اما این پرسش، اگر قرار باشد جدی و تاریخی به آن نگاه کنیم، یک پاسخ ساده ندارد، چرا که تاریخ معاصر ایران بهویژه تاریخ جنگ تحمیلی، پر است از نامهایی که اگر قرار بود شناسنامه معیار نهایی تعلق باشد، بسیاری از آنها نباید در حافظه دفاع از ایران جایی میداشتند.
واقعیت این است که ایران در سختترین روزهایش فقط به دست ایرانیهایی که در این جغرافیا متولد شده بودند دفاع نشد. شاید یکی از روشنترین نمونهها، رزمندگان عراقی باشند؛ مردانی که نهتنها از کشور خود گریخته بودند، بلکه در برابر رژیم بعث صدام ایستادند و در کنار ایران جنگیدند.
لشکر ۹ بدر که با حضور مجاهدان و نیروهای عراقی شکل گرفت، یکی از مهمترین نمونههای این حضور بود. رزمندگان عراقی این یگان در کنار نیروهای ایرانی در عملیاتهای مختلف حضور داشتند. در رأس این جریان، نام شهید اسماعیل دقایقی قرار دارد؛ فرمانده ایرانی که مسئولیت تشکیل و سازماندهی نیروهای عراقی را بر عهده گرفت و بعدها سپاه بدر به یکی از میراثهای مهم دوران دفاع مقدس تبدیل شد.
اینجا یک پرسش تاریخی شکل میگیرد، اینکه میتوان گفت آن عراقی که در برابر ارتش بعث ایستاد و در کنار سرباز ایرانی جنگید، چون ایرانی نبود، حقی نسبت به دفاع از ایران نداشت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، بخش مهمی از تاریخ دفاع مقدس را باید از نو نوشت.
افغانستانیهایی که نامشان در خاکریزهای ایران ماند
داستان به عراق ختم نمیشود. در سالهای دفاع مقدس، گروهی از رزمندگان افغانستانی نیز در کنار نیروهای ایرانی حضور داشتند. آنها در سالهای نخست جنگ، گاه به صورت داوطلبانه و در قالب یگانهای مختلف در جبههها حاضر شدند و بعدها با سازماندهی مستقل، تیپ ابوذر شکل گرفت؛ یگانی متشکل از رزمندگان افغانستانی که در مناطق عملیاتی بهویژه محور غرب حضور داشت.نامهایی همچون شیرمحمد عسکری، علی رحیمی، غلامعلی فاضلی، اقبال حیدری و غلامسخی ناصری تنها بخشی از فهرست شهدای افغانستانی دفاع مقدس هستند.
آنها در ایران متولد نشده بودند، اما در خاک ایران جنگیدند. آنها در کنار ایرانیها سنگر گرفتند و برخی از آنها همینجا به شهادت رسیدند.
در بررسی نامهای غیر ایرانی که برای ایران جنگیدند، شاید هیچ نمونهای به اندازه کمال کورسل نمیتواند مفهومی که در روزهای اخیر در شبکههای مجازی مطرح شده است را به چالش بکشد. ژروم ایمانوئل، معروف به کمال کورسل، متولد فرانسه بود، او در کشورش با اسلام آشنا شد، با معارف انقلاب اسلامی و اندیشه امام خمینی(ره) ارتباط پیدا کرد، راهی ایران شد و در قم به تحصیل علوم اسلامی پرداخت.
کمال کورس در نهایت به جبهه رفت و در سال ۱۳۶۷، در جریان عملیات مرصاد، به شهادت رسید. او حالا در گلزار شهدای قم آرمیده است؛ همان جایی که مزار بسیاری از شهدای ایرانی دفاع مقدس قرار دارد.
این شهید فرانسوی اصل آخرین جغرافیای زندگیاش، ایران بود و آخرین فصل زندگیاش را نه در پاریس، بلکه در دفاع از این سرزمین نوشت.
مسئله فقط سرباز روحالله نیست
حالا به نقطه آغاز بازگردیم به سرباز روحالله رضوی به اینکه او در کشمیر متولد شده است، به اینکه در ایران متولد نشده و به اینکه عدهای همین موضوع را به دستاویزی برای زیر سؤال بردن صلاحیت او برای سخن گفتن درباره ایران تبدیل کردهاند، اما اگر قرار باشد این منطق را تا انتها ادامه دهیم، باید تکلیفمان را با بخش بزرگی از تاریخ مشخص کنیم.
باید به خانواده شهدای افغانستانی دفاع مقدس توضیح بدهیم که چرا عزیزشان با وجود آنکه در ایران متولد نشده بود، در خاک ایران جنگید. باید به روایت زندگی رزمندگان عراقی بگوییم چرا در برابر صدام ایستادند و شاید بیش از همه، باید مقابل مزار کمال کورسل ایستاد و از خود پرسید، این مرد فرانسوی، دقیقاً چه زمانی ایرانی شد؟
کد مطلب 999297
















