پروژهای که قرار بود یکی از حلقههای مهم اتصال مرکز و جنوب کشور باشد، امروز بیش از هر چیز با پرسشی جدی درباره سرنوشت اجرا و زمان تحقق آن مواجه است.
فارس با وجود گستردگی جغرافیایی، ظرفیتهای اقتصادی، صنعتی و معدنی و قرار گرفتن در مسیر ارتباطی مناطق مرکزی کشور با سواحل جنوبی، همچنان از محدودیتهای جدی در شبکه حملونقل ریلی رنج میبرد.
اتصال شیراز به بندرعباس میتواند این معادله را تغییر دهد؛ مسیری که نهتنها جابهجایی کالا و مسافر را تسهیل میکند، بلکه میتواند دسترسی بخش مهمی از مناطق مرکزی و جنوبی کشور به بنادر و آبهای آزاد را تقویت کند.
با این حال، پروژهای با چنین اهمیت اقتصادی و ترانزیتی، سالهاست که در پیچوخم تأمین اعتبار، تکمیل مطالعات، اخذ مجوزها و تعیین شیوههای تأمین مالی گرفتار شده است. گویی سرعت حرکت پروندههای اداری و مالی این طرح، تناسب چندانی با نیاز روزافزون کشور به توسعه زیرساختهای حملونقل ندارد.
در شرایطی که بسیاری از کشورهای منطقه برای افزایش سرعت، ظرفیت و بهرهوری شبکههای ریلی خود رقابت میکنند، توسعه خطوط ریلی در برخی نقاط کشور همچنان با سرعتی پیش میرود که حتی برای پاسخگویی به نیازهای امروز نیز کافی به نظر نمیرسد.
مسئله تنها ساخت یک خط آهن نیست؛ سخن از زیرساختی است که میتواند مسیر توسعه صنعتی، تجاری و اقتصادی مناطق وسیعی از کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
راهآهن شیراز- بندرعباس میتواند یکی از مهمترین مسیرهای ریلی جنوب کشور باشد؛ اما تحقق این ظرفیت، بیش از هر چیز به تصمیمهای بزرگ، منابع پایدار و عزمی فراتر از تأکیدهای مقطعی نیاز دارد.
اینک پرونده راهآهن شیراز- بندرعباس همچنان باز است؛ پروندهای که آینده آن به پاسخ چند پرسش اساسی گره خورده است: منابع مالی این پروژه از کجا تأمین خواهد شد، بخش خصوصی چه نقشی در اجرای آن خواهد داشت و مهمتر از همه، چه زمانی این مسیر راهبردی از مرحله حرف و مطالبه، به یک پروژه فعال و قابل مشاهده در میدان اجرا تبدیل میشود؟
راهآهن شیراز- بندرعباس در انتظار اعتبار و سرمایهگذار …































































