قیمت طلا امروز




 هزینه تمام شده برق

 سایت اقتصاد پویا / ۱۱ ساعت قبل

خاموشی؛ مالیات پنهان صنعت - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین قیدر / قطع برق خانگی می‌تواند آسایش و امنیت شهروندان را مختل کند و در فصل گرما حتی به مسئله‌ای مرتبط با سلامت عمومی تبدیل شود. از سوی دیگر، خاموشی صنایع به معنای توقف خطوط تولید، کاهش ظرفیت کارخانه‌ها، آسیب به تجهیزات، افزایش هزینه تمام‌شده کالا و در مواردی از دست رفتن بازارهای صادراتی [ ]
 خاموشی؛ مالیات پنهان صنعت - سایت خبری اقتصاد پویا
حسین قیدر / قطع برق خانگی می‌تواند آسایش و امنیت شهروندان را مختل کند و در فصل گرما حتی به مسئله‌ای مرتبط با سلامت عمومی تبدیل شود. از سوی دیگر، خاموشی صنایع به معنای توقف خطوط تولید، کاهش ظرفیت کارخانه‌ها، آسیب به تجهیزات، افزایش هزینه تمام‌شده کالا و در مواردی از دست رفتن بازارهای صادراتی است. بنابراین رقابت بر سر برق در حال تبدیل شدن به رقابتی میان دو ضرورت است: حفظ رفاه عمومی و حفظ موتور تولید . مشکل اصلی اینجاست که نمی‌توان اقتصاد را برای مدت طولانی با انتخاب میان این دو گزینه اداره کرد. اگر برق شهر قربانی تولید شود، نارضایتی اجتماعی افزایش پیدا می‌کند و اگر صنعت دائماً قربانی تأمین برق خانگی شود، رشد اقتصادی، اشتغال و عرضه کالا آسیب می‌بیند. راه‌حل پایدار، افزایش ظرفیت تولید برق، اصلاح شبکه، مدیریت مصرف و ایجاد سازوکارهای اقتصادی برای توزیع عادلانه و کارآمد انرژی است.

خاموشی صنایع؛ هزینه‌ای که در قیمت کالا ظاهر می‌شود

صنعت در میان بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان برق قرار دارد و بسیاری از واحدهای تولیدی بدون برق پایدار عملاً امکان ادامه فعالیت ندارند. کارخانه فولاد، سیمان، مس، پتروشیمی، صنایع غذایی، نساجی و حتی واحدهای کوچک‌تر تولیدی هر کدام به شکل متفاوتی به برق وابسته‌اند. برای برخی واحدها، قطع برق چند ساعت در روز فقط به معنای کاهش تولید است؛ اما برای صنایعی که فعالیت آنها به فرآیندهای پیوسته وابسته است، خاموشی می‌تواند هزینه‌های بسیار بیشتری ایجاد کند.در یک خط تولید پیوسته، توقف ناگهانی ممکن است باعث از بین رفتن مواد اولیه در فرآیند تولید، آسیب به تجهیزات یا نیاز به صرف زمان و انرژی برای راه‌اندازی مجدد شود. بنابراین خسارت واقعی خاموشی صرفاً به میزان برق مصرف‌نشده محدود نیست. کارخانه ممکن است برق دریافت نکند، اما همچنان هزینه حقوق نیروی انسانی، استهلاک، نگهداری و تعهدات مالی خود را پرداخت کند.از سوی دیگر، کاهش تولید صنعتی مستقیماً بر بازار کالا اثر می‌گذارد. اگر کارخانه‌ای که قرار بود هزار واحد محصول تولید کند، به دلیل محدودیت برق تنها بخشی از ظرفیت خود را فعال کند، عرضه محصول کاهش خواهد یافت. در بازاری که تقاضا همچنان وجود دارد، کاهش عرضه می‌تواند به افزایش قیمت منجر شود.این مسئله نشان می‌دهد خاموشی صنایع در نهایت فقط مشکل صاحبان کارخانه نیست. بخشی از هزینه آن به زنجیره تأمین منتقل می‌شود و در نهایت ممکن است مصرف‌کننده آن را در قالب افزایش قیمت کالا پرداخت کند.موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که محدودیت برق برای صنایع صادرات‌محور اعمال شود. کارخانه‌ای که باید سفارش خارجی خود را در زمان مشخص تحویل دهد، با توقف تولید ممکن است قرارداد یا مشتری خود را از دست بدهد. بازگرداندن چنین بازاری نیز بسیار دشوارتر از جبران چند روز تولید ازدست‌رفته است.بنابراین سیاست محدودیت برق صنایع اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به حفظ تعادل شبکه کمک کند، اما اگر طولانی و بدون برنامه باشد، می‌تواند به کاهش سرمایه‌گذاری، افت بهره‌وری و فرسایش توان تولیدی کشور منجر شود.

