دولت ترامپ در این مرحله تنها تجارت مستقیم را هدف نگرفته و شبکههای مالی، صرافیها و شرکتهای واسطه مرتبط با تهران نیز در دامنه فشار قرار گرفتهاند. امارات نیز در پی فشارهای واشنگتن، مبادلات مالی و اقتصادی با ایران را محدود کرده و احتمال تشدید این محدودیتها وجود دارد. به گفته سیاستگذاران، در چنین شرایطی باید به سمت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و مالی رفت تا وابستگی به یک مسیر مشخص کاهش یابد. به این ترتیب، دبی از یک مسیر تجاری مهم به یکی از نقاط اصلی تقابل اقتصادی تهران و واشنگتن تبدیل شده است. تجارت زیر فشار ترامپ
دولت ترامپ در تازهترین مرحله فشار اقتصادی، دامنه سیاست خود را از تحریم مستقیم ایران فراتر برده و کشورها و مجموعههایی را نیز هدف گرفته که به ارتباط اقتصادی با تهران ادامه میدهند. دونالد ترامپ در اظهارات اخیر خود از آغاز یک عملیات اقتصادی گسترده علیه ایران خبر داده و هشدار داده است کشورهایی که به موسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهند به ایران مسیرهای اقتصادی بدهند، با پیامدهای اقتصادی روبهرو خواهند شد. ترامپ در این موضعگیری، نفتفروشی، انتقال پول، خطوط سوآپ، صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای واسطه را از جمله مسیرهایی دانسته که باید محدود شوند. او همچنین از متحدان آمریکا خواسته در اجرای این سیاست همراه واشنگتن باشند.
همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از اعمال محدودیتهای جدید علیه اقتصاد ایران خبر داده و گفت واشنگتن در روزهای آینده اقدامات تازهای را اجرا خواهد کرد. این فشارها در شرایطی مطرح شدهاند که جنگ به مرز ۶ ماه نزدیک شده و مذاکرات میان تهران و واشنگتن نیز به نتیجه نهایی نرسیده است. مهلت ۶۰روزه تعیینشده در تفاهم ژوئن میان دو طرف در روز دوشنبه پایان یافت، بدون آنکه توافقی برای حل اختلافات یا بازگشایی کامل تنگه هرمز شکل بگیرد. تنگه هرمز در این معادله اهمیت ویژهای دارد، چرا که حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در رفتوآمد کشتیها میتواند بازار انرژی و تجارت منطقه را تحتتاثیر قرار دهد. از همین رو، سیاست اقتصادی واشنگتن در کنار فشار بر منابع مالی ایران، مسیرهای تجارت و حملونقل را نیز هدف گرفته است. دروازه در تله تحریم
در میان مسیرهایی که در این سیاست اهمیت پیدا کردهاند، دبی جایگاه متفاوتی دارد. روابط تجاری و اقتصادی ایران و امارات طی دهههای گذشته گسترده بوده و این کشور به یکی از مهمترین مبادی ورود کالا به ایران تبدیل شده است. بر اساس دادههای سازمان تجارت جهانی، امارات در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد واردات ایران را تامین کرده که ارزش آن حدود ۲۱میلیارد دلار بوده است. دبی علاوه بر تجارت کالا، در حوزه خدمات مالی، صرافیها، تجارت مجدد و فعالیت شرکتهای واسطه نیز نقش مهمی داشته است. بخشی از شرکتهای فعال در تجارت منطقهای از ساختارهای تجاری مستقر در امارات برای انجام معاملات بینالمللی استفاده میکنند.
