رهبر انقلاب بعد از انتخاب به رهبری در اولین پیام به ملت فرمودند این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهدای شما صرفنظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشّأن انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملّت که توسّط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلّی برای پروندهی انتقام است.
اما با تکیه بر سنت آزاداندیشی و عقلانیت حاکم بر منظومه فکری انقلاب اسلامی، میتوان افق تازهای از مفهوم «انتقام و بازدارندگی» را گشود؛ مفهومی فراتر از صرف کنشهای مقطعی فیزیکی که حذف فیزیکی این دو قاتل جانی اثر زیادی بر آن مترتب نیست و نسل صهیون های کودک کش بر نخواهد افتاد . «ما در سوگ امام شهید، به جای انتقامِ پیکارگر، انتقامِ بیدارگر را برگزینیم؛ انتقامی که با درایتِ جانشینِ رشیدرهبرشهید، به ساختن، رشد و تعالی جامعه داخلی و خارجی منتهی شود. ولی آیا انتقام فیزیکی و حامیان این موضع، تمام جوانب، تبعات و معادلات پیچیده بینالمللی را محاسبه کردهاند؟
برای پاسخ به این پرسش و پیشگیری از خطاهای پرهزینه محاسباتی، بازخوانی چند واقعیت ملموس در ساحت افکار عمومی جهان، منافع ملی و عقلانیت اسلامی و لزوم توسعه بخشی آرمان های رهبر شهید ضروری است:
۱. هدررفت سرمایه نمادین «مظلومیت» در نظام بینالملل
افکار عمومی جهان و حتی وجدانهای بیدار در نهادهای مستقل، زمانی با یک ملت اعلام همبستگی و همدلی میکنند که آن ملت در جایگاه «مظلوم» و «قربانی تجاوز آشکار» قرار داشته باشد. تاریخ نشان داده است که موضع حقطلبی اخلاقی و استناد به مظلومیت، بزرگترین ابزار خلعسلاح روانی دشمن در عرصه دیپلماسی عمومی است. اما فرو افتادن در دام واکنشهای تلافیجویانه فاقد پشتوانه ، این تصویر مشروع را مخدوش کرده و جایگاه کشور را از یک «قربانی تجاوز» به «یکی از طرفین منازعه در آستانه بحرانی فراگیر» تقلیل میدهد.
۲. کشاندن کشور به زمین بازی جنگطلبان و خطر نزاع منطقهای …



















