دکتر جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل معتقد است که پیوند خوردن اراده سیاسی و قدرت نظامی اثبات شده در تهران سبب شده ترامپ در برابر این دو گزینه قرار گیرد: «ادامه جنگ و فاجعه بزرگتر یا پذیرش شکست و دادن امتیازات بزرگ به ایران». او مدعیست جنگ علیه ایران، بزرگترین فاجعه در تاریخ سیاست خارجی آمریکاست که اضمحلال پایگاهها، جایگاه و اعتبار واشنگتن در منطقه، کوچکترین پیامد آن بوده است. استیصال و اظهارات نابخردانه ترامپ و رقم زدن بزرگترین فاجعه تاریخ سیاست خارجی آمریکا
مرشایمر معتقد است فرصت برای خروج آبرومندانه آمریکا از جنگ علیه ایران، تقریبا از دست رفته است و ترامپ اکنون در وضعیتی قرار گرفته که در عمل امکان اعلان پیروزی محدود هم برایش مقدور نیست؛ بنابراین او هیچ ابتکارعملی در اختیار ندارد و این جنگ به یک شکست قاطع و فاجعهبار برای آمریکا منتهی خواهد شد که در آینده از آن بهعنوان یکی از بزرگترین فاجعههای سیاست خارجی تاریخ آمریکا یاد میشود.
او رفتارهای ترامپ را متناقض و اظهارات او را نابخردانه توصیف کرده و تأکید میکند اینها همگی حاکی از بنبست و استیصالی هستند که ترامپ در آن گرفتار شده است. ایران در موقعیتیست که میتواند شرایط پایان جنگ را بر آمریکا تحمیل کند
مرشایمر توضیح میدهد که موازنه قدرت در جنگ اکنون به سود ایران تغییر کرده و تهران ابتکار عمل بیشتری در تعیین مسیر درگیری در اختیار دارد؛ بهویژه پس از پایان مهلت ۶۰روزه تفاهم، ایران میکوشد شرایط پایان جنگ را خودش تعیین کند.
از نگاه او، تنگه هرمز مهمترین اهرم فشار ایران در این وضعیت است که بازگشایی آن را به پذیرش مطالبات کلیدی خود از سوی آمریکا مشروط کرده است. مرشایمر تأکید میکند که اگر آمریکا برای بازگشایی تنگه مجبور شود ابتدا این خواستهها را بپذیرد، در عمل بخش عمده اهرم چانهزنی خود را از دست میدهد و مسئله هستهای به امری حاشیهای تبدیل خواهد شد. محاصره دریایی هم نمیتواند ترامپ را از بنبست فعلی خارج کند
مرشایمر مدعیست که ناتوانی آمریکا از بازگشت به یک کارزار هوایی گسترده و بالتبع ورود به یک جنگ فرسایشی، باعث شده واشنگتن به محاصره دریایی روی آورد؛ اما مشکل اساسی این است که محاصره، اگر قرار باشد ایران را واقعاً وادار به عقبنشینی و پذیرش خواستههای آمریکا کند، باید برای مدت طولانی ادامه یابد و چنین کاری از توان فعلی نیروی دریایی آمریکا خارج است.
به گفته او، نیروی دریایی آمریکا به شدت تحت فشار و فرسوده شده و برای اجرای یک محاصره طولانیمدت آمادگی ندارد؛ ضمن اینکه محاصره اساساً ابزاری سریع برای پایان جنگ نیست و ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان ببرد.
مرشایمر نتیجه میگیرد تصور اینکه واشنگتن بتواند از طریق محاصره ایران را به تسلیم وادار کند، یک محاسبه نادرست و راهبردی گمراهکننده است. محدودیتهای نظامی آمریکا، بهویژه بحران مهمات و فرسودگی ظرفیتهای عملیاتی، در عمل دست ترامپ را بسته و باعث شده گزینههای نظامی مؤثر برای تغییر موازنه به حداقل برسد؛ او معتقد است که این وضعیت در نهایت آمریکا را بیش از پیش به سمت پذیرش بخش عمده مطالبات ایران سوق میدهد.
تغییر رویکرد ایران از واکنش به کنش فعال کاملاً آشکار است
مهمترین بخش این گفتگو، توضیحات مرشایمر در رابطه با تغییر رویکرد ایران نسبت به جنگ است. او معتقد است تغییر رویکرد ایران از حالت واکنشی به یک رویکرد تهاجمی، همراه با تشدید فشار نظامی بر آمریکا و متحدان منطقهای آن، میتواند مرحله بعدی جنگ را شکل دهد.
به گفته او، حکومت در ایران اکنون به این نتیجه رسیده که «حمله بهترین دفاع است»؛ بنابراین تهران احتمالاً تلاش کند ابتکار عمل را بیش از پیش در دست گرفته و فشار در تنگه هرمز را تشدید کند، همکاری خود را با انصارالله برای محدود کردن تردد در بابالمندب، افزایش دهد، تأسیسات نفتی و بنادر مهم مرتبط با منافع آمریکا را هدف قرار دهد و حملات به پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه را نیز در دستور کار قرار دهد.
از نگاه او، چنین اقداماتی فشار بر اقتصاد جهانی را افزایش داده و انگیزه آمریکا را برای پایان دادن به جنگ تقویت میکند. قدرت موشکی ایران دلیل اصلی پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه است
مرشایمر تخریب اعتماد و رابطه امنیتی میان آمریکا و کشورهای خلیج فارس را ازجمله پیامدهای جدی این جنگ میداند. پایگاههای آمریکایی نهتنها نتوانستند بازدارندگی و امنیت برای کشورهای میزبان به همراه داشته باشند بلکه خسارات اقتصادی و سیاسی ملموسی هم برای ایشان به بار آوردند.
استاد دانشگاه شیکاگو تأکید میکند که مسئله اکنون تمایل کشورهای منطقه برای پذیرش مجدد پایگاههای آمریکا نیست، بلکه خود واشنگتن نیز انگیزه چندانی برای بازسازی این پایگاهها ندارد، زیرا بازسازی آنها هزینه بسیار سنگینی دارد و در صورت وقوع جنگی دیگر، نابودی آنها قطعی است.
از دید مرشایمر، ارتقای چشمگیر توان موشکی ایران، ازجمله موشکهای بالستیک و کروز دقیق، مانورپذیر و مجهز به کلاهکهای قدرتمند، باعث شده بازگرداندن پایگاههای آمریکا به خلیج فارس بسیار پرهزینه و از نظر امنیتی دشوار باشد؛ بنابراین، این جنگ مهر خاتمهای بر حضور نظامی آمریکا در منطقه زد و او را از جایگاه ضامن امنیتی منطقه، به زیر کشید.
انتهای پیام/




















































































































