این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
بخشی از این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
خاطرهای از سرهنگ محمدرضا اکبری رئیس وقت پلیس آگاهی استان گلستان:
متهم وقتی فهمید دیگر راه فراری ندارد، شروع به اعتراف کرد. روز اول به یک قتل اعتراف کرد. اما فردای آن روز، پرونده دیگری را مطرح و به قتل دیگری اعتراف کرد
و روز بعد...
هر بار که روبهرویم مینشست، انگار بخشی از یک پازل چندساله را روی میز میگذاشت. «پنج سال پیش برای سرقت سه گوسفند رفتیم. صاحب گوسفندها با چاقو به من حمله کرد. مجبور شدم با شلیک گلوله او را بکشم.»
«به یکی مواد فروختم اما پولش را نمیداد. یک شب اسلحه را برداشتم و سر و صورتم را پوشاندم و با همدستم رفتیم سراغش. میدانستم که مسیر عبورش کجاست و شبانه آنجا کمین کردیم. وقتی آمد، بچه 2 سالهاش هم روی موتور بود. آن شب راهش را بستیم و من با گلوله او را مقابل … …




























![قیمت پوکه معدنی قروه [+لیست قیمت]](/news/u/2026-06-14/didarnews-aztio.jpg)





























































