قهرمانی با کلاهخود در کهکشان
هانی آرزوی قهرمان شدن دارد، اما هنوز کسی او را جدی نمیگیرد. یک اتفاق عجیب مسیر زندگیاش را عوض میکند و او به جای یک میمون فضانورد سر از سیارهای درمیآورد که آب در آن حکم طلا را دارد. آنجا با دریا همراه میشود و قصه کمکم شکل یک ماجراجویی ابرقهرمانی پیدا میکند. امتیاز اصلی فیلم، پیوند همین جهان فانتزی با نشانههای آشنای فرهنگ ایرانی است.
کلاهخود تعزیه در فضای کهکشانی دیگر یک وسیله تزئینی نیست و به بخشی از هویت هانی تبدیل میشود. مفهوم آب نیز هوشمندانه وارد قصه شده و میان ماجرای سیاره و لایه عاشورایی اثر پل میزند. هانی هم برگ برنده فیلم است. شیطنت دارد، اشتباه میکند، ادعای قهرمانی دارد و همین نقصها او را دوستداشتنی میکند. صداپیشگی زهرا سلیمی با لهجه ترکی نیز به این شخصیت هویت داده و او را میان انبوه کاراکترهای کودکانه قابل تشخیص کرده است.
سفینهای که زیادی بار زده
مشکل «سفینه نجات» کمبود ایده نیست، اتفاقاً ایده بیش از ظرفیت داستان دارد. فیلم میخواهد هم کمدی باشد، هم موزیکال، هم ماجراجویی فضایی، هم قصهای درباره خودشناسی و هم روایتی نمادین با ریشههای عاشورایی. نتیجه در بخشهایی جذاب است و در بخشهایی شلوغ. فیلمنامه گاهی میان این دنیاها با عجله جابهجا میشود و بعضی مفاهیم پیش … …




























































































