هاوارد دبلیو. فرنچ در فارنپالیسی نوشت: دولت باراک اوباما در سال ۲۰۱۱، راهبرد «چرخش به آسیا» را معرفی کرد؛ سیاستی که هدف آن کاهش تدریجی حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و تمرکز بر مهمترین چالش قرن، یعنی قدرتگیری چین بود. واشنگتن تلاش کرد تا ژاپن، کره جنوبی و حتی کشورهایی مانند ویتنام را متقاعد کند که این تغییر جهت واقعی است، اما در عمل جنگهای خاورمیانه هرگز اجازه ندادند تا منابع نظامی و دیپلماتیک آمریکا از منطقه خارج شوند.
خبر مرتبط ترامپ، «میانجیِ محبوب» در مذاکره با ایران را از دست میدهد؟ | رمزگشایی از اختلاف اصلی عمان و آمریکا در تنگه هرمز
اقتصادنیوز: واقعیت روشن است: نقشی که عمان طی سالها برای واشنگتن بهعنوان یک میانجی قابل اعتماد ایفا میکرد، دستکم تا زمانی که ترامپ در کاخ سفید است، پایان یافته است.
در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ، این راهبرد بیش از پیش تضعیف شد. او درباره دفاع از تایوان ابهام ایجاد کرد، از ژاپن و کره جنوبی برای حفظ نیروهای آمریکایی امتیازهای تجاری خواست و سرمایهگذاری چندانی برای تقویت ائتلافهای آسیایی انجام نداد.
با اینحال، آنچه در روزهای اخیر رخ داد، فراتر از این روند بوده است؛ آسیب همزمان به دو ستون اصلی سیاست خارجی آمریکا در شرق آسیا و خاورمیانه. غافلگیری کره جنوبی از اقدامات ترامپ
تنها چند ساعت پس از آغاز رزمایش سالانه مشترک آمریکا و کره جنوبی، ترامپ بدون اطلاع قبلی دستور داد مدت این تمرین نظامی به نصف کاهش یابد. سئول آشکارا از این تصمیم شوکه شد. وزیر خارجه کره جنوبی اعلام کرد که نه دولت این کشور و نه مقامهای آمریکایی از تصمیم ترامپ از قبل اطلاعی نداشتند.
ترامپ توضیح روشنی نداد، اما در همان اظهارات از رابطه خود با کیم جونگ اون سخن گفت و غیرمستقیم نارضایتی خود از امتناع رئیسجمهور کره جنوبی برای مشارکت در عملیات آمریکا علیه ایران را اعلام کرد.
اندکی بعد، کره شمالی این اقدام را بیاهمیت خواند و سپس حدود ۱۰ موشک بالستیک کوتاهبرد به سمت دریا شلیک کرد. پیام این اقدام مشخص بود: کاهش رزمایش، نه موجب کاهش تنشها شده و نه بازدارندگی را تقویت کرده است.
فاکتور هزینه جنگ ایران برای شرق آسیا
همزمان با این بحران، واشنگتن ناچار شد تا ناو هواپیمابر جورج واشنگتن را از شرق آسیا برای جایگزینی با ناو آبراهام لینکن، به خاورمیانه اعزام کند. گفته میشود که این ناو پس از یکی از طولانیترین مأموریتهای بدون توقف چند دهه اخیر، با کمبود تدارکات و بحران روحیه خدمه روبهرو شده بود.
از سویی، بهتازگی فاش شده که ناوشکن یواساس بنفولد، در ماه گذشته به دلیل نقص فنی چهار روز در دریای جنوبی چین سرگردان بوده است؛ یعنی همان منطقهای که رقابت آمریکا و چین بر سر تایوان و آبراههای مورد مناقشه به حساسترین مرحله خود رسیده است.