برق خانگی؛ خط قرمز اجتماعی

در سوی دیگر ماجرا، مصرف برق خانوارها قرار دارد. برق در زندگی امروز یک کالای لوکس نیست. سیستم سرمایشی، یخچال، تجهیزات پزشکی خانگی، آسانسور، پمپ آب، اینترنت و بسیاری از خدمات روزمره به برق وابسته‌اند. در شهرهای بزرگ، قطعی برق می‌تواند به سرعت زندگی میلیون‌ها نفر را مختل کند.در فصل گرما، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. افزایش دمای هوا مصرف سیستم‌های سرمایشی را بالا می‌برد و همین افزایش تقاضا فشار بیشتری بر شبکه وارد می‌کند. اگر شبکه توان پاسخ‌گویی نداشته باشد، خاموشی به یکی از ابزارهای مدیریت مصرف تبدیل می‌شود.اما مدیریت مصرف نباید به معنای انتقال تمام هزینه بحران به خانوار باشد. خانواری که در ساعات اوج مصرف با خاموشی مواجه می‌شود، ممکن است ابزارهای محدودی برای کاهش مصرف داشته باشد. بسیاری از تجهیزات سرمایشی قدیمی هستند و تعویض آنها نیز هزینه بالایی دارد. در نتیجه، سیاست صرفه‌جویی باید با سیاست‌های حمایتی و اقتصادی همراه باشد.یکی از راه‌های مهم، اصلاح الگوی مصرف است. قیمت‌گذاری پلکانی، تشویق به استفاده از تجهیزات کم‌مصرف، توسعه کنتورهای هوشمند و ارائه مشوق برای کاهش مصرف در ساعات اوج می‌تواند به کاهش فشار بر شبکه کمک کند. اما این سیاست‌ها زمانی موفق خواهند بود که مردم بدانند کاهش مصرف آنها چه منفعتی دارد و چگونه می‌توانند در مدیریت شبکه مشارکت کنند.در واقع، نباید صنعت و خانوار را در برابر یکدیگر قرار داد. تولیدکننده به برق نیاز دارد تا کالا تولید کند و خانوار نیز به برق نیاز دارد تا زندگی خود را ادامه دهد. تقابل این دو، نتیجه کمبود ظرفیت و ضعف مدیریت منابع است، نه تضاد ذاتی میان تولید و مصرف.اگر سرمایه‌گذاری کافی در نیروگاه‌ها، شبکه انتقال و توزیع، انرژی‌های تجدیدپذیر و ذخیره‌سازی برق انجام نشود، هر سال این رقابت شدیدتر خواهد شد. در آن صورت سیاست‌گذار مجبور می‌شود هر بار میان گروه‌های مختلف مصرف‌کننده دست به انتخاب بزند؛ انتخابی که هر کدام هزینه اقتصادی و اجتماعی خاص خود را دارد. راه خروج؛ افزایش عرضه و اصلاح تقاضاحل بحران برق بدون افزایش ظرفیت تولید ممکن نیست، اما افزایش نیروگاه به تنهایی نیز کافی نیست. شبکه برق مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از تولید، انتقال، توزیع و مصرف است و ضعف در هر قسمت می‌تواند کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد.سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های جدید، به‌ویژه نیروگاه‌های تجدیدپذیر، یکی از مسیرهای مهم برای افزایش عرضه برق است. ایران از نظر ظرفیت خورشیدی و بادی پتانسیل قابل توجهی دارد و توسعه این منابع می‌تواند بخشی از فشار روی نیروگاه‌های حرارتی را کاهش دهد. البته توسعه تجدیدپذیرها نیازمند سرمایه‌گذاری در شبکه، تجهیزات ذخیره‌سازی و ایجاد سازوکارهای اقتصادی جذاب برای سرمایه‌گذاران است.