نخست، لفاظیها آغاز شد؛ لفاظیهایی آمیخته با ناآگاهی و این تصور که میتوان اقدام نظامی آمریکا در ونزوئلا را در ایران نیز تکرار کرد. آن حملات هوایی اولیه که با هماهنگی اسرائیل انجام شد، چنانکه اکنون مشخص شده، با بسته شدن تنگه هرمز پایان یافت؛ وضعیتی که عرضه جهانی نفت و گاز را به رشتهای هرچه باریکتر آویخت.
اکنون نوبت انفعال است؛ ناتوانی در واکنش به پیشروی حوثیها در بابالمندب، با اتکا به حمایت نظامی و تامین مالی گسترده تهران، و خودداری از کمک به متحد اسمی آمریکا، عربستان سعودی، برای بازگرداندن نظم پیشین در یمن؛ سرزمینی که همواره یکی از نقاط بحرانی منطقه بوده است. حوثیها پیش از این نیز با تصرف جزیره میون و بندر المخا، بخشی از کنترل این تنگه را در اختیار داشتند، اما اکنون سلطه آنها بر بابالمندب تقریبا کامل شده است.
نتیجه این ۲ تصمیم روشن است: رئیسجمهوری آمریکا عملا به تهران کمک کرده است کنترل ۲ گلوگاه دریایی حیاتی برای اقتصاد جهان را در اختیار بگیرد؛ اقدامی که به افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و تضعیف بیشتر چشمانداز حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر منجر شده است. همه این اتفاقات نیز در کمتر از ۶ ماه رخ داده است.
به گزارش «آکسیوس»، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، پنجشنبه گذشته ۲ بار با کاخ سفید تماس گرفت و خواستار نقشآفرینی بیشتر آمریکا در مقابله با حوثیها و شبهنظامیان نزدیک به ایران در عراق شد؛ گروههایی که تردد در خط لوله شرق ـ غرب عربستان را متوقف کردهاند. اما درخواست او بینتیجه ماند. ترامپ نهتنها درخواستهای او را نادیده گرفت، بلکه موضعی کاملا منفعلانه اتخاذ کرد؛ گویی این موضوع ارتباطی با واشنگتن ندارد. نشانههای اضطرار
اشتباهات خود ترامپ اکنون دست رئیسجمهوری جمهوریخواه آمریکا را در خاورمیانه بسته است. جنگ ویرانگر با ایران که به بسته شدن تنگه هرمز انجامید، همچنان این آبراه را مسدود نگه داشته است؛ هرچند ترامپ بارها خلاف آن را ادعا کرده است. …



































































































































































