شاید همین حساسیت به صداهای ازدسترفته است که او را از «ملوک ضرابی» به سراغ زنانی میبرد که سهمشان از تاریخ، اغلب کمتر از حضورشان بوده است.
نقطه آغاز این مسیر، به گفته خودش، بازدیدی از «کاخ گلستان» بود. عظمت تالارها برایش فقط یادآور شکوه یک دوره تاریخی نبود؛ پشت آن دیوارها، زندگی زنانی را میدید که نامشان به تاریخ راه نیافته بود. پرسش از همانجا شکل گرفت: چه زنانی در این عمارتها زندگی کردند و چرا نام بسیاری از آنان از روایت رسمی تاریخ حذف شد؟
سال ۱۳۹۸، این پرسش جدیتر وارد مسیر نویسندگی «بایرامزاده» شد. از «اندرون قاجار» و روایتهای کوتاهش تا «جیران فروغالسلطنه» و سپس «آواز در عمارت»، هر اثر حلقهای از زنجیرهای بزرگتر است؛ تلاشی برای بازخوانی تاریخ زنان از دل اسنادی که کمتر دیده و شنیده شدهاند.
او در «آواز در عمارت»، سند را با تخیل پیوند میزند تا آدمهایی که در حاشیه اسناد ماندهاند، دوباره دیده شوند و زندگیهایی که از متن تاریخ بیرون افتادهاند، به روایت بازگردند. …











































































