خیالتان راحت! به محض این که با چند نفر از دوستانتان در اولین فرصت دور هم جمع شدید، به شلوغ ترین خیابان شهرتان بروید و بددهان ترین دوستتان را بفرستید وسط خیابان تا بی توجه به مردم و چراغ راهنمایی و رانندگی شروع کند به انجام شوخیهای مربوط و نامربوط، کنایههای دوپهلو و حتی شوخیهای جنسی با شما و دیگران، مطمئن باشید اتفاق خاصی نمیافتد.حتما از خواندن این چند جمله بسیار تعجب کرده اید و با خودتان می گویید مملکت قانون دارد و این کار بی مجازات نمی ماند؛ حالا یا از سوی مردم و یا نهادهای رسیدگی کننده. اما واقعیت این است که این حجم از هرج و مرج این روزها روی برخی صحنه های تئاتر با همین کیفیت که به آن اشاره شد، اتفاق می افتد.
البته باید به این نکته اشاره کنیم که هدف از نوشتن این گزارش این نیست که از فردا برخی از مسئولان فرهنگی ذره بین بردارند و بسیاری از اجراها را به همین بهانه تعطیل کنند. همین حالا که این سطرها را می خوانید، گروههایی هستند که سوءاستفاده ها را شروع کرده اند و نمایش های بی سرو تهی را با برچسب «تئاتر» روی صحنه برده اند؛ با مجوز، در سالن، با بلیت و البته با تماشاگرهای زیاد. متاسفانه این آثار هم میفروشد و همین پرفروش بودن، ظاهراً بهترین استدلال برای ادامه ماجراست .شاید بگویید خب این موضوع چه اشکالی دارد؟ در ادامه با هم چند آسیب را مرور می کنیم.
هرکالای پرفروشی ارزشمند نیست
ماجرا ازاین قرار است که در سال های اخیر برخی آثار با عنوان نمایش یکی پس از دیگری، با فرمولی کموبیش مشابه: شوخیهای جنسی، موقعیتهای دوپهلو، چند جمله برای گرفتن خنده و داستانی که گاهی در لابهلای همین شوخیها گم میشود، قارچ گونه در حال رشد هستند و به آثاری پرفروش تبدیل شده اند؛ اما هر کالای پر فروشی ارزشمند نیست.
چه کسی به این نمایشها مجوز میدهد؟
یکی از مشکلات این جاست که در بیشتر موارد، مخاطب بدون این که تصویر دقیقی از محتوای اثر داشته باشد، بلیت میخرد و وارد سالن میشود. آن وقت ممکن است خانوادهای همراه فرزند یا نوجوانش پای نمایشی بنشیند که بخش مهمی از شوخیهای آن حول موضوعاتی میچرخد که اساساً برای همه گروههای سنی مناسب نیست.همه ما این را قبول داریم که تئاتر قرار نیست همیشه کلاس درس باشد. …































