در کنار تولید، مسئله مهم‌تر شاید اصلاح شبکه انتقال و توزیع باشد. بخشی از انرژی تولیدشده در مسیر انتقال و توزیع تلف می‌شود و شبکه فرسوده نیز هزینه نگهداری بالایی دارد. کاهش تلفات می‌تواند بدون ساخت نیروگاه جدید، بخشی از ظرفیت قابل استفاده شبکه را آزاد کند.از سوی دیگر، صنایع بزرگ نیز می‌توانند بخشی از راه‌حل باشند. توسعه نیروگاه‌های اختصاصی، قراردادهای دوجانبه خرید برق، سرمایه‌گذاری صنایع در انرژی خورشیدی و بادی و استفاده از سیستم‌های ذخیره‌سازی می‌تواند وابستگی آنها به شبکه عمومی را کاهش دهد. این مدل البته نیازمند مقررات شفاف و امکان فروش یا تبادل برق مازاد است.مدیریت مصرف نیز باید از حالت دستوری خارج شود و به سمت ابزارهای اقتصادی و هوشمند حرکت کند. اگر مصرف‌کننده صنعتی بداند در ساعات کم‌مصرف برق ارزان‌تر است، می‌تواند برنامه تولید خود را تغییر دهد. خانوار نیز اگر برای کاهش مصرف در ساعات اوج مشوق دریافت کند، احتمال مشارکت آن بیشتر خواهد شد.یکی از اشتباهات اساسی این است که بحران برق تنها در زمان تابستان یا هنگام افزایش خاموشی‌ها دیده شود. کمبود برق نتیجه سال‌ها عدم تعادل میان رشد مصرف و سرمایه‌گذاری است. نیروگاه، شبکه انتقال و پروژه‌های انرژی به زمان طولانی برای اجرا نیاز دارند. بنابراین سیاست انرژی باید چندساله و فراتر از برنامه‌های کوتاه‌مدت باشد.رقابت میان برق صنایع و برق شهر در واقع نشانه‌ای از یک بحران بزرگ‌تر است؛ بحرانی که نشان می‌دهد ظرفیت انرژی کشور با نیازهای اقتصادی و اجتماعی آن هماهنگ نشده است. اگر قرار باشد هر سال کارخانه‌ها و خانوارها برای سهم خود از شبکه برق رقابت کنند، هیچ‌کدام برنده واقعی نخواهند بود.خاموشی خانه‌ها، هزینه اجتماعی دارد و خاموشی کارخانه‌ها هزینه اقتصادی. یکی رفاه مردم را کاهش می‌دهد و دیگری تولید و اشتغال را تهدید می‌کند. سیاست درست آن نیست که یکی را قربانی دیگری کنیم؛ سیاست درست، ایجاد ظرفیتی است که کشور مجبور نباشد میان این دو انتخاب کند. برق ارزان و پایدار یکی از پایه‌های رقابت‌پذیری اقتصاد است. صنعتی که برق مطمئن نداشته باشد نمی‌تواند برای تولید، صادرات و سرمایه‌گذاری بلندمدت برنامه‌ریزی کند. شهری که برق پایدار نداشته باشد نیز نمی‌تواند کیفیت زندگی مطلوبی برای شهروندان فراهم کند. بنابراین مسئله برق باید از یک موضوع صرفاً وزارتخانه‌ای به یک مسئله ملی تبدیل شود؛ مسئله‌ای که مستقیماً با تولید، تورم، اشتغال، رفاه و امنیت اقتصادی کشور ارتباط دارد.اگر امروز برای افزایش ظرفیت تولید، کاهش تلفات، توسعه تجدیدپذیرها، اصلاح مصرف و جذب سرمایه اقدام نشود، رقابت بر سر برق در سال‌های آینده شدیدتر خواهد شد. آن زمان دیگر سؤال فقط این نخواهد بود که «برق صنایع یا برق شهر؟»؛ سؤال بزرگ‌تر این خواهد بود که اقتصاد ایران چقدر می‌تواند بدون انرژی پایدار به فعالیت ادامه دهد







پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - 27 August 2026