها و رسیدن به هدفی بزرگتر ایجاد کند. حدیبیه دقیقاً چنین بود.
البته واضح است که درس حدیبیه این نیست که هر صلحی خوب و هر جنگی بد است.
اگر جنگ برای دفاع از جامعه اسلامی ضرورت داشته باشد، مقاومت معنا پیدا میکند؛ و اگر صلح بتواند همان اهداف را با هزینه کمتر و دستاورد بیشتر محقق کند، صلح نیز میتواند به یک پیروزی تبدیل شود.
در واقع مسئله اجرای دستورات الهی و حفظ مصلحت جامعه اسلامی است چه با جنگ چه با صلح! نه اینکه جنگ یا صلاح صرفا موضوعیت داشته باشند.
یک درس مهم دیگر از صلح حدیبیه پایان آن است که با نقض پیمان آشکار کفار مکه مواجه شد، این امر نشان می دهد حتی اگر پیامبر عظیم الشان اسلام و امیرالمؤمنین هم با کفار مذاکره کنند و به مصالحه مکتوب برسند باز هم ممکن است کفار نقض پیمان کنند، از این جهت نمی توان لزوما نقض پیمان دشمنان را به پای مذاکره کننده یا متن توافق نوشت.
اگر قرار باشد از حدیبیه برای امروز الگو بگیریم، شاید مهمترین نکته این باشد که نباید هر مذاکرهای را سازش و هر انعطافی را شکست بدانیم.
در مسائل ملی و حتی در روابط میان کشورهای اسلامی، بهتر است سؤال اصلی این نباشد که «چه کسی کوتاه آمد؟»
سؤال مهمتر این است: این تصمیم چه چیزی برای مردم و آینده کشور به دست میآورد؟
اگر یک توافق بتواند از جنگ جلوگیری کند، هزینههای انسانی و اقتصادی را کاهش دهد، فرصت پیشرفت و آرامش ایجاد کند و در عین حال عزت، منافع و اصول اساسی کشور را حفظ کند، چرا نباید آن را یک پیروزی دانست؟
البته عکس این موضوع نیز صادق است. هر توافقی الزاماً حدیبیه و فتح نیست. مصالحهای که منافع اساسی جامعه را از بین ببرد یا از سر ناچاری و فشار انجام شود، یا زمینه تسلیم جامعه اسلامی را فراهم آورد حتما مطرود است و نمیتواند با صلح پیامبر(ص) مقایسه شود.
حدیبیه درس صلح به هر قیمت نیست؛ درس تشخیص مصلحت است.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند همین نگاه باشیم: اینکه در کنار قدرت و مقاومت، عقلانیت، مذاکره و تشخیص زمان مناسب برای مصالحه را نیز بخشی از قدرت بدانیم.
در واقع جامعه اسلامی هم برای مقاومت مصمم و آماده است و هم برای صلح و توافق!
باید افق دید را گسترش داد.اگر وقت جنگ باشد نباید تعلل کرد و اگر مصلحت در مصالحه است نباید از سرزنش عده ای هراس داشت.
اگر ما در هر شرایطی درست ترین تصمیم را بگیریم، در مصالحه به یاری خدا، فتح و گشایشی برای جامعه رقم خواهد خورد که فتح مبین نام خواهد گرفت





















































































































