فریدون مجلسی در خصوص ضرورت و ابعاد استراتژیک نشست عمان اظهار داشت: «اهمیت بنیادین این نشست دقیقاً از نقطهای آغاز میشود که تنگه هرمز دیگر صرفاً متغیری در منازعه دوجانبه میان ایران و آمریکا تعریف نمیشود. هرگونه ایجاد محدودیت، اختلال یا تحدید تردد در این گذرگاه بینالمللی، شریان حیاتی و ثبات اقتصادی عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین و عراق را مستقیماً هدف قرار میدهد و به موازات آن، نظم و تعادل بازار جهانی نفت و گاز را با تکانههای شدید مواجه میسازد.»
وی در ادامه افزود: «برآوردها پیش از جنگ نشان میداد حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از مسیر هرمز عبور میکند و اکنون جریان نفت از این آبراه به حدود ۷۵ درصد سطح پیش از جنگ رسیده است. در چنین اتمسفری، پایتختهای عربی خلیج فارس فراتر از اتخاذ مواضع سیاسی یا تقابل با تهران، با یک دغدغه فوری امنیتی و اقتصادی دستبهگریباناند: چگونه میتوان بدون کشانده شدن به ورطه درگیری نظامی مستقیم، امنیت و پیشبینیپذیری صادرات نفت را احیا کرد؟»
این کارشناس سیاست خارجی با اشاره به جایگاه ویژه میانجیگر سنتی منطقه یادآور شد: «در این هندسه سیاسی، نقش سلطاننشین عمان اهمیتی مضاعف مییابد. مسقط بر خلاف بسیاری از همپیمانان منطقهای خود، توانسته است در سالهای متمادی رابطه سازنده و تعادلی خود را با جمهوری اسلامی ایران صیانت کند و همزمان، مجاری دیپلماتیک با واشنگتن و پایتختهای عربی را فعال نگه دارد. این موقعیت ژئوپلیتیک بیبدیل، عمان را نه در جایگاه یک طرف دعوا، بلکه در نقش یک میانجی و طراح راهحلهای ملموس عملیاتی تثبیت کرده است.» …



































































































































































