اتحادیههای کارگری آمریکایی تلاش کردهاند نشان دهند که گذار از سوختهای فسیلی به انرژیهای تجدیدپذیر الزاماً به معنای از دست رفتن مشاغل سنتی نیست. آنها معتقدند اگر توسعه انرژی پاک با دستمزد مناسب، آموزش حرفهای و حق تشکیل اتحادیه همراه شود، میتواند میلیونها فرصت شغلی باکیفیت ایجاد کند.
این رویکرد پس از طوفان سندی در سال ۲۰۱۲ در نیویورک قوت گرفت. آن زمان، رهبران کارگری به این نتیجه رسیدند که تغییرات اقلیمی نهتنها یک مسئله زیستمحیطی، بلکه تهدیدی مستقیم برای زندگی و امنیت اقتصادی کارگران است. از همان زمان، بخشی از جنبش کارگری آمریکا تلاش کرد میان سیاستهای اقلیمی و منافع اقتصادی کارگران پیوند ایجاد کند.
اما این مسیر در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ با موانع جدی روبهرو شده است. دولت ترامپ سیاستهای مربوط به انرژی پاک را محدود کرده، توسعه انرژی بادی فراساحلی را هدف قرار داده و تلاش کرده است بخشی از حمایتهای مالی دولت قبلی از انرژیهای تجدیدپذیر را کنار بگذارد.
با این حال، اتحادیههای کارگری میگویند قصد ندارند بهسادگی دستاوردهای سالهای گذشته را از دست بدهند. آنها اکنون تلاش میکنند از پروژههای انرژی بادی و مشاغل مرتبط با آنها دفاع کنند و نشان دهند که انرژی پاک و مشاغل خوب میتوانند در کنار یکدیگر وجود داشته باشند. از تعمیر متروی نیویورک تا کار در اقیانوس
داستان رایان مکالرون نمونهای از تغییری است که صنعت انرژی پاک میتواند در مسیر شغلی کارگران ایجاد کند.
مکالرون سالها در متروی نیویورک مشغول تعمیر و نگهداری بود تا اینکه فرصتی برای ورود به صنعت نوظهور انرژی بادی فراساحلی پیدا کرد. او حدود دو سال پیش از سوی اتحادیه خود، انجمن بینالمللی کارگران برق یا IBEW Local 3، برای فعالیت در این صنعت آموزش دید.
از آن زمان، مکالرون در شش پروژه یکماهه در ساخت نخستین پروژههای بزرگ بادی فراساحلی نیویورک مشارکت کرده است. او چهار پروژه در Sunrise Wind، در حدود ۴۸ کیلومتری شرق Montauk Point، و دو پروژه در Empire Wind در منطقه New York Bight، حدود ۴۸ کیلومتری جنوب لانگ آیلند، انجام داده است.
برای او، این شغل تفاوت زیادی با کار قبلیاش داشت. به جای فضای تاریک زیرزمینی مترو، اکنون بخش زیادی از زمان کاری خود را در اقیانوس میگذراند.
مکالرون این تغییر را یک تحول خوشایند توصیف میکند. او در محل کار جدید خود دیگر با فضای زیرزمینی مترو و موشها سروکار ندارد و میتواند از روی کشتی کاری شاهد عبور فکها و دلفینها باشد. شیفتهای کاری او در پروژه Empire Wind نیز گاهی با تماشای غروب خورشید بر فراز اقیانوس به پایان میرسید.
او پس از پایان آخرین دوره کاری خود در تیم Empire Wind، در مرکز آموزشی اتحادیه برق در لانگ آیلند سیتی در کوئینز گفت که علاقه دارد این شغل را تا پایان دوران حرفهای خود ادامه دهد.
