روزنامه شرق
آتش که خاموش شد، بازار رشت فقط بخشی از سراها، کاروانسراها، مساجد و حجرههایش را از دست نداد؛ لایهای از روایتهای زیسته شهری نیز در میان خاکسترها دفن شد. در چنین موقعیتی، نخستین واکنش طبیعی، بازگرداندن سریع فعالیت اقتصادی است؛ اما در یک بافت تاریخی، سرعت بازگشت نباید جایگزین اصول مرمت و احیا شود. مسئله اصلی این است که چگونه میتوان کالبد آسیبدیده را احیا کرد، بدون آنکه شواهد تاریخی و معماری آن در فرایند مداخله از بین برود.
آنچه پس از حریق دیماه سال گذشته در حال وقوع است، بیش از آنکه به «مرمت» شبیه باشد، پرسشهایی جدی درباره نحوه رعایت ضوابط بافت تاریخی ایجاد کرده است. در کاروانسرای ملک، بنا بر مشاهدات میدانی، در برخی حجرههای آسیبدیده، بهجای حفظ عناصر تاریخی، زیرزمینها حذف شده و مداخلات کالبدی در حال تغییر ساختار بناست. در پیرامون کاروانسرا نیز ساختوسازهای جدید، در مواردی خط آسمان بافت تاریخی را تحت تأثیر قرار دادهاند. اینها جزئیات ساختمانی ساده نیستند؛ هرکدام میتوانند بخشی از اصالت یک اثر و خوانایی منظر تاریخی را دستخوش تغییر کنند. مرمت، در ادبیات تخصصی حفاظت، معادل ساختن دوباره یک بنا نیست. نخستین اصل، شناخت و مستندسازی دقیق اثر پیش از مداخله است؛ یعنی بررسی اسناد تاریخی، برداشت وضع موجود، شناسایی مصالح، آسیبشناسی، تشخیص لایههای مختلف ساخت و تعیین عناصر اصیل و الحاقات متأخر.
پس از این مرحله، نوع مداخله باید براساس میزان آسیب و ارزش هر بخش تعیین شود. در یک اثر تاریخی نمیتوان برای همه اجزا یک نسخه واحد پیچید. بازار رشت یک مجموعه تجاری معمولی نیست؛ یک بافت تاریخی ثبتشده است که ارزش آن از پیوند میان راستهها، سراها، کاروانسراها، حجرهها و فضاهای ارتباطی شکل گرفته است. شماری از دانههای ارزشمند این مجموعه نیز بهصورت منفرد در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند؛ بنابراین مداخله در یک حجره یا کاروانسرا را نمیتوان مستقل از کلیت بافت ارزیابی کرد. در چنین ساختاری، هدف مرمت صرفا بازگرداندن قابلیت استفاده بنا نیست؛ حفظ اصالت، مصالح، فرم، تناسبات و سازمان فضایی آن نیز بخشی از فرایند حفاظت است. در کاروانسرای ملک، مسئله دقیقا از همینجا جدی میشود. …




















































































































