مسئله زمانی جدیتر میشود که کرمانشاه با وجود برخورداری از ظرفیتهای گسترده اقتصادی، مرزهای بینالمللی، منابع طبیعی، ظرفیتهای کشاورزی، صنایع بزرگ، نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده و موقعیت ویژه در مسیر تجارت منطقهای، همچنان در ایجاد فرصتهای شغلی پایدار با مشکل مواجه است. پرسش اساسی از مدیریت استان این است که چرا این ظرفیتها هنوز نتوانستهاند خود را در بازار کار نشان دهند و چرا فاصله میان ظرفیتهای اقتصادی کرمانشاه و واقعیت اشتغال مردم همچنان تا این اندازه زیاد است؟
سالهاست از ظرفیت مرزها، تجارت خارجی، گردشگری، کشاورزی، صنایع تبدیلی، مناطق صنعتی و سرمایهگذاری به عنوان موتورهای توسعه کرمانشاه سخن گفته میشود. جلسات متعددی برگزار شده، طرحهای مختلفی معرفی شده و وعدههای فراوانی درباره ایجاد اشتغال داده شده است، اما وقتی خروجی نهایی در مهمترین شاخص یعنی نرخ بیکاری خود را نشان میدهد، نمیتوان از مدیریت استان انتظار داشت صرفاً به ارائه گزارش عملکرد اکتفا کند.
نرخ بیکاری ۱۱.۹ درصدی باید برای مدیران استان یک مطالبه جدی ایجاد کند، نه صرفاً یک موضوع آماری. جوانی که سالها تحصیل کرده اما همچنان برای ورود به بازار کار با مشکل مواجه است، خانوادهای که درآمد پایدار ندارد و کارآفرینی که برای راهاندازی یا توسعه فعالیت اقتصادی خود با موانع متعدد روبهرو میشود، واقعیتهایی هستند که در پس این عدد قرار دارند. …
















