جنگ یک «آستانه اقتصادی» و یک «آستانه اجتماعی» دارد که ضرورتا با «آستانه تهدید نظامی» یکسان نیست. آیا آستانه درد میتواند کشورها را تحریک و افکار عمومی را متقاعد کند که با ایران وارد جنگ شوند؟ هرچند مقصران اصلی جنگ در جایی دورتر به انتظار نشستهاند تا این کشورها همدیگر را بِدَرند. بنابراین پرسش امنیت ملی این است: چه سطحی از اختلال اقتصادی، انرژی، غذایی، زیرساختی یا امنیتی میتواند در هر یک از این کشورها هزینه عدم پاسخ به ایران را از هزینه ورود به جنگ بیشتر کند؟ به بیان دیگر، برای این کشورها چه زمانی هزینه جنگ با ایران کمتر از هزینه صلح است؟ برای پاسخ به این پرسش ضروری است تا «آستانه درد اقتصادی» که مستقیما اقتصاد خانوار در این کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد، ارزیابی کرد. این آستانه را با چند متغیر مهم میتوان ارزیابی کرد: انرژی، مواد غذایی و زیرساختها. این ارزیابی بهویژه از آنرو مهم است که اخیرا حوثیها موفقیتهایی در صحنه نبرد کسب کردهاند. بنابراین برای درک الگوی تحلیلی تصمیمگیران امنیت ملی در ایران، بررسی میکنیم که چگونه «هزینه اقتصادی قابل تحمل این سه کشور» به «تهدید امنیت ملی» برای ایران تبدیل میشود و چگونه موفقیتهای حوثیها این آستانه را تغییر میدهد. گزارشهای منابع معتبر رسانهای نشان میدهد بهبود چشمگیر موقعیت حوثیها نسبت به مسیر دریایی استراتژیک، کاهش تردد کشتیرانی از بابالمندب و همزمان افزایش قیمت نفت، انتقال شوک انرژی به تورم و هزینه حملونقل جهانی را بیش از پیش محقق کرده است.
1. پاکستان؛ «آستانه درد امنیت ارزی-غذایی» …



































































































































