داستان مکالرون برای اتحادیههای کارگری اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد گذار به انرژی پاک میتواند برای کارگران نیز فرصت ایجاد کند؛ به شرط آنکه آموزش، دستمزد مناسب و امنیت شغلی بخشی از این گذار باشد. آغاز جنبش مشاغل اقلیمی پس از طوفان سندی
ریشههای جنبش سازمانیافته برای پیوند دادن مشاغل کارگری و سیاستهای اقلیمی به نیویورک و پیامدهای طوفان سندی در سال ۲۰۱۲ بازمیگردد.
مایک فیشمن، رئیس و مدیر اجرایی مرکز منابع ملی مشاغل اقلیمی یا CJNRC، معتقد است طوفان سندی برای جنبش کارگری یک هشدار جدی بود. کارگران در بسیاری از مواقع نخستین گروههایی هستند که اثرات مستقیم تغییرات آبوهوایی را احساس میکنند و در صورت وقوع حوادث شدید، بیشترین آسیب را میبینند.
فیشمن در آن زمان دبیر-خزانهدار اتحادیه بینالمللی کارکنان خدمات یا SEIU بود. به گفته او، پس از طوفان سندی برای بسیاری از رهبران کارگری روشن شد که تغییرات اقلیمی یک مسئله واقعی است و آثار آن میتواند در آینده شدیدتر شود.
اما مشکل این بود که در آن زمان، اتحادیههای کارگری نقش پررنگی در بحثهای مربوط به سیاستهای اقلیمی نداشتند. گروههای محیط زیستی عمدتاً روی کاهش انتشار گازهای گلخانهای تمرکز داشتند و کمتر درباره کیفیت مشاغلی که قرار بود در نتیجه گذار انرژی ایجاد شود، صحبت میکردند.
لارا اسکینر، مدیر اجرایی و بنیانگذار مؤسسه مشاغل اقلیمی دانشگاه کرنل، نیز با همین مشکل مواجه شده بود. گروههای محیط زیستی درباره فرصتهای شغلی ناشی از انرژی پاک صحبت میکردند، اما تضمین اینکه این مشاغل واقعاً دستمزد مناسب، امنیت شغلی و امکان عضویت در اتحادیه داشته باشند، موضوع متفاوتی بود.
اسکینر به این نتیجه رسید که ایجاد چنین مشاغلی بدون قدرت سیاسی و سازمانیافتگی کارگران امکانپذیر نیست. به همین دلیل، او با فیشمن و رهبران اتحادیههای ساختمانی و حملونقل نیویورک وارد گفتوگو شد تا راهی برای قرار دادن کارگران در مرکز برنامه گذار انرژی پاک پیدا کنند. شکلگیری ائتلافی با نمایندگی ۲.۶ میلیون کارگر
این تلاشها در نهایت به شکلگیری جنبش «مشاغل اقلیمی نیویورک» منجر شد. فیشمن، اسکینر و اعضای فدراسیون اتحادیههای شورای مرکزی کار شهر نیویورک کمیتهای ایجاد کردند تا اتحادیهها را در مسیر توسعه انرژی پاک سازماندهی کنند.
این ائتلاف توانست سازمانهایی را که در مجموع نماینده ۲.۶ میلیون کارگر در نیویورک بودند، با خود همراه کند. در میان آنها اتحادیه SEIU و چندین اتحادیه ساختمانی حضور داشتند.
هدف آنها این بود که توسعه انرژی پاک صرفاً به ساخت نیروگاهها منجر نشود، بلکه فرصتهایی برای ایجاد مشاغل پایدار و تحت پوشش اتحادیه نیز ایجاد کند.
انرژی بادی فراساحلی به سرعت به یکی از مهمترین اولویتهای این ائتلاف تبدیل شد. اتحادیهها از ساخت یک ظرفیت ۹ گیگاواتی انرژی بادی فراساحلی در نیویورک حمایت کردند؛ هدفی که در آن زمان بسیار بزرگتر از چیزی بود که بسیاری از گروههای محیط زیستی پیشنهاد میکردند.
