پژوهشگران در شبیه سازی رایانه ای نیز خستگی را به عنوان یکی از نقاط بالقوه مداخله در هر سه گروه شناسایی کردند. البته این بخش شبیه سازی است و نباید با نتیجه یک کارآزمایی درمانی واقعی اشتباه گرفته شود. اینجا یک سوال مهم درباره شخصیت مطرح می شود.
آیا یک نوجوان با ویژگی شخصیتی خاص ممکن است افسردگی را متفاوت تجربه کند؟
پاسخ علمی فعلا این است: احتمال دارد، اما این مطالعه جدید شخصیت را مستقیما اندازه نگرفته است. پژوهش های قبلی نشان داده اند ویژگی هایی مانند نوروتیسیزم، برون گرایی و وظیفه شناسی با تفاوت در خطر علائم افسردگی ارتباط دارند. در یک تحلیل فردی از ۱۰ مطالعه آینده نگر، نوروتیسیزم بالاتر و برون گرایی و وظیفه شناسی پایین تر با افزایش علائم افسردگی همراه بودند.
در نوجوانی این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می کند، چون شخصیت هنوز در حال شکل گیری است و محیط، روابط خانوادگی، همسالان و تجربه های آسیب زا می توانند روی نحوه بروز مشکلات روانی اثر بگذارند. پس نباید به نوجوان برچسب بزنیم و بگوییم او ذاتا افسرده است یا شخصیت افسرده دارد.
بهتر است بپرسیم: کدام نشانه بیشتر از بقیه زندگی او را مختل کرده است؟ آیا خستگی باعث شده از مدرسه و دوستان فاصله بگیرد؟ آیا مشکل خواب، تمرکز او را خراب کرده است؟ آیا از دست دادن لذت باعث شده دیگر هیچ فعالیتی برایش جذاب نباشد؟ آیا تجربه تروما باعث شده احساس امنیتش تغییر کند؟ …
































































