قیمت طلا امروز




 رشته بازی‌سازی

 خبرگزاری ایسنا / ۶ ساعت قبل

از میناب تا ناگویا؛ «جان فدای ایران قوی» با قصه‌ای بزرگ‌تر از مدال

قرار است ۱۷۱ ورزشکار ایرانی در ۱۵ رشته راهی ناگویا شوند؛ ۱۷۱ قصه که مقصد مشترکشان میدان رقابت است، اما این بار کاروان ایران می‌خواهد چیزی فراتر از مدال با خود به ژاپن ببرد.
 از میناب تا ناگویا؛ «جان فدای ایران قوی» با قصه‌ای بزرگ‌تر از مدال
به گزارش ایسنا، ناگویا برای کاروان ایران فقط یک مقصد ورزشی نیست؛ قرار است ۱۷۱ ورزشکار ایرانی در پانزده رشته ورزشی، قصه‌ای را با خود به بازی‌های پاراآسیایی ببرند که آغازش از میدان مسابقه نیست. قصه‌ای که یک سوی آن، صدای کودکان و جنگ است و سوی دیگرش، ورزشکارانی که سال‌هاست معنای ایستادن را بهتر از هر کسی می‌دانند. کاروان ایران این بار با نام «جان فدای ایران قوی» راهی ژاپن می‌شود؛ نامی که قرار است فراتر از یک عنوان کاروان، تصویری از هویت و روایتی باشد که ایران می‌خواهد در ناگویا از خود به نمایش بگذارد.

در این روایت، کودکی ۹ ساله جایگاه ویژه‌ای دارد؛ آنا جهانگرد، جانباز مدرسه شجره طیبه میناب که به عنوان سرپرست معنوی کاروان انتخاب شده است. حضور آنا کنار ورزشکارانی که برای مدال به ناگویا می‌روند، معنای متفاوتی به این سفر می‌دهد. او نماینده کودکانی است که قرار بود پشت نیمکت مدرسه، میان کتاب و دفتر و زنگ تفریح، آینده‌شان را بسازد؛ اما جنگ زندگی‌شان را پرپر کرد. حالا همان کودک، نه در کلاس درس که در قامت نماد معنوی کاروان ایران، همراه ورزشکارانی است که قرار است پرچم کشورشان را در بزرگ‌ترین رویداد ورزش قاره آسیا بالا ببرند.

شعار کاروان نیز همین خط روایی را کامل می‌کند: «به یاد کودکان هیروشیما، غزه و میناب». سه نام از سه جغرافیا و سه مقطع تاریخی متفاوت، اما با یک تصویر مشترک؛ کودکانی که پیش از آنکه فرصت زندگی کردن پیدا کنند، جنگ به آنها نزدیک شده است. انتخاب این شعار باعث می‌شود حضور ایران در ناگویا فقط درباره مدال و رتبه نباشد؛ کاروان می‌خواهد پیش از آنکه از قدرت ورزشکارانش بگوید، از کودکانی بگوید که قربانی خشونت شده‌اند.

پشت این روایت احساسی اما یک ماموریت کاملا ورزشی هم وجود دارد؛ ایران با ۱۷۱ ورزشکار در ۱۵ رشته به ناگویا می‌رود و ۵۰ ورزشکار این جمع را ورزشکاران ویلچری تشکیل می‌دهند. این عددها تصویری از گستردگی کاروان ایران ارائه می‌دهد، اما در عین حال آنچه در سال اخیر گذشت، نشان می‌دهد که شرایط این دوره با دوره قبل یکسان نیست. ایران در بازی‌های قبلی نایب‌قهرمان شد، اما این بار مسیر رسیدن دوباره به جایگاه دوم دشوارتر به نظر می‌رسد؛ آن‌قدر که غفور کارگری، رئیس کمیته ملی پارالمپیک، گفته اگر ایران بتواند در این دوره نیز دوم شود، باید برای آن جشن گرفت.

این جمله شاید بیش از آنکه نشانه عقب‌نشینی از هدف باشد، واقع‌بینی درباره شرایط جدید رقابت‌هاست. نایب‌قهرمانی دوره قبل دیگر تضمینی برای تکرار شدن ندارد و ایران برای حفظ جایگاهش باید در شرایطی متفاوت بجنگد. بنابراین کاروان ایران در ناگویا با دو نبرد همزمان روبرو است؛ یکی در جدول مدال‌ها و دیگری در تصویری که می‌خواهد از ایران و ورزشکار ایرانی ارائه کند.

غفور کارگری برای این تصویر سه محور را در نظر گرفته است؛ سه قطعه از پازلی که قرار است روایت ایران در ناگویا را شکل دهد. نخست، مظلومیت ایران؛ روایتی که نقطه اوج آن مدرسه میناب است. پرسش این محور ساده اما سنگین است: چرا یک مدرسه باید در جنگ هدف قرار بگیرد و کودکان آن هزینه جنگ را بپردازند؟ آنا جهانگرد با حضورش در کاروان، پاسخ این پرسش را از دل یک چهره کودکانه به ناگویا می‌برد؛ چهره‌ای که دیگر فقط یک تصویر از حادثه نیست، بلکه یادآور کودکانی است که جنگ، آینده‌شان را نشانه رفته است.

محور دوم، قدرت و ایستادگی ایران است. کاروان قرار است تنها از کشوری سخن نگوید که آسیب دیده، بلکه از کشوری بگوید که توانسته در برابر فشارها بایستد و تسلیم نشود. در این نگاه، ورزشکار پارالمپیکی خودش بهترین نماد این ایستادگی است. ورزش پارالمپیک اساسا با همین مفهوم گره خورده است: اینکه انسان را نمی‌توان با آنچه از او گرفته شده تعریف کرد، بلکه باید با آنچه از دل دشواری‌ها ساخته است، شناخت.

سومین محور، فرهنگ ایرانی است؛ فرهنگی که قرار است در کنار روایت رنج و قدرت، چهره دیگری از ایران را نشان دهد؛ چهره‌ای که ریشه در تاریخ، هویت و داشته‌های فرهنگی این سرزمین دارد. به همین دلیل، کاروان ایران قرار نیست فقط با مدال‌هایش شناخته شود. قرار است نام، شعار، نمادها و حتی حضور متفاوتش در ناگویا بخشی از یک روایت بزرگ‌تر باشد؛ روایتی که می‌خواهد بگوید ایران فقط مجموعه‌ای از ورزشکاران حاضر در جدول مسابقات نیست.

انتهای پیام







سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - 25 August 2026