در سال ۲۰۱۹، اندرو کومو، فرماندار وقت نیویورک، این هدف را پذیرفت و ایالت را متعهد کرد تا ۹ گیگاوات ظرفیت بادی فراساحلی تا سال ۲۰۳۵ ایجاد کند. بعدتر در همان سال، قانونگذاران نیویورک این هدف را در قانون اقلیم و حفاظت از جامعه وارد کردند.
این تصمیم نقطه عطفی برای صنعت بادی فراساحلی نیویورک بود و به اتحادیههای کارگری نیز نشان داد که انرژی پاک میتواند به یک حوزه مهم برای ایجاد فرصتهای شغلی تبدیل شود. انرژی پاک با دستمزد و حقوق کارگری
در سال ۲۰۲۱، جنبش مشاغل اقلیمی نیویورک نقش مهمی در تصویب مقرراتی برای تقویت استانداردهای کار و برابری در پروژههای انرژی تجدیدپذیر ایفا کرد.
این مقررات شامل الزام به پرداخت دستمزد رایج و استفاده از قراردادهای کار پروژهای برای پروژههای بزرگ بود. همچنین برای برخی فعالیتهای عملیاتی و نگهداری، توافقنامههای صلح کارگری در نظر گرفته شد؛ توافقهایی که میتوانند مسیر تشکیل اتحادیه و سازمانیافتگی کارگران را آسانتر کنند.
به گفته رهبران این جنبش، این تجربه نگاه اتحادیهها به انرژی بادی فراساحلی را تغییر داد. بسیاری از اتحادیههایی که در ابتدا نسبت به این صنعت تردید داشتند، به تدریج متوجه شدند که انرژی بادی میتواند به یک حوزه واقعی برای ایجاد مشاغل اتحادیهای تبدیل شود.
از سوی دیگر، گروههای محیط زیستی نیز به اهمیت استانداردهای کار پی بردند. در نتیجه، فاصله میان جنبش محیط زیست و جنبش کارگری در این زمینه کمتر شد. گسترش مدل نیویورک به ایالتهای دیگر
موفقیت نیویورک باعث شد رهبران کارگری به دنبال تکرار این مدل در سایر ایالتها باشند. در سال ۲۰۲۰، مایک فیشمن و دیگر رهبران کارگری CJNRC را ایجاد کردند تا به اتحادیهها و گروههای کارگری در سایر ایالتها کمک کنند ائتلافهای مشابهی برای پیوند دادن سیاستهای اقلیمی با مشاغل خوب ایجاد کنند.
در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲، این تلاشها به حمایت AFL-CIO تگزاس از مشاغل سبز اتحادیهای و همچنین تقویت استانداردهای کار در پروژههای انرژی پاک در ایالتهای کنتیکت، ایلینوی، رود آیلند و مین منجر شد.
این جنبش در دوره ریاستجمهوری جو بایدن با فرصت بزرگتری روبهرو شد. بایدن تلاش میکرد همزمان سیاستهای اقلیمی و حمایت از اتحادیههای کارگری را تقویت کند.
مهمترین اقدام دولت او تصویب قانون کاهش تورم یا IRA در سال ۲۰۲۲ بود. این قانون مشوقهای مالی قابلتوجهی برای پروژههای انرژی پاک ایجاد کرد، اما نکته مهم این بود که بخشی از این مشوقها به رعایت استانداردهای مشخص کار، از جمله پرداخت دستمزدهای رایج و ایجاد فرصتهای کارآموزی، گره خورد.
به این ترتیب، توسعه انرژی پاک دیگر صرفاً یک برنامه محیط زیستی نبود؛ بلکه ایجاد مشاغل باکیفیت نیز به بخشی از سیاست توسعه انرژی پاک تبدیل شد. قانون کاهش تورم و پیوند انرژی پاک با مشاغل خوب
جان پودستا، مشاور آبوهوا و انرژی دولت بایدن و عضو هیئتمدیره CJNRC، در یکی از نشستهای این سازمان در نیویورک گفت یکی از تفاوتهای اساسی IRA این بود که سرمایهگذاری گسترده در انرژی پاک را با حمایت از مشاغل خوب پیوند میداد.
