ماجرا چه بود؟
ماجرا به 10 سال قبل برمیگردد؛ زمانی که گزارش یک قتل روی میز بازپرس جنایی قرار گرفت. تیم جنایی به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی برای رسیدگی به موضوع به یکی از بیمارستانهای تهران مراجعه کردند که جسد مقتول در سردخانه آنجا بود. کادر درمان بیمارستان، بعد از اینکه با تلاش برای نجات جان مقتول موفق به معالجه او نشده و مرد جوان به کام مرگ فرو رفته بود، بلافاصله موضوع را به مأموران اطلاع دادند. به این ترتیب، رسیدگی تیم جنایی به ماجرا آغاز شد.
بررسیهای ابتدایی حکایت از آن داشت که مقتول به نام احمد، بر اثر اصابت چند ضربه چاقو بهشدت مجروح شده و به بیمارستان منتقل شده بود، اما شدت جراحات واردشده به حدی زیاد بود که با وجود تلاش کادر درمان، احمد جان خود را از دست داد. بازپرس ویژه قتل دستور تحقیقات را صادر کرد و در بررسیهای ابتدایی کارآگاهان پلیس آگاهی مشخص شد که احمد در گاوداری محل کار خود مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته و توسط چند نفر از کارگران همان گاوداری به بیمارستان منتقل شده بود. سپس دستور تحقیق از آن کارگران صادر شد.
یکی از افرادی که احمد را به بیمارستان رسانده بود، در تحقیقات ابتدایی به مأموران گفت: «روز حادثه من و چند نفر دیگر از کارگران دیدیم که یکی از همکاران ما به نام جلیل با عصبانیت وارد گاوداری شد. حدود دو، سه سالی میشد که جلیل در اینجا کار میکرد. ما میدانستیم که او همسر و فرزند دارد و از افغانستان به ایران آمده بود تا کار کند.
…











































