گزارشها نشان میدهد واشنگتن در سالهای گذشته نیز تلاش کرده مسیرهای مالی مرتبط با ایران را در امارات محدود کند. در این چارچوب، شرکتهای واسطه و ساختارهای تجاری مختلف مورد توجه تحریمهای آمریکا قرار گرفتهاند. با این حال، گستردگی فعالیتهای تجاری در دبی اجرای یک محدودیت فراگیر را دشوار میکند. دبی بخش مهمی از اعتبار خود را از جایگاه آن بهعنوان یک هاب جهانی تجارت، سرمایه و صادرات مجدد به دست آورده است. به همین دلیل، افزایش فشار بر تجارت با ایران برای اقتصاد امارات نیز بدون هزینه نیست. سیاستگذاران اماراتی از یکسو با فشار واشنگتن روبهرو هستند و از سوی دیگر باید جایگاه تجاری دبی را حفظ کنند. این ملاحظه باعث شده رویکرد ابوظبی بهصورت مرحلهای پیش برود. محدودیت در حملونقل کالا و تجارت مستقیم میتواند نخستین مرحله باشد و در صورت ادامه تنشها، دامنه اقدامات به شرکتها و شبکههای مرتبط با ایران گسترش پیدا کند. پول ایران در جاده واسطهها
یکی از صرافیهای فعال در امارات در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» تاکید کرد که پس از دو دوره جنگ با ایران، بهویژه جنگ ۴۰روزه، فضای فعالیت صرافیها در دبی پرریسکتر شده است. افزایش نظارتها و محدودیتهای عملیاتی، در کنار نگرانی از تمدید نشدن ویزای کاری یا اعمال جریمه، هزینه فعالیت صرافیها را بالا برده و ریسک ادامه کار را بیشتر کرده است. این تغییرات در روند انتقال پول میان ایران و امارات نیز خود را نشان داده است. صرافیها حالا برای جابهجایی وجوه با محدودیتهای بیشتری روبهرو هستند و بخشی از نقلوانتقالات میان دو کشور از مسیرهای غیر مستقیم و با واسطه کشورهای ثالث انجام میشود. این تغییر مسیر، هزینه و پیچیدگی مبادلات را افزایش داده است. با وجود این فشارها، فعالیت صرافیها متوقف نشده و شواهد از ادامه جریان مبادلات میان دو کشور حکایت دارد. به نظر میرسد محدود کردن این مسیر برای دبی نیز بدون هزینه نخواهد بود، زیرا هرچه فشار بر تجارت و مبادلات ایران افزایش یابد، بخشی از فعالیت اقتصادی مرتبط با این بازار نیز از دبی فاصله میگیرد. بازی دوسر باخت امارات
اهمیت امارات فقط به نقشی که در تجارت و مبادلات مالی ایران دارد محدود نمیشود. فشار واشنگتن، خود این شهر را نیز در موقعیت دشواری قرار داده است. امارات از یک سو برای محدود کردن مسیرهای مالی و تجاری ایران تحت فشار آمریکا قرار دارد و از سوی دیگر نمیخواهد جایگاه دبی بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تجارت منطقه آسیب ببیند. همین دوگانگی، دبی را وارد یک بازی دوسر باخت کرده است. از سوی دیگر، ساختار مالی و تجاری این شهر بهگونهای است که شبکههای متنوعی از بانکها، صرافیها، شرکتهای تجاری و مناطق آزاد در آن فعالیت میکنند. همین تنوع، اجرای یک سیاست محدودکننده فراگیر را پیچیده میکند. در راستای این بحث، اریک آلتر، رئیس آکادمی دیپلماتیک انور قرقاش در ابوظبی، تاکید کرد که دولت امارات میتواند فعالیت بانکهای رسمی و رفتوآمد در بنادر اصلی را محدود کند، اما نظارت کامل بر همه شرکای تجاری، مناطق آزاد و حرکت شناورهای کوچک در ۷ امارت کار سادهای نیست.
این وضعیت برای واشنگتن نیز چالش ایجاد میکند. هدف آمریکا آن است که مسیرهای تامین مالی و تجاری ایران را تا حد امکان محدود کند، اما اجرای چنین سیاستی به همکاری گسترده امارات نیاز دارد. از سوی دیگر، امارات نیز نمیخواهد جایگاه دبی بهعنوان یک مرکز تجاری بینالمللی آسیب ببیند. با این حال، مسیر سیاست امارات هنوز به سمت قطع همه ارتباطات اقتصادی با ایران نرفته است. مقامات این کشور تلاش دارند میان فشارهای آمریکا و حفظ کانالهای ارتباطی با تهران تعادل ایجاد کنند. چنین رویکردی به ابوظبی اجازه میدهد در صورت تغییر شرایط سیاسی، همچنان امکان گفتوگو و تعامل را حفظ کند.
در سوی دیگر، اقتصاد ایران نیز در سالهای گذشته تجربه گستردهای از تنوعبخشی به مسیرهای تجارت خارجی داشته است. اکنون با فشارهای تازهای که واشنگتن وارد کرده، این روند میتواند سرعت بیشتری بگیرد و اهمیت مسیرهای جایگزین در تجارت و تامین مالی را افزایش دهد. در این میان، نتیجه مچاندازی تهران و واشنگتن تنها به تصمیمهای سیاسی دو طرف وابسته نیست و واکنش امارات نیز نقش تعیینکنندهای خواهد داشت. دبی امروز در نقطهای قرار گرفته که منافع سه بازیگر بزرگ در آن به هم رسیدهاند. آمریکا میخواهد مسیرهای مالی و تجاری ایران را محدود کند. ایران به دنبال حفظ دسترسی خود به تجارت و منابع ارزی است. امارات نیز میخواهد هم فشار واشنگتن را مدیریت کند و هم جایگاه دبی را در اقتصاد منطقه حفظ کند. به همین دلیل، آینده این گلوگاه تجاری میتواند یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد ایران در ماههای پیشرو باشد این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد




















































































