این سیاست برای اتحادیههای کارگری اهمیت زیادی داشت. زیرا آنها اکنون میتوانستند از منابع دولتی برای توسعه انرژی پاک استفاده کنند و همزمان برای دستمزد بهتر، آموزش و استانداردهای کاری مناسبتر فشار وارد کنند.
دولت بایدن همچنین توسعه انرژی بادی فراساحلی را سرعت بخشید؛ صنعتی که پیش از آن در ایالتهایی مانند نیویورک، ماساچوست و رود آیلند در حال شکلگیری بود.
تا سپتامبر ۲۰۲۴، دولت بایدن مجوز ۱۰ پروژه بادی فراساحلی در مقیاس تجاری را صادر کرده بود که مجموع ظرفیت آنها به بیش از ۱۵ گیگاوات میرسید.
اتحادیههای کارگری نیز تلاش کردند از فرصت ایجادشده استفاده کنند. تا پایان سال ۲۰۲۴، CJNRC به شکلگیری ائتلافهای کارگری در ۹ ایالت کمک کرده بود تا کارگران بتوانند از فرصتهای جدید صنعت انرژی پاک بهرهمند شوند.
کریسی لینچ، رئیس AFL-CIO ماساچوست، معتقد است قانون کاهش تورم باعث شد اتحادیهها و گروههای محیط زیستی بیش از گذشته در کنار یکدیگر قرار گیرند. به گفته او، ایجاد مشاغل پایدار برای خانوادههای کارگری زمینهای فراهم کرد تا این دو جریان در مبارزه با تغییرات اقلیمی همکاری نزدیکتری داشته باشند. بازگشت ترامپ و آغاز درگیری بر سر انرژی بادی
این روند پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵ با فشار جدی مواجه شد.
ترامپ بخش مهمی از برنامه اقلیمی دولت بایدن را هدف قرار داد و تلاش کرد مشوقهای فدرال مربوط به انرژی پاک را کاهش دهد یا حذف کند. انرژی بادی فراساحلی نیز یکی از اهداف اصلی دولت جدید بود.
ترامپ بارها درباره پیامدهای منفی توربینهای بادی ادعاهایی مطرح کرده و آنها را به موضوعاتی مانند سرطان، مرگ پرندگان و حیات وحش و کاهش ارزش املاک مرتبط دانسته است.
دولت او همچنین در سال ۲۰۲۵ برای تسریع در حذف تدریجی اعتبارهای مالیاتی مربوط به برق پاک در قانون کاهش تورم اقدام کرد و تلاشهایی برای متوقف کردن پروژههای بادی در حال ساخت انجام داد.
نخستین اقدام مهم در این زمینه، توقف پروژه Empire Wind در آوریل ۲۰۲۵ بود. سپس در اوت ۲۰۲۵ پروژه Revolution Wind در رود آیلند و کنتیکت هدف قرار گرفت. در دسامبر ۲۰۲۵ نیز دستور توقف پروژههای Sunrise Wind و Empire Wind در نیویورک، Vineyard Wind و Revolution Wind در ماساچوست و Coastal Virginia Offshore Wind در ویرجینیا صادر شد.
کارگرانی که ناگهان با توقف پروژه مواجه شدند
رایان مکالرون زمانی در پروژه Sunrise Wind نیویورک مشغول کار بود که خبر دستور توقف پروژه منتشر شد.
به گفته او، بسیاری از کارگران مجبور شدند فوراً کار خود را متوقف کنند. با این حال، تعدادی از برقکاران همچنان باید در محل باقی میماندند تا تجهیزات و تأسیسات موجود در اقیانوس در زمان توقف پروژه دچار مشکل نشوند.
مکالرون میگوید این وضعیت برای کارگران بسیار نامطمئن بود. پروژهای که قرار بود برای آنها یک مسیر شغلی بلندمدت ایجاد کند، ناگهان با یک دستور سیاسی در معرض توقف قرار گرفته بود.
