مریم رحیمی در هفتهنامه تجارت فردا (شماره 645) نوشت: قصههای هزارویکشب دولت محمود احمدینژاد را هم هزاران بار شنیدهایم که چگونه اصلاحات به در بسته خورد. در چند دهه گذشته، دولت، مانند یک پدر، اقتصاد را برای شادی لحظهای فرزندان خود خرج کرد و اصلاحات اقتصادی را به تعویق انداخت تا اینکه انباشت چالشها و اصابت ترکش مشکلات گوناگون به پیکره اقتصاد کشور، دیگر جایی برای تعلل باقی نگذاشت و دولت ناگزیر شد رنج اصلاحات و پیامدهای آن را به جان بخرد. هر بار هم شیوههای اجرای این اصلاحات آنچنان ناصواب بود که نتایجی نامطلوب به بار آورد. اقتصاددانان در همه این سالها بر ضرورت اصلاحات اقتصادی تاکید کرده و هشدار دادهاند که هرچه اصلاحات بیشتر به تعویق بیفتد، هزینه اصلاحات سنگینتر، دامنه مشکلات گستردهتر و امکان اجرای کمهزینه و تدریجی آن محدودتر خواهد شد.
چهار دهه سیاستگذاری نادرست، کشور را با ابرچالشهایی مواجه کرده که دولت دیگر چارهای جز مواجهه و حل آنها ندارد. دولت چهاردهم، خواسته و ناخواسته میراثدار این مشکلات است. اما در سوی دیگر ماجرا، نگرانیهای معیشتی و اعتراضهای اجتماعی نیز سیاستگذار را با یک دوراهی دشوار مواجه کرده است: از یکسو، ادامه وضع موجود دیگر ممکن نیست و از سوی دیگر، اجرای اصلاحات میتواند در کوتاهمدت فشار بیشتری بر معیشت مردم وارد کند. …





































































