پیشبینی در شرایط ناپایدار، بهویژه در اقتصادی که همزمان تحت تاثیر متغیرهای ژئوپلیتیک و سیاسی قرار دارد، همواره با دامنهای از فقدان قطعیت همراه است. در شرایط فعلی حتی اظهارات و تصمیمات سیاسی در سطح بینالمللی، از جمله مواضع دونالد ترامپ، برای بسیاری از بازیگران اقتصادی قابل پیشبینی نیست. فعالان اقتصادی ناچارند خود را با مجموعهای از سناریوها درباره تحولات نظامی، ژئوپلیتیک و سیاسی تطبیق دهند؛ از روابط میان کشورها گرفته تا این پرسش که اظهارات سیاسی تا چه اندازه واقعی است و چه مسائلی ممکن است در پشت پرده وجود داشته باشد.
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
با این حال، با توجه به مجموعهای از متغیرها و شاخصهای اقتصادی، میتوان انتظار داشت که شاخص کل بورس در بازه کوتاهمدت، یعنی سه تا چهار ماه آینده و پیش از پایان سال، به محدوده ۷.۵میلیون واحد برسد. پیشتر تصور میشد شاخص تا پایان سال به محدوده پنج تا ششمیلیون واحد برسد، اما با توجه به شرایط موجود، میتوان با اطمینان بیشتری از دستیابی به سطح ۷.۵میلیون واحد سخن گفت. این مسیر البته لزوما خطی نخواهد بود و بازار ممکن است با نوسانهای سینوسی و حتی شوکهای منفی مواجه شود، اما در مجموع، این سطح قابل دستیابی و پیشبینی است.
یکی از مهمترین عواملی که میتواند از این روند حمایت کند، سطح ارزندگی ذاتی بورس در مقایسه با سایر بازارهای دارایی است. بازار سرمایه از چند مزیت مهم برخوردار است که در شرایط فعلی، جذابیت آن را افزایش میدهد. نخست، نقدشوندگی بالای آن در مقایسه با بازارهایی مانند مسکن و خودرو است. سرمایهگذاری در مسکن یا خودرو معمولا به معنای قفل شدن بخش قابلتوجهی از منابع در یک دارایی مشخص است، درحالیکه در بورس سرمایهگذار میتواند منابع خود را میان صنایع و شرکتهای مختلف توزیع کند و در صورت نیاز نیز با سرعت بیشتری آن را نقد کند.
مزیت دیگر بورس، امکان تفکیک سرمایه و ایجاد تنوع در سبد سرمایهگذاری است. سرمایهگذاری در بازار مسکن، خودرو، ارز یا طلا معمولا منابع را به یک طبقه دارایی مشخص وابسته میکند، اما در بازار سرمایه میتوان همزمان در شرکتهای مختلف، صنایع متفاوت و داراییهایی با ویژگیهای گوناگون سرمایهگذاری کرد. این قابلیت، امکان مدیریت بهتر ریسک را نیز فراهم میکند. …