این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
این سخن، شاید تلخترین روایت از تراژدی توسعه در ایران باشد. ما ملتی هستیم که بیش از همه کشورهای توسعهیافته درباره توسعه نوشتهایم، سخن گفته و نظریه پرداختهایم. از تریبونهای عمومی تا کلاسهای دانشگاه، از همایشهای رسمی تا نشستهای تخصصی، توسعه یکی از پرتکرارترین واژههای فرهنگ معاصر ماست. قفسههای کتابفروشیها مملو از آثاری چون «توسعه پایدار؛ از نظریه تا عمل»، «اقتصاد توسعه»، «اقتصاد دانشبنیان»، «توسعه درونزا و بروننگر» و دهها عنوان مشابه است. گویی باغی بزرگ از اندیشههای توسعه کاشتهایم، باغی که تماشایش دهانمان را آب انداخته، اما کمتر فرصت چیدن میوههای آن را یافتهایم.در سوی دیگر این روایت، سنگاپور مدرنترین کشور آسیا ایستاده است؛ جزیرهای که در سال۱۹۶۵ وقتی از مالزی جدا شد، پاتوق دزدان دریایی بود و حتی یک لیوان آب شیرین برای نوشیدن نداشت. فقر و فلاکت و باتلاقهای مالاریاخیز، تنها داراییاش بود. اما امروز، تراشهای که در تلفن همراه و سایر لوازم الکتریکی ماست، ممکن است در همین جزیره کوچک طراحی یا تولید شده باشد. کشوری که به نیویورک آسیا تبدیل شده و در اکثر شاخصهای مثبت اقتصادی جزء چند کشور نخست دنیا است و پاسپورتش بیمعطلی دروازههای جهان را به روی شهروندانش میگشاید. تورم یک درصدیاش نیز برای اقتصادی مانند اقتصاد نفتی ما که سالها با تب گرانی دستوپنجه نرم کرده، یادآور فاصلهای معنادار است. …



































































































































