توهین میکنم، پس هستم! فحش میدهم پس فقط من باید باشم! این شده است منطق برخی «نژادپرستان جناحی» که هیچ حرف و سخنی از غیرخود را تاب نمیآورند چه رسد به مخالف پندارشان. قبلا هم گفته بودند کشور مال ماست. راه خروج را هم نشان داده بودند که هرکس مثل ما نیست بگذارد و برود اما زبانشان چنین به هتاکی حریص نبود. تحریف میکردند و توهین اما حالا فحش هم میدهند. کلماتی که اندازه دهان خودشان است و کسی که به اخلاق دینی و انسانی اندکی التزام داشته باشد زبان و قلم بدان نمیآلاید. رفتارشان هم مثل گفتارشان با معیارهای دینی هزار فرسنگ فاصله دارد. منطق دین و منهج علوی روشن است« سَلاَمَةُ اَلْعَیْشِ فِی اَلْمُدَارَاة سلامتی زندگی،در مدارا کردن است.» مدارا هم در حق مخالف است همان که در ادبیات نجیب و نظام تربیتی ایرانی هم چنین ضرب المثل شده است از زبانِ« لسان الغیب حافظ» که
آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
اما عدهای خلاف این مشی را میروند. مروت که بماند، در مدارا هم فقیرند. دارایی شان کلمات ناپالوده و رفتارهای ناپخته و آرزوهای محال التحقق است. همین هم شده که دشمن را وانهاده و با خودی درگیرند. خودیهایی که با آنان «ناهم اندیش» هستند. در یقه گیری … …































































