به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، تا همین چندی پیش، چنین تصور میشد که جهان در مسیری بهسوی ساختاری مدنیتر و متوازنتر گام برمیدارد. انتظار کارشناسان این بود که پیامد فرجامین جنگ سرد، چیرگی و تثبیت نظمی قاعدهمند بر سپهر بینالملل باشد.
تصور عمومی بر آن قرار داشت که با هدایت ابرقدرتی با رویکرد باز، هنجارهای چندجانبه و پیوندهای تعاملی جایگزین مناسبات آشوبزده گذشته شوند. گرچه این نگرش نویدبخش افقی روشن بود، اما در آزمون تحولات بعدی جنبهای ذهنی و خیالی پیدا کرد.
امروزه شواهد گریز از قواعد و تضعیف چارچوبهای حقوقی در گستره بینالمللی آشکارا رخ نموده است؛ بهگونهای که تهاجمهای مرزی، گسترشطلبی ارضی و اعمال ابزارهای قهری و استثمار اقتصادی با شدتی فزاینده جریان دارد. تمکین در برابر اصول حقوق بینالملل و اعتبار سازمانهای فراملی رو به زوال گذاشته و سازوکارهای ناظر بر مهار تسلیحات با بنبست روبهرو شدهاند.
قدرتهای مسلط بار دیگر الگوهای سلطهگرایانه گذشته را دنبال میکنند و ایالات متحده نیز بهسمت ترجیح منافع ملی محدود خود بر پاسداری از موازنههای بینالمللی گرایش یافته است. همراستا با سست شدن هنجارهای جهانی، اقتدارگرایی سیاسی در عرصه داخلی کشورها ارکان نهادها و موازنههای قانونی را تضعیف کرده است.
فرجام محتمل این مسیر، شکلگیری بستری در نظام بینالملل است که میتوان آن را به مثابه «بهشت گانگسترها» توصیف کرد؛ فضایی که در آن حقوق بینالملل کارایی خود را از دست داده و اعمال قدرت عریان سرنوشت مناسبات را معین میسازد. جهان پس از رؤیای نظم آمریکایی …




















































































































