فناوری های ارتباطی جدید به عنوان مهمترین دست آورد انسان (قرن بیستم) از طریق اتصال زیربناها و روبناها در حیات مادی و معنوی بشر، ظرف سه دهه ابعاد گوناگون زندگی انسان معاصر را دستخوش تغییر و تحول و دگرگونی کرده است. رسانههای بینالمللی، به جای آنکه صرفاً بازتابدهندهای منفعل از این پدیده باشند، نقشی فعال و بنیادین در «بازتعریف» آن ایفا میکنند و این بازتعریف، تابعی است از منافع ملی، ایدئولوژی و چارچوبهای حاکم بر آنها است.
اینترنت و فضای مجازی علاوه بر تاثیرات کلی و همه جانبه بر حوزه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع مختلف ابعاد تهدیدآمیزی را نیز آشکار ساخته و زمینه انتقال منابع ناامنی و خطرساز از فضای واقعی به مجازی را فراهم کرده است. امروزه محیط های ناامن و تهدیدآمیزی علیه منافع ملت ها و دولت ها صرفا به سرزمین محدود نمی شود بلکه فراتر از مرز و سرزمین ها هست و جهان مجازی نیز محیطی تهدیدزا به شمار می آید. در این یادداشت تحلیلی به نقش سه گانه رسانه ها در این بازتعریف تروریسم می پردازیم.
۱.قاب سازی(دستگاه اصلی بازتعریف): رسانهها با استفاده از روش قاب سازی ، رویدادهای پیچیده و مهم را در قالبی معنادار برای مخاطب تعریف میکنند . این فرایند در مورد تروریسم نقشی تعیینکننده دارد، چرا که تعریف ما از «تروریست» و «قربانی» تحت تأثیر مستقیم نوع قابی است که رسانه انتخاب میکند .
۲.سیاست زدگی: قدرتهای بزرگ از این قاب سازی به عنوان اهرمی برای مشروعی بخشی به سیاستهای خارجی خود استفاده میکنند .مثال: طالبان
۳.بازتولید کلیشه ها(رسانه ها) و رابطه مثلثی: رسانهها در یک رابطه سهگانه با دولتها و تروریستها قرار دارند . تروریستها برای قدرت نرم خود به پوشش رسانهای نیاز دارند و دولتها برای توجیه اقدامات امنیتی خود درمیان رسانهها با بازتولید کلیشههای تکراری مثل: قهرمان، قربانی، یا تهدید خارجی، نه تنها به درک عمیقتر از ریشههای … …






































