اتحادیه IBEW Local 3 و جنبش Climate Jobs New York بلافاصله برای مقابله با این تصمیم بسیج شدند.
کریس اریکسون، مدیر کسبوکار محلی، تأکید کرد که موضوع فقط احتمال از دست رفتن مشاغلی در آینده نبود؛ کارگرانی وجود داشتند که در همان لحظه با خطر از دست دادن دستمزد و شغل خود مواجه شده بودند.
اتحادیهها کنفرانس خبری برگزار کردند، تجمع راه انداختند و تلاش کردند توجه عمومی و سیاسی را به پیامدهای توقف پروژهها جلب کنند.
در رود آیلند نیز کارگران و رهبران اتحادیهها در کنار مقامات ایالتی علیه توقف پروژه Revolution Wind اعتراض کردند؛ پروژهای که توقف آن حدود ۱۰۰۰ شغل اتحادیهای را تهدید میکرد.
در ماساچوست نیز اتحادیهها و مقامات ایالتی علیه دستور ماه دسامبر برای توقف Vineyard Wind تجمع کردند.
در نهایت، اگرچه دولت ترامپ توانست اجرای پروژهها را برای مدتی مختل کند و برخی کارگران را به خانه بفرستد و هزینههای بیشتری به توسعهدهندگان تحمیل کند، دادگاهها دستورات توقف کار را مسدود کردند و پروژهها ادامه پیدا کردند. صنعت بادی فراساحلی آمریکا هنوز زنده است
با وجود فشارهای دولت ترامپ، برخی از پروژههای بزرگ بادی فراساحلی آمریکا همچنان پیشرفت کردهاند.
Vineyard Wind تکمیل شده و اکنون بهطور کامل عملیاتی است. Revolution Wind نیز در ماه مارس شروع به ارسال برق به شبکه کرد. پروژه Coastal Virginia Offshore Wind نیز پیشرفت کرده و در ماه مارس برای نخستین بار تولید برق را آغاز کرد.
در نیویورک نیز پروژههای Sunrise Wind و Empire Wind پس از توقفهای ایجادشده، ساختوساز خود را از سر گرفتهاند و به سمت تکمیل شدن حرکت میکنند.
با این حال، اتحادیههای کارگری معتقدند آسیب واردشده به صنعت میتواند آثار بلندمدتی داشته باشد.
کاهش چشمگیر چشمانداز انرژی بادی تا ۲۰۳۵
یکی از نگرانکنندهترین نشانهها مربوط به پیشبینی ظرفیت آینده انرژی بادی فراساحلی آمریکاست.
پس از انتخاب مجدد ترامپ، تحلیلگران بازار در BloombergNEF پیشبینی کرده بودند که آمریکا تا سال ۲۰۳۵ میتواند ۳۹ گیگاوات ظرفیت بادی فراساحلی ایجاد کند.
اما پیشبینی ماه اکتبر این رقم را تنها ۶ گیگاوات اعلام کرد. این کاهش شدید نشان میدهد که چشمانداز رشد صنعت نسبت به قبل بهشدت ضعیف شده است و احتمال ایجاد پروژهها و مشاغل جدید نیز کاهش پیدا کرده است.
برای اتحادیههای کارگری، این مسئله تنها یک کاهش در ظرفیت تولید برق نیست. آنها سالها برای آموزش نیروهای متخصص، ایجاد مسیرهای شغلی و متقاعد کردن اعضای خود درباره آینده انرژی بادی سرمایهگذاری کردهاند.
مایک فیشمن میگوید بر اساس برخی برآوردهای اتحادیههای ساختمانی، حدود ۳ میلیارد ساعت کار ممکن است از بین رفته باشد.
