درست است که رهبری انقلاب با آیتالله خمینی بود اما امام از ایران دور بود و نماد روحانیت انقلابی نزد مردم کسی جز سید محمود طالقانی نبود و گزاف نیست اگر گفته شود بعد از آن که در 4 آبان 1357 مورد عفو قرار گرفت و به اتفاق دو روحانی مبارز دیگر ( آیت الله حسینعلی منتظری و آیتالله حسن لاهوتی) از زندان آزاد شدند استقبال از او به مراتب بیشتر بود با آن که آقای منتظری به لحاظ مرتبۀ فقهی به مراتب بالاتر و در جایگاه مرجعیت بود و آقای لاهوتی شکنجه جسمی و دست کم آزار بدنی هم دیده بود اما طالقانی حس و حال دیگری داشت و این سخن آخر را تنها کسانی می توانند دریابند که او را از نزدیک دیده بودند.
در همین کتابی که دکتر عباس میلانی در خارج از کشور نوشته و چاپ شده و همه میدانیم چه نسبتی با جمهوری اسلامی دارد و چه زمانی که به عنوان مبارز چپ با رژیم شاه در تقابل بود و چه حالا که مقابل جمهوری اسلامی و حتی متمایل با سلطنت طلبان است و علاقه و ارادتی به روحانیون ندارد اما یکی از سی چهرۀ او سید محمود طالقانی است و و دورانی که در زندان با هم بوده اند و مینویسد:
از همان روز اول که به بند "آقایان" در اوین آمدم دریافتم او با بقیۀ روحانیون تفاوت دارد. تبار او به نایینی برمی گشت که می کوشید تشیع را با دموکراسی سازگار کند.
عباس میلانی البته در پایان این گفتار به طعنه مینویسد طالقانی از تبار نایینی بود ولی عملا جاده صافکن اندیشۀ شیخ فضلالله نوری شد. این ادعا در حالی است که در تمام 47 سال بعد از درگذشت طالقانی جدال دو اندیشه ادامه داشته و نمیوان گفت تفکر ضد مشروطۀ شیخ فضلالله به تمامی غلبه کرده هر چند قوی تر شده و چهره هایی چون مصباح یزدی و میرباقری به صراحت از آن دفاع می کردند و می کنند.
غرض از این یادداشت البته نه صرف یادکرد یک چهره سیاسی و روحانی مشهور که در تنها انتخاباتی که شرکت کرد بالاترین رأی را به دست آورد که دو نکتۀ دیگر است: …

































































































