گرشت که افسر سابق پروندههای ایران در سازمان سیا و پژوهشگر مقیم بنیاد دفاع از دموکراسیهاست، مینویسد مقامهای ایرانی خود را پیروز این رویارویی میدانند و پس از عبور از موج نخست حملات آمریکا و اسرائیل، اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کردهاند.
به نوشته او، آمریکا و رژیم صهیونیستی در آغاز یک کارزار هوایی ۳۹ روزه را با امید تغییر حکومت ایران یا ایجاد تغییری اساسی در ساختار قدرت، آغاز کردند، اما ترامپ بعدتر اهداف جنگ را بیشتر به تضعیف توان هستهای و موشکی ایران محدود کرد. سپس حملات مقطعی و تهدید به حملات شدیدتر به ابزاری برای کشاندن تهران به میز مذاکره تبدیل شد.
گرشت مینویسد در ابتدا مذاکرات بر دستیابی به اورانیوم غنیشده مدفونشده زیر آوار متمرکز بود، اما پس از آنکه ایران عبور آزادانه از تنگه هرمز را مختل کرد و نشان داد که توان هدفگیری زیرساختهای انرژی کشورهای عربی خلیج فارس را دارد، اولویت واشنگتن به دستیابی به یک آتشبس پایدار و بازگشایی این آبراه تغییر کرد و موضوع برنامه هستهای و موشکهای بالستیک تا حدی به حاشیه رفت. ترامپ تمایلی به نبرد برای هرمز ندارد
نویسنده استدلال میکند اکنون روشن شده است که ترامپ تمایلی به ورود به نبردی برای کنترل تنگه هرمز ندارد؛ زیرا چنین عملیاتی میتواند با خطر از دست رفتن کشتیهای جنگی آمریکا و حتی نیاز به اعزام نیروی زمینی به جزایر و سواحل همراه شود.
او مینویسد این تصور که بتوان چنین نبردی را صرفا با نیروهای هوایی و دریایی به نتیجه رساند، اکنون بسیار کمتر از گذشته مطرح میشود. به ارزیابی گرشت، ایران از ابتدا هرمز را جبهه اصلی جنگ میدید، در حالی که ترامپ چنین نگاهی نداشت. …



































































































































