این رقم نشان میدهد که پیامد سیاستهای انرژی تنها به تعداد توربینهای ساختهشده محدود نمیشود، بلکه میتواند بر درآمد و آینده شغلی هزاران کارگر نیز تأثیر بگذارد. چرا توقف پروژهها میتواند صنعت آمریکا را تضعیف کند؟
ساخت صنعت بادی فراساحلی به سرمایهگذاریهای بسیار بزرگی نیاز دارد. آمریکا در سالهای گذشته تلاش کرده است زنجیره تأمین داخلی این صنعت را توسعه دهد؛ از بنادر و کشتیهای تخصصی گرفته تا کارخانهها و نیروی انسانی آموزشدیده.
اما شرکتها زمانی حاضر به ادامه سرمایهگذاری هستند که مطمئن باشند پروژههای جدیدی در آینده وجود خواهد داشت. اگر پروژهها یکی پس از دیگری متوقف شوند، ساخت این زنجیره تأمین اقتصادیتر نخواهد بود و شرکتها ممکن است سرمایهگذاریهای خود را کاهش دهند.
کریس اریکسون از IBEW Local 3 میگوید این مشکل را در نیوجرسی نیز میتوان مشاهده کرد. چندین طرح پیشنهادی در این ایالت در شرایطی که بازار و مقررات نامطمئن شدهاند، با شکست مواجه شدهاند.
به گفته او، در حال حاضر توسعه بادی فراساحلی در سواحل نیوجرسی متوقف شده است؛ موضوعی که میتواند فرصتهای کاری اعضای IBEW در نیوجرسی و حتی کارگران نیویورک را کاهش دهد.
نگرانی اصلی اتحادیهها این است که اگر صنعت بادی فراساحلی آمریکا برای چند سال از مسیر رشد خارج شود، بازسازی آن در آینده دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود. چرا اتحادیهها هنوز از انرژی بادی دفاع میکنند؟
با وجود همه این فشارها، رهبران کارگری میگویند از حمایت از انرژی پاک عقبنشینی نخواهند کرد.
CJNRC در سال جاری با فدراسیونهای اتحادیهای ایالتهای مختلف برای ایجاد ائتلافهای مشاغل اقلیمی در پنج ایالت و بریتانیا همکاری کرده است. هدف این ائتلافها این است که هنگام توسعه دوباره انرژی پاک، کارگران از ابتدا در مرکز سیاستگذاری قرار داشته باشند.
از نگاه اتحادیهها، انرژی پاک زمانی میتواند یک موفقیت واقعی باشد که علاوه بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای، برای کارگران نیز درآمد مناسب و امنیت شغلی ایجاد کند.
این دیدگاه باعث شده است بخشی از جنبش کارگری آمریکا دیگر انرژی پاک را تهدیدی برای مشاغل سنتی نداند. برعکس، آنها معتقدند اگر سیاستگذاری درست انجام شود، ساخت زیرساختهای جدید انرژی میتواند فرصت تازهای برای کارگران ساختمانی، برقکاران، تکنسینها، نیروهای حملونقل و بسیاری از مشاغل تخصصی دیگر ایجاد کند.
فیشمن معتقد است انرژی بادی فراساحلی به دلیل ظرفیت بالای خود برای تولید حجم زیادی از برق در نزدیکی مراکز مصرف ساحلی، در نهایت دوباره رشد خواهد کرد.
از دید او، آنچه امروز در صنعت بادی آمریکا رخ میدهد پایان این صنعت نیست، بلکه یک دوره دشوار است که میتواند جهت توسعه آن را برای مدتی تغییر دهد.
تجربه آمریکا نشان میدهد که گذار به انرژی پاک تنها یک پروژه زیستمحیطی یا فناوری نیست؛ بلکه به همان اندازه یک مسئله اقتصادی و اجتماعی نیز محسوب میشود. پرسش مهم این نیست که آیا انرژیهای تجدیدپذیر توسعه پیدا خواهند کرد یا نه، بلکه این است که چه کسانی از این گذار سود میبرند و چه کسانی هزینههای آن را پرداخت میکنند.
