علی ملکی| یک خلبان با سرعت ۱۶۱ کیلومتر بر ساعت با چتر آسیبدیده به زمین میخورد، کمر و دست و شانهاش میشکند، مچ پایش هم آسیب میبیند، بعد بلند میشود و از کوه بالا میرود و خودش را به ارتفاع ۲۱۰۰ متری میرساند. اشتباه نکنید! این بخشی از یک فیلمنامه بالیوودی نیست؛ بلکه قصهای است که خلبان آمریکایی از زمانی که پس از سقوط جنگندهاش در ایران گرفتار شده، در گفتوگو با شبکه آمریکایی CBS روایت کرده است. پس از انتشار این قصه، موجی از تمسخر جهانی علیه وزارت جنگ آمریکا به راه افتاد و این موج حتی به نظامیان سابق آمریکایی رسید. ران فیلیپکوفسکی، تفنگدار سابق دریایی و دادستان سابق فدرال گفت: «هگست میخواست در رأس ارتش، ژنرالها و دریاسالارانی باشند که بیشتر سیاسی باشند تا نظامی؛ کسانی که بدون کوچکترین تردیدی حاضر باشند به مردم آمریکا دروغ بگویند. حالا همان افرادی را دارد که دنبالش بود.»
همچنین تراویس اکرز، افسر بازنشسته اطلاعات نیروی دریایی آمریکا هم در ایکس نوشت: «مایه تأسف است که میبینم رئیس سابقم با مردم آمریکا صادق نیست. او دارد میراث خودش را تا حد یک نوکر هگست پایین میآورد. دیدن این وضعیت واقعاً ناراحتکننده است.» بااینحال گزارش CBS را نباید فقط روایتی از نجات یک خلبان ببینیم؛ میشود آن را در چهارچوب جنگ روایتها هم ارزیابی کرد. یک وجه ماجرا، ترمیم تصویر آمریکا در داخل است؛ اینکه به مخاطب آمریکایی گفته شود حتی وقتی خلبانش در عمق خاک دشمن سقوط میکند، آموزش، اراده و توان نظامی او را از مرگ نجات میدهد. اما وجه دوم، مخاطب ایرانی است و ساختن تصویری از ارتشی که حتی پس از سقوط جنگنده با سرعت بیش از 160 کیلومتر بر ساعت، زنده میماند و با شکستگیها و جراحت شدید، خلبانش همچنان از کوه بالا میرود و تسلیم نمیشود. بنابراین فارغ از این گزارش و دیگر فیکنیوزهایی که بازوان پروپاگاندای ترامپ در حال توسعه آن هستند، قدرت واقعی را خروجی جنگ مشخص میکند. جایی که ترامپ میخواست طی 4 روز ایران را زیر و رو کند و منابع کشور را از آن خود کند و در نهایت ویرانهای از ایران باقی بگذارد. اکنون بیش از 7 ماه از آغاز جنگ گذشته و این اهداف به آرزوی محال رژیم تروریستی آمریکا تبدیل شدهاند. …








































































