عبدالأحد غیبی - استاد زبان و ادبیات عرب دانشگاه شهید مدنی آذربایجان - در یادداشتی بر این کتاب نوشته است: این کتاب به فارسیزبانان امکان خواندن یکی از تجربههای متفاوت رماننویسی عرب معاصر را میدهد؛ اثری که بهسادگی در قالبهای آشنای رمان عاشقانه، خاطرهنگار یا روانشناختی جای نمیگیرد.
ترجمه فارسی آن از رمان عربی «أقودک إلی غیری» انجام شده است؛ عنوانی که خود، یکی از کلیدهای فهم جهان فکری اثر را در اختیار خواننده میگذارد: حرکت از «من» به سوی «دیگری».
عایشه اَرناووط، شاعر و مترجم سوری ساکن فرانسه، نخستین رمان خود را در سال ۲۰۰۶ منتشر کرد؛ اما «ساروس» بیش از آنکه صرفاً تجربه ورود یک شاعر به عرصه داستاننویسی باشد، نشاندهنده امتداد نگاه شاعرانه در ساختار رمان است. در این اثر، زبان فقط ابزار روایت نیست و خاطره، خیال، شعر و تجربه زیسته در هم تنیده میشوند. از همین رو، منتقدان عرب نیز هنگام بررسی رمان بر تراکم شعری آن و پیوند میان شیوههای مختلف روایت تأکید کردهاند.
برخی این ویژگی را مهمترین امتیاز اثر دانستهاند و برخی دیگر معتقدند در بخشهایی، غلبه زبان شاعرانه بر حرکت داستان، از سرعت روایت میکاهد. این دوگانگی، در واقع یکی از مهمترین ویژگیهای «ساروس» است.
نقطه عزیمت رمان را میتوان مفهوم «دیگری» دانست. «ساروس» برای مریم صرفاً یک شخصیت یا همراه خیالی نیست؛ حضور او امکان گفتوگوی مداوم راوی با بخشهایی از خویشتن فراهم میکند. بنابراین مسئله اصلی رمان این نیست که ساروس واقعاً وجود دارد یا نه؛ مسئله این است که انسان چگونه در مواجهه با دیگری، خود را میسازد و بازمیشناسد. در این معنا، «دیگری» در «ساروس» نه نقطه مقابل «من»، بلکه شرط شکلگیری آن است. این خوانش با پژوهشهایی که رمان را از منظر مفهوم «خود و دیگری» و «دیگری خیالی» بررسی کردهاند نیز همخوان است. …

































