جنگ ایران تنها ناوها را جابهجا نکرده، بلکه ذخایر مهمات پیشرفته آمریکا را نیز فرسوده کرده است. استفاده گسترده از سامانههای گرانقیمت در برابر ایران، در حالی که تهران با پهپادها و موشکهای ارزانتر هزینههای سنگینی به آمریکا تحمیل کرده، توان بازدارندگی واشنگتن در برابر چین را نیز کاهش داده است؛ مسئلهای که احتمالا از نگاه پکن هم پنهان نمانده است. فرسایش معماری امنیتی آمریکا در خاورمیانه
بحران به شرق آسیا محدود نمیشود. دهههاست که حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه بهمنظور حمایت از اسرائیل، فروش گسترده سلاح و شبکهای وسیع از پایگاههای نظامی استوار بوده است. اما جنگ ایران آسیبپذیری همین معماری امنیتی را آشکار کرده است.
ایران برای چنین روزی آماده بود
ایران از سالها قبل برای جنگ نامتقارن آماده شده بود، این کشور توانست با موشکها و پهپادهای خود پایگاههای آمریکایی را هدف قرار دهد، سامانههای پیشرفته راداری را نابود کند، از سد سامانههای دفاع موشکی عبور کند و حتی بنا بر برخی گزارشها، یک مرکز وابسته به سیا در سفارت آمریکا در ریاض را با دقت هدف قرار دهد.
همین حملات باعث شد تا ناو آبراهام لینکلن، برای نزدیک به ۲۷۰ روز نتواند بهطور عادی سوختگیری کند یا به خدمه خود مرخصی ساحلی بدهد.
اکنون حتی در داخل دولت آمریکا نیز بحث کاهش چشمگیر شبکه پایگاههای نظامی در خلیج فارس مطرح است. همزمان، حملات ایران به زیرساختهای عربستان، بحرین و امارات باعث شده تا شرکای سنتی آمریکا نیز روی به ارزیابی دوباره تضمینهای امنیتی واشنگتن آورده و به دنبال گزینههای جایگزین باشند. شکست راهبردی در مدیریت همزمان دو جبهه
سیاست آمریکا در خاورمیانه سالهاست به حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل، بیتوجهی به حقوق فلسطینیان و تقابل مستمر با ایران گره خورده است. اما آنچه امروز بیش از همه آشکار شده، تنها ناکامی این سیاست نیست، بلکه ناتوانی واشنگتن در مدیریت همزمان دو جبهه راهبردی است.
پیش از این آمریکا نتوانسته بود تا برای تقویت حضور خود در آسیا، از خاورمیانه فاصله بگیرد. اکنون نیز همزمان با دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ، نه تنها این روند شدت نگرفته است، بلکه بحران جنگ ایران و تصمیمهای غیرمنتظره درباره متحدان آسیایی، خاورمیانه و شرق آسیا را همزمان به دو نقطه آسیبپذیر در سیاست خارجی آمریکا تبدیل کرده است.
همچنین بخوانید چین بهدنبال تصرف نظامی تایوان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: قطر، کویت و امارات خانهشان را سنگر دشمن کردهاند، بعدا گلایه نکنند برگ برنده ایران در رویارویی با آمریکا /دستیابی به توافق جدید آسان نخواهد بود سردار ابنالرضا: دشمن تصور میکرد ایران ظرف دو هفته تسلیم شود/ وقت آن رسیده که ترتیبات جدید توسط کشورهای منطقه شکل بگیرد



























































![پزشکیان: نه تنها ایران به ونزوئلا تبدیل نشد، بلکه دنیا در برابر انسجام ما حیرت کرد/ دولت در شرایطی کار خود را آغاز کرد که ترور و تحریم هر روز میآمد، با ناترازیهای گسترده مواجه بودیم و همزمان درگیر یک جنگ تمام عیار اقتصادی، نظامی و امنیتی شدیم/ در روند [ترورها] و اتفاقاتی که رخ داد، ما به آن شکلی که باید درباره بنزین، قفسه غذا، راه و آب مشکل پیدا نکردیم](/news/u/2026-08-23/entekhab-atreq.jpg)











