جنبش کارگری آمریکا تلاش کرده است پاسخ خود را روشن کند: اگر قرار است انرژی بادی، خورشیدی و سایر منابع پاک جایگزین بخشی از سوختهای فسیلی شوند، کارگران باید در مرکز این تحول قرار داشته باشند.
تجربه نیویورک نشان داد که چنین رویکردی امکانپذیر است. از شکلگیری جنبش مشاغل اقلیمی پس از طوفان سندی در سال ۲۰۱۲ گرفته تا ائتلافی با نمایندگی ۲.۶ میلیون کارگر، تعیین هدف ۹ گیگاوات انرژی بادی فراساحلی تا سال ۲۰۳۵ و تصویب استانداردهای کاری در سال ۲۰۲۱، مجموعهای از سیاستها شکل گرفت که تلاش داشت انرژی پاک را با مشاغل اتحادیهای پیوند بزند.
قانون کاهش تورم در سال ۲۰۲۲ این روند را در سطح ملی تقویت کرد و دولت بایدن تا سپتامبر ۲۰۲۴ مجوز ۱۰ پروژه بادی فراساحلی تجاری با مجموع بیش از ۱۵ گیگاوات را صادر کرد. تا پایان همان سال نیز ائتلافهای کارگری مرتبط با مشاغل اقلیمی در ۹ ایالت شکل گرفته بود.
اما بازگشت ترامپ و سیاستهای دولت او مسیر این صنعت را تغییر داد. توقف پروژههای بزرگ در آوریل، اوت و دسامبر ۲۰۲۵، کاهش چشمانداز ظرفیت بادی فراساحلی آمریکا از ۳۹ گیگاوات به ۶ گیگاوات تا سال ۲۰۳۵ و برآورد از دست رفتن حدود ۳ میلیارد ساعت کاری نشان میدهد که مناقشه بر سر آینده انرژی پاک، همزمان مناقشهای بر سر آینده بازار کار آمریکا نیز هست.
با این حال، بسیاری از پروژههای مهم متوقف نشدهاند و دادگاهها دستورات توقف کار را مسدود کردهاند. Vineyard Wind به بهرهبرداری کامل رسیده، Revolution Wind و Coastal Virginia Offshore Wind تولید برق را آغاز کردهاند و Sunrise Wind و Empire Wind نیز به مسیر ساخت بازگشتهاند.
برای کارگرانی مانند مکالرون، این بحث کاملاً واقعی است. انرژی بادی فراساحلی برای او فقط یک سیاست اقلیمی نیست؛ شغلی است که به او امکان داده برای خرید خانه آینده خود پسانداز کند. همین مسئله شاید مهمترین دلیل برای تغییر نگاه اتحادیههای کارگری به انرژی پاک باشد.
در نهایت، آینده انرژی پاک در آمریکا تنها به تصمیمهای کاخ سفید وابسته نیست. اتحادیهها، ایالتها، دادگاهها، شرکتها و فعالان محیط زیست نیز در تعیین مسیر این صنعت نقش دارند. حتی اگر سیاستهای دولت ترامپ سرعت توسعه انرژی بادی را کاهش داده باشد، جنبشی که در بیش از یک دهه گذشته برای پیوند دادن انرژی پاک با مشاغل خوب شکل گرفته، همچنان فعال است.
به گفته رهبران این جنبش، نگاه به دستمزد، امنیت شغلی و حقوق کارگران اکنون بخشی از بحث درباره ساخت زیرساختهای انرژی جدید و مقابله با تغییرات اقلیمی شده است؛ تغییری که به نظر میرسد حتی با وجود فشارهای سیاسی فعلی، بهسادگی از بین نخواهد رفت.







































































